d> عجق وجق :: כنیاے یڪ انـωـاטּ چپ כست تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
اگر نمیدانی از من بپرس ، اگر قبول نداری با من بحث کن ، اما هیچ وقت در مورد من یک طرفه قضاوت نکن


سلام دوستان عزیزم صبح زیباتون بخیر و شادکامی :-)

دیروز صبح مادر گفت بعدازظهر میخوایم بریم خونه خاله اینا با اینکه اصلا در فاز مهمانی رفتن نبودم گفتم باشه و خواهرمم میخواست بیاد و حسابی کرخت بودمو دوست داشتم فقط بخوابم منتهی اگر بخوابیم پیرزن خطاب می شویم یه یکی دو ساعتی رو ول چرخیدیم و جواب کامنتا رو دادیم و اون یکی وب هارو هم کامنتاشو تایید کردیم و  ناهار و خوردیم و سپس رهسپار حمام شدیم و ساعت ۴ بیرون اومدمو موهامو خشگ کردمو خورد خورد شروع به آماده کردن کردم و آرایش کردمو به حول قوه الهی ان شاالله که تبارک الله در ورودی خونه رو باز کردیم و پوتین به پا کردیم و با آقای پدر خونه خاله رفتیم و خواهرمو مادرشوهرش و جاریشو نی نی با ماشین پدرشوهرش اینا میومدن اونا جلوتر از ما حرکت کرده بودن و ما رسیدیم اونجا بودن و نشستیم به حرف زدن و پدر هم اومد و یه سر پایی حال و احوال کرد رفت جایی کار داشت و گفت ۷ میام دنبالتونو مادر گفت خودمون میام و پدر رفت و نی نی خوشتیپ تا افراد جدید میان کمی در فاز یخ زدن و مات بردن میره و سپس شروع به نمک ریختن کرد و حسابی سرمون گرم شد
و بعدشم دستاشو باز می کرد بهم میزد که یعنی میخواد نی نای کنه و فی مابین دخترخاله تشریف آورد و حسابی چلوندش و نی نی میخواست نانای کنه و دخترخاله هم ازش باج میخواست و گفت بوس بده تا نی نای بزارم و اونم چند ماچ آبدار حواله ی لپ دخترخاله کرد و ضبط را روشن کرد و دیدیم خوشگل خانم طبعشون فقط با حامد پهلان آهنگ ساناز خانم سازگار و تو cd نداشتن و از موبایلش گذاشت و شروع کرد نانای کردن به همه هم نگاه می کنه دست نزنی به دستات نگاه می کنه و نمی رقصه و کمی هم خاله ی ما مذهبی تشریف داره و فاطمیه و از این حرف ها و همه هم گفتن ما می خوایم نی نی برقصه خودمون که نمی رقصیم و خاله شور گذاشته بود و کمی آورد خوردیم وای که چقدر خوشمزه بود تهشو در آوردماااا خخخخخخ زن نیست که هنرمند هزار الله اکبر و صحبت صحبت ، صحبت افتاد به دندونپزشکی و ما هم داشتیم چای با توتک میل می کردیم که حالمون بهم خورد تروخدا یکی داره یه چی می خوره از این حرفا نزنید می گفت رفتم دندونپزشگی دندونم چرک یا همون عفونت خودمون داشته دکتر کار می کرده چرک فواره می کرده حالا تصور بفرمایید توتک یه دستتون و اون یکی دستتونم فنجون چای قیافه مبارک چه شکلی میشه و از این بحثا با فهمیدن گند زدن دخترخاله خارج شدیمو بحث طلاق شد و فهمیدیم استان البرز طبق آمارهای رسانه ای طلایه دار است و بحث خیانت و از این حرفا شد و ما هم چند کلامی بلغور فرمودیم و خاله گفت طلاق زیاد و شناخت ها سخت شده و لازم به ذکر عروس خاله دوتا خواهر داره و هر دو خواهرش طلاق گرفتن با دو تا بچه و بعد صحبت بچه و اسم شد و خاله گرامی یادش نمیومد اسم " نوه خواهرشوهرش " چیه ؟؟؟؟ خخخخخخخخ بابا تروخدا این اسمای چرت و پرت چیه میزارین آخه باغتون آباد ، من هم گفتم " آمین " هم اسم پسره و دخترعموی مادرم اسم نوش " آمین " مادر هم با خنده گفت : اسم دخترشم باید رب العالمین بزاره خخخخخخخخ
اسم هایی که خودم دوست دارم ایناست :
دخترونه :
آیلار
مروارید
تارا
بارانا
:-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-)
پسرونه :
سپهر
کیارش
ماهان
مهبد
والسلام
و ساعت ۶:۳۰ زنگ زدیم آقای پدر و تشریف آوردیم منزل و امروز هم تهران باید تشریف ببریم دکتر و اگر نفسی باقی بود میام کامنتا رو اکسپت می فرمایم


Maryam ۰۹ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۵۱ ۱۱ ۰ ۱۶۷

نظرات (۱۱)

  • رها
    دوشنبه ۹ اسفند ۹۵ , ۱۳:۰۷
    سلام...چه روز خوبی داشتی..من یه خاله دارم نه تنها مذهبی نیست لارجه لارجه.بعضی وقتا به خودم میگم دیگه شورشو در اوورده از بس پایس...پسر کیان دوست دارم دختر باران.یه فامیلمون اسم پسرش جهان دخترش دنیا.جهان و دنیا رو زده گله هم.خخخخ.تو فامیل ما بچه از طفولیت رقص حرفه ای اجرا میکنه...اصلا یه ساعتایی اختصاص به رقص بچه میدیم.خخ.بعد بزرگ که میشن رقاصای ماهری هستند.خخ.یه دختر دایی دارم هفده سالشه قدش یک مترو نوده.باورت میشه؟؟خوده نردبونه.بعد انقدر می رقصه که نگو.بدنش ترکه ایه کاملا..الان ام اس گرفته.انقدر افسردس...خدا شفاش بده...چه ربطی داشت نه؟؟؟خخخخخخخ.
    • author avatar
      Maryam
      ۹ اسفند ۹۵، ۱۹:۴۷
      سلام ممنونم اهوم
      بابت دخترداییت متاسفم :-(
      الان از تهران اومدم خسته م
  • رها
    دوشنبه ۹ اسفند ۹۵ , ۱۳:۰۸
    راستی دکتر چرا گلم؟؟خدا بد نده..
    • author avatar
      Maryam
      ۹ اسفند ۹۵، ۱۹:۴۵
      فکمو جراحی زیبایی انجام دادم
  • رها
    دوشنبه ۹ اسفند ۹۵ , ۱۹:۴۷
    فکت چه مشکلی داشت مگه؟؟
    • author avatar
      Maryam
      ۹ اسفند ۹۵، ۲۰:۱۹
      فک بالام کوچیک بود
  • رها
    دوشنبه ۹ اسفند ۹۵ , ۱۹:۴۹
    آخیییییی.خسته نباشی عسل.جراحی سر پایی؟؟بخیه زد؟؟
    • author avatar
      Maryam
      ۹ اسفند ۹۵، ۲۰:۱۸
      سلامت باشید ، ۱۳۹۵/۰۸/۱۶ جراحیمو انجام دادم الان رفتم کنترل ، یک شب بیمارستان بودم صبح مرخص شدم دکتر هم گفت ۱۳۹۶/۰۸/۱۶ بیا بینمت آره دیگه فک رو آوردن بیرون و تو لثه پلاتین گذاشتن
  • رها
    دوشنبه ۹ اسفند ۹۵ , ۱۹:۵۰
    دلم ریش شد....
    • author avatar
      Maryam
      ۹ اسفند ۹۵، ۲۰:۱۵
      وا ، چراااااااااا؟
      رهاجان عزیزم من فکمو جراحی کردم که استاندارد شه همیییییین چرا انقدر گندش می کنی !!!!! فکم سرجاشه خودم با خودم دشمنی ندارم که فکمو دربیارم !!!!!
      حالا که انقدر دل نازکی یه صدقه رد کن پس مریضیای دیگه رو ببینی چی میگی !؟! این همه درد و مرض جدید
  • زهرا
    دوشنبه ۹ اسفند ۹۵ , ۲۰:۴۵
    سللااااام
    مریم جون لینک شدی
    • author avatar
      Maryam
      ۹ اسفند ۹۵، ۲۰:۴۹
      سلاااااااااااااااااااااااام
      دلم واست کوچولو شده بود مرسی منم لینکت کردم
  • رها
    دوشنبه ۹ اسفند ۹۵ , ۲۰:۵۵
    اذیت میشدی فکت کوچیک بود یا نه واسه زیبایی جراحی کردی؟؟
    • author avatar
      Maryam
      ۹ اسفند ۹۵، ۲۰:۵۹
      نه اذیت نمیشدم ولی فکم استاندارد نبود دیگه الان هم ارتودنسی دارم و لازم بود جراحی کنم هم زیبایی
  • رها
    دوشنبه ۹ اسفند ۹۵ , ۲۳:۳۴
    آره ب خدا.ی بار رفتم آزمایشگاه دو بار غش کردم یکی واسه کسی که قبل از من خونشو گرفتن یکی واسه خودم.دست خودم نیست.چیزی که با جراحت و خون باشه اعصابمو خورد میکنه.منظوری نداشتم عسل.چون با روحیاتم آشنایی نداری بهت حق میدم...من واسه هر ایرانی تقریبا ی بار غش کردم...گفتی جراحی فک.فکم جای حساسیه...حالا خوبه؟؟؟
    • author avatar
      Maryam
      ۱۰ اسفند ۹۵، ۱۰:۳۹
      منم به خون آلرژی دارم و اگر خون تو سرنگ ببینم کل پیشونیم عرق سرد می شینه و سرگیجه ، سرگیجه .... انگار گوشام یکی گرفته و غش می کنم خودمم رفته بودم آزمایشگاه نشسته خون دادم حالم بد شد و افتادم و دکتر آزمایشگاه و اینا اومدن بالاسرم خخخخخخخخ خلاصه داستانی بودا دکتر گفت از این به بعد خوابیده خون بده منم از اون موقع خوابیده خون میدم و موردی پیش نمیاد
      حتی من قربانی کردن رو هم نمی تونم نگاه کنم انقدر حساسم
      متوجه منظورت شدم
      آره خداروشکر تازه چهرمم تغییر کرده و همش میگم کاش زودتر عمل زیبایی انجام داده بودم ، از بچه گی می دونستم که باید عمل کنم اما این ترس لعنتی مانع بود رفتم تهران پیش یک جراح فک معروف عمل کردم و راضیم شکر
  • رها
    سه شنبه ۱۰ اسفند ۹۵ , ۱۳:۲۶
    خوشگل تر شدی؟؟؟خدا رو شکر که راضی هستی عسل..رگ انسان حالمو بد میکنه دیدی خون میگیرن سرنگ میره تو رگ..اون لحظه دلم ضعف میره و بیهوش میشم..ی بار یکی رگشو زده بود تو بیمارستان دیدم بیهوش شدم...اصن یه وضعی..خخخ
    • author avatar
      Maryam
      ۱۰ اسفند ۹۵، ۱۴:۵۰
      آره ، منم همین طورم هیچ وقت نگاه نمی کنم
  • رها
    سه شنبه ۱۰ اسفند ۹۵ , ۱۳:۳۰
    با هیچ جا به اندازه رگ مشکل ندارم...فکرشو بکن من نامزد بکنم بریم آزمایشگاه.خخخخخ.خدا رو شکر که ازدواج نمیکنم.خخخ
    • author avatar
      Maryam
      ۱۰ اسفند ۹۵، ۱۴:۴۹
      هیچ وقت با مجرد موندن تا پایان عمر موافق نیستم رها به چهار روز جوونیت نگا نکن فردا روزی که پا به سن بزاری مثل اسمت رها میشی همه درگیر خودشون میشن کسی یه لیوان آب هم دستت نخواهد داد تو نمیدونی چه آینده ای در انتظارته مثلا من در ۲۳ سالگی عمل فک انجام دادم خدا میدونه بعدها سرنوشت چه به سرم خواهد آورد ؟؟؟ تو یه دختری نمیتونی تا ابد تنها باشی معیارهای متناسب با عقل سنگین بزار اما ازدواج کن با یه آدم خوب ، همه دیوث نیستن که
  • تنها تنهایی
    چهارشنبه ۲۳ فروردين ۹۶ , ۱۰:۴۶
    هههه
    • author avatar
      Maryam
      ۲۳ فروردين ۹۶، ۱۷:۵۱
      والا به خدا
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

سلام
اینجا می خوانی آنچه که برای خودم نمی پسندم ، میل به پذیرش و تائید ندارم ، می نویسم تا گفته باشم
اینجا نتیجه درگیری های ذهنی منه