d> گلدان بی گل :: دنـیای یک انـسان چپ دست تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
ما جماعتی هستیم که متن های طولانی رو نمیخونیم ولی در مباحث ، ادعای منطقی بودن داریم


سلام دوستان عزیزم ظهر جمعه زیباتون بخیر
شنیدین که میگن عقل که نباشه جان در عذابه ؟ چرا آخه بعضیا تا میشینن شروع می کنند به شر و ور گفتن ؟ یه نفر هست که هر بار خونه ما میاد از بسم الله ... ، از این چیزا میگه حالا من که نمی ترسم چون باور نمی کنم همچین چیزایی که اون میگه رو چون ترس از باور شکل می گیره ، چند وقت پیش خونه ما بودن دوباره شروع کرد از این حرفا من نترسیدم اما خب خواهرم خیلی ترسیده بود و تا چند روز طفلک هر روز خونه ما میومد تا ریمو شه از ذهنش حالا داستان من ، دیشب حوالی ساعت ۱۲ رفتم بخوابم تموم اون حرفا تو مغزم مرور شد !!!! انقدر تو رخت خواب نشستم بسم الله ، بسم الله گفتم که نگو ..... نگید بابا نگید عه ، میگفت یکی از آشناهاشون تو خونه شون از اونا هست و باهاش حرف می زنند و کلا داستانی واسه خودشود دارند !!!! خب به ما چه ؟  به طفلک خواهر من چه ربطی داره ؟ آخه چرا باید تو همچین خونه ای زندگی کرد ؟ به خدا این حرفا دلیل اثبات شیرمردیتون نیست به پیر به پیغمبر نیست !!!! این طور آدما مشگل روانی هم پیدا می کنند انقدر تو نخ این حرفان بابا بشینید زندگیتونو کنید !!! آخه از این چرت و پرتا چی در میاد ؟؟؟ زود خوابم برد من مشگلی ندارم چون حرفاشو باور نمی کنم که به مرحله ترس برسه منکر خلقتشون هم نیستم وجود دارند  اما دلم برای خواهرم می سوزه دخترش هم روانیه می شینه فیلم زامبی نگاه می کنه بعد جفت می کنه ناخون می جوئه و می ره تو اتاق مامانش اینا می خوابه خجالت بکش خرس گنده ۲۳ سالته زشت میری تو اتاق مامانت اینا می خوابی !!!! من فیلم ترسناک نگاه کنم نمی ترسم چون تو نخش نمیرم و قبول دارم این یه فیلم و تخیل هیجان انگیز یه کارگردان همین ، فقط از فیلم جنگیر خیلی می ترسم میدونید چرا ؟ چون که ۵ سال بیشتر نداشتم نشستم نگاه کردم الانم که ۲۳ سالمه بشینم نگته کنم نمی دونم واکنشم چیه ولی فکر کنم باز بترسم واسه اینکه من پا به پای هر سکانسش ترسیدم و گریه کردم ممکن اون خاطرات واسم ریوویو شه و بترسم آخرین فیلمی که ترسناک بود دیدم یه فیلم کانادایی بود اگر اشتباه نکنم ، محصول ۲۰۱۳ اسم فیلمش" ماما " بود خیلی هیجان انگیز و جالب بود من تنها نشستم نگاه کردم روی تخت خوابم نه خانی اومد نه خانی رفت ساعت ۸:۳۰ شب ۱۱ هم خوابیدم ولی چیزی و که دیگران برات تعریف کنند تخیل خودته و اون هم پیاز داغشو زیاد می کنه و تو هم تجسم می کنی بیشتر آدم می ترسه تا اینکه فیلم رو تماشا کنی حالا با هر دزی که می خواد باشه
سری که توش مغز نباشه مثه گلدون بی گل

Maryam ۱۳ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۴۳ ۴ ۰ ۲۴۷

نظرات (۴)

  • رها
    جمعه ۱۳ اسفند ۹۵ , ۱۵:۲۱
    آره به خدا،عقل که نباشه جون در عذابه..مگه مجبور بوده فیلم ترسناک ببینه بعد بره تو اتاقه مامانش بخوابه؟؟اسمه فیلم روشه.فیلمه،ساختگیه...بعضیا کلا ترسوندن دیگرونو دوست دارن.داییه من مدام راجع به جن حرف میزنه،میگم دایییییییی نگو اینا رو،من که نمیترسم،،ولی انگار ریشه در درونش داره تا راجع به جن ها حرف نزنه آروم نمیشینه..چی بگم والا..اینم یه نوع شغله مثله فضولی
    • author avatar
      Maryam
      ۱۳ اسفند ۹۵، ۱۷:۴۵
      من که منکرش نیستم وجود دارند ولی اطلاعات داشتن راجبشون هم نون شب نیست که اصلا هر چی کمتر بدونیم بهتره ، چرا باید زندگیمونو ول کنیم راجبه اونا فکر کنیم یا برای هم تعریف کنیم !!!! احتمالا زمانی که داییت راجبه این مسائل حرف می زنه کسی اشتیاق نشون میده اگر کسی به این طور آدما محل نده دیگه
      راجبش حرف نمی زنه
  • رها
    جمعه ۱۳ اسفند ۹۵ , ۱۸:۱۶
    آره مامانم عاشق داییمه.بهش توجه میکنه.اونم هی میگه.خخ.ب خدا.اصلا چرا باید حرفای چرت زد و فضول بود؟؟!!!شاید نوعی اعتیاده.خخ
    • author avatar
      Maryam
      ۱۳ اسفند ۹۵، ۱۸:۳۷
      خب با مادرت صحبت کن بگو اشتیاق نشون نده شاید یکی تو اون جمع باشه مغرور باشه نتونه بگه می ترسه فکر کنم این طور افراد یه نوع مریضی روحی دارند
  • رها
    جمعه ۱۳ اسفند ۹۵ , ۱۹:۰۰
    آره ب خدا..مامانم میگه گناه داره...حق با تو...اما تو جمعمون کسی نمیترسه از این چیزا...اصلا باید ترک کنه چه باشه تو جمع کسی که میترسه چه نباشه...
    • author avatar
      Maryam
      ۱۳ اسفند ۹۵، ۱۹:۴۷
      تو نا خودآگاه تأثیر میزاره
  • احسان .م
    شنبه ۱۴ اسفند ۹۵ , ۱۵:۵۳
    فیلم و ... به کنار،این کلمات اینگلیسی با نوشتار فارسی را چی بهش بگم :)))
    • author avatar
      Maryam
      ۱۴ اسفند ۹۵، ۱۶:۳۹
      به خدا عادت کردم تو گفتار زیاد استفاده می کنم خخخخخخخخخ شما ببخشید ...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

سلام
اینجا می خوانی آنچه که برای خودم نمی پسندم ، میل به پذیرش و تائید ندارم ، می نویسم تا گفته باشم
اینجا نتیجه درگیری های ذهنی منه