d> پاتکی به بغض :: دنـیای یک انـسان چپ دست تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
ما جماعتی هستیم که متن های طولانی رو نمیخونیم ولی در مباحث ، ادعای منطقی بودن داریم


امروز ۲۰ اسفند ماه و چیزی به پایان ۲۳ سالگیم نیست و هیچ کسی حواسش نیست همه درگیر خودشونند و من مات تغییر آدمک ها نه خانی آمده نه سلطانی رفته همه چیز به صورت مرموز ساکت و امن و از این مدل آرامش ها بیزارم نه چیزی دلخوشیم است نه چیزی باعث شادی ام خواهد شد حس و حالم یه چیزی شبیه سقوط در پرتگاهی بی نام و نشون ته کفشام تو زندگیم ردی نداره از هر جا که رد شم سایه م هم در تیر رأس نگاه کسی نیست همه درگیر خودشون هستند و من در تنهایی خودم شنا می کنم آه یادم رفت بگم من شنا کردن بلد نیستم خدا میداند کی دستانم روی موج ها خشگ بماند دلم غمگینم مردمک چشمانم ناخدا میخواد تو دریای چشام اما این دریا رو زیر شن های مژه هام خشگ می کنم من از این تغییر ، از این بغض کوک شده زیر گلوم بیزارم خیلی دوست دارم یکی توی زندگیم بود که میتونستم بدون دغدغه افشای حرفام رو شونه هاش هق هق می کردمو حرف می زدم از دردایی که دارم می گفتم یا که اصلآ درد و دل هم نه چند ثانیه بی وقفه تو چشام خیره می شد و یه حالی ازم می پرسید ! خیلی وقت با خیلی از کلمه ها بیگانه شدم من هیچ جایی واسه حرفام ندارم دلم یه بقل سیر گریه میخواد همیشه وقتی حالم بد میشه به جای گریه حس و حالمو اینجا هک می کنم کسی نمیدونه من زباله دون احساس شدم دارم جان می کنم که دم نزنم من از اتفاقی که برای اونا میفته خوشحال نیستم از اتفاقی که قراره باعث تغییر آدما بشه خوشحال نمیشم روزگار آدما عوض شده من این روزگار و نمیخوام فقط تنها خواسته م از خدا اینکه کمکم کنه تا بتونم فراموش کنم همه اون آدمارو که باعث داغونی من شدند شاید کسی باورش نشه من تو زندگیم هیچ دلخوشی ندارم این حرف من یعنی پوچی به معنای واقعی ، زندگی من انقدر برهوت هست که هراس از دست دادن هیچیو ندارم حتی شخص خاصی فقط اگر کسی رو  پیدا کنم واسه ساحل چشام دغدغه م نگهداشتن اون میشه من بی کس و کارترین آدم این شهرم همیشه حواسم به همه بود اما کسی حواسش نیست




Maryam ۲۰ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۲۴ ۲ ۱ ۱۰۱۰

نظرات (۲)

  • Haa Med
    جمعه ۲۰ اسفند ۹۵ , ۲۱:۲۱
    هرگز نمیتونم کسانی رو که باعث بدبختیم شدن از یاد ببرم. هرگز.
    • author avatar
      Maryam
      ۲۰ اسفند ۹۵، ۲۱:۳۳
      شاید تنها ضعف بزرگ من اینکه هیچ وقت هیچ کسی رو نمی بخشم ، چون اگر یه نگاه تقویمی هم به زندگیم بندازی متوجه مراقبت کلامم میشی همیشه سعی داشتم حواسم به همه باشه و دلشونو هر طور شده به دست بیارم اماااااااااااااااا چی بگم ، نگم بهتره ، فقط حواسم بود که حواسشون بهم نیست ، من غمگین ترین دختر این شهرم باور کنید تو زندگیم واهمه از دست دادن هیچ کس و هیچی رو ندارم دوست دارم برم یه جای دور زندگی کنم ولی افسوس
  • رها
    دوشنبه ۲۳ اسفند ۹۵ , ۰۷:۲۶
    سلام عسل.تولدت پیشاپیش مبارک...خیلی قشنگ نوشتی...عالی و زیبا...
    • author avatar
      Maryam
      ۲۳ اسفند ۹۵، ۰۹:۲۷
      سلام ممنونم عزیزم ، لطف داری
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

سلام
اینجا می خوانی آنچه که برای خودم نمی پسندم ، میل به پذیرش و تائید ندارم ، می نویسم تا گفته باشم
اینجا نتیجه درگیری های ذهنی منه