d> یه قُلُپ خـــلـــســه مـــــــــــــــــرگ :: دنـیای یک انـسان چپ دست تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
ما جماعتی هستیم که متن های طولانی رو نمیخونیم ولی در مباحث ، ادعای منطقی بودن داریم


سلام دوستان عزیزم عصر بخیر

شما وقتی با جمعی از دوستانتون در ارتفاع قرار می گیرید به چی فکر می کنید ؟ مسلمأ  هر کسی یه چیزی میگه
نظر من در ارتباط با مرگ تعمیم دادنی نیست من مرگ رو یک شغل سخت میدونم که از دنیا بازنشسته میشیم بعد از این همه سختی و جمع آوری پول و خونه و خانواده نسب به آتش سوزی و یا هر بلایی که سر زندگیت بیاد بی تفاوت باشی ،  فکر کن بچه ت تو دریا داره دست و پا میزنه تو اونجا بی خیالی نه اینکه بی خیال باشی ها نه دستت از دنیا کوتاه باشه کاری نتونی کی مرگ از معدن ذغال سنگ هم سخت تره که یه روزی همه ی ما رو در بر خواهد گرفت ، مرگ از نظر من  اون چیزی نیست که دیگران فکر می کنند چیزی که مردم از مردن برای خودشون ساختند مثل یه فیلم که نمیشه با قلب و روان سالم هم نگاش کرد +۲۰۰ سال هست ، انقدر میگن اون جا آتیش داره و.... که افراد همه دنیاشون شده اموالشون و قدرت دفاعیشون همه وسایل مکانیکی شده در صورتی که چیزی جز اعمال ما یارای ما نیست مرگ زیبا تر از اون چه که ما فکر می کنیم هست ، جهنمی که افراد میگن یک طبقه از جهنم هست جهنم هر آدمی با دیگری فرق داره همه که یک جا نمی رن با یک دز ، البته همه که جهنم نمی رن من دارم راجبه طبقه خودم حرف می زنم ، یا انقدر راجبه کار گزار مرگ میگن انقدر ترسناک که همون جا جلوش جون می کنی و اینا همش خرافات ذهن ماست ما عادت داریم از چیزی که هراس داریم یک موجود استثنائی که حتی کارگردان های تخیلی هالیوود هم به احتراممون بلند شن و کف بزنند بسازیم من آدم خوبی نیستم و سعی بر خوب بودن هم ندارم چرا که اگر بخوام آدم خوبی شم باید نظر مثبت هزاران نفر و به دست بیاریم که تقاصش پاک شدن خودم هست ! شک ندارم بازدیدکننده هایی دارم که از قلم من خوششون نمیاد یا دنبال کننده م هستم و ستاره منو تو پنلشون می بینند اهمیتی نمیدن برام مهم نیست خوبی رو باید تو قلب آدم ها جست من میتونم تو قلب شما من یه آدم مرموز ، یه آدم بی دین و ایمان ، یه آدم جالب ، ..... بیام افکار دیگران بهشت و جهنم رو برای من معلوم نمی کنه نمیدونم در پس دل پیچه های ابرها چی میگذره و کدامین سنگ فرش از شهر آغوش کشیدن تن سرد منو به آغوش می کشه ، پنبه چشم های من در کدوم خط تولید کارخونه تولید خواهد شد ولی میدونم یک روز در کمال ناباوری با کارگزار مرگ فیس در فیس خواهم شد و. مرا به جایی شبیه کویر که خاک هاش با نسیم ملایمی غوغا می کند و خورشید تلفیقی از ابر و از جنس آسمون خواهد برد اون جا سرتاسرش آرامش و جاهایی پر از کشف کردنی خواهد بود که بی خیال همه چیز می شوم آن جا مرگ است که نه تشویشی در آن راه دارد و نه آستین لباسم عرقچین پیشانی ام از یک خواب پریشان می شود

این دیدگاه شخصی من نسبت به مرگ بود حالا میتونه درست باشه میتونه غلط باشه ولی تو ۲۴ سالگی قبولش دارم




Maryam ۲۴ فروردين ۹۶ ، ۱۶:۴۷ ۱۱ ۱ ۳۹۰

نظرات (۱۱)

  • قالب بلاگ رضا
    پنجشنبه ۲۴ فروردين ۹۶ , ۱۶:۴۹
    دیدگاهتون مستدام :)
    • author avatar
      Maryam
      ۲۴ فروردين ۹۶، ۱۷:۳۳
      ممنون
  • دچــ ــــار
    پنجشنبه ۲۴ فروردين ۹۶ , ۱۶:۵۹
    جمله آخر خیلی مهم و جالب و عاقلانه بود:)
    • author avatar
      Maryam
      ۲۴ فروردين ۹۶، ۱۷:۳۲
      کدوم جمله ؟
  • علی آقا
    پنجشنبه ۲۴ فروردين ۹۶ , ۱۶:۵۹
    هر کسی که ازت نظرت در مورد مرگ پرسیده همین الان بلاک کن :) مرگ چیزی نیست که دیدگاه محور باشه ، کسی تجربه ش نکرده ، هر کی هم که نجربه کرده دیگه ، خدا رحمتش کنه الان دستش از کیبورد جداست :/
    به جای چسبیدن به شاخ و برگ های دور یه مسئله اصل موضوع دیده بشه خیلی خوبه ، بهرحال ما فقط یه بار زندگی میکنیم ، مرگ هم که پایان کار همه س
    به نظر من این موضوع و مباحثش کمی چیزه ، یعنی الان تو همچین مواردی منطق جواب نمیده ، همه دنبال دفاع از نظریاتشونن
    برین بچسبین به زندگی بابا :)))))
    • author avatar
      Maryam
      ۲۴ فروردين ۹۶، ۱۷:۳۱
      اوه ... اوه عجب کامنتی !
      ولی خدایی من دنبال دفاع از نظرم نیستم ، تو پست هم نوشتم دیدگاه من تعمیم دادنی نیست و ارتفاع رو هم مثال زده بودم
  • دچــ ــــار
    پنجشنبه ۲۴ فروردين ۹۶ , ۱۷:۵۳
    این دیدگاه شخصی من نسبت به مرگ بود حالا میتونه درست باشه میتونه غلط باشه ولی تو ۲۴ سالگی قبولش دارم

    http://doshize.blog.ir
    • author avatar
      Maryam
      ۲۴ فروردين ۹۶، ۱۸:۵۶
      خب هر کسی میتونه از هر زاویه ای به هر چیزی فکر کنه مهم اینکه خودش اونو باور داره
  • اسمم محموده
    پنجشنبه ۲۴ فروردين ۹۶ , ۱۹:۳۲
    چه جالب، شاید کمتر از 24 ساعت پیش کتابی رو تموم کردم که میخواستم هم درموردش بنویسم تو بلاگم ولی فرصت نشده، حالا که شما هم ذهنتون درگیر اینجور مسائل هست بهتون پیشنهاد میکنم بخونینش :
    The Denial Of Death نوشته ارنست بِکِر
    • author avatar
      Maryam
      ۲۴ فروردين ۹۶، ۲۰:۵۱
      ذهنم در گیر مرگ و میر و .... نیست اگر سکانس های برزخی رو بخونید بیشتر متوجه منظورم میشید
      ممنون بابت معرفی کتاب
  • soroush
    جمعه ۲۵ فروردين ۹۶ , ۰۸:۲۱
    ممنون مرسی که این پست رو گذاشتید ، تصور زیبایی دارید همیشه از فکر کردن به مردن می ترسیدم اما با خوندن این پست کمی راحت تر فکر میکنم
    قسمت +200 سال هم با حال بود
    • author avatar
      Maryam
      ۲۵ فروردين ۹۶، ۰۸:۴۸
      خواهش می کنم
      البته من تو پست هم گفته بودم این تصور بود که من از مرگ دارم حالا میتونه درست باشه میتونه غلط باشه ، اول از اینکه بخوای پی ببری مرگ چیست ؟ باید به این فکر کنی سهمت از این زندگی چیه ؟ آیا سهم شما از این زندگی فقط گرخیدن هست ؟ باید چیزهایی که شنیده میشه در مغز بررسی شه
  • 379
    جمعه ۲۵ فروردين ۹۶ , ۰۸:۴۳
    اللهم عجل لولیک الفرج
    • author avatar
      Maryam
      ۲ ارديبهشت ۹۶، ۱۸:۵۲
      اللهم عجل لولیک الفرج
  • زهرا باقری
    شنبه ۲۶ فروردين ۹۶ , ۲۲:۰۶
    اینجا بحرف اونجا برام باز نشد
    • author avatar
      Maryam
      ۲۶ فروردين ۹۶، ۲۲:۱۱
      نشد نتونستم درج عکسو میزنم پنجره باز میشه از گالریم عکسو فرستادم ولی نمیدونم چرا نمیاد وبم :-((((
  • بنت شهرآشوب
    دوشنبه ۲۸ فروردين ۹۶ , ۱۲:۲۵
    منم فکر کنم با نظر شما درمورد مرگ موافق باشم
    مرگ اونقدرا هم ترسناک نیست
    فقط بُعد ترسناکش برای من اینه که دستم از اعمال خیر دنیا کوتاه میشه. و دیگه پشیمونی اونجا سودی نداره
    وگرنه مرگ به خودی خود یه جور مسافرته. با قطار یا با هواپیما.
    مثل مستاجری که از تو خونه مستاجری میره تو خونه ی خودش
    • author avatar
      Maryam
      ۲۸ فروردين ۹۶، ۱۲:۳۰
      بله همین طوره ، خب از این فرصت ها ساده نگذرید ، تا میتونید کارای خوب و صالح انجام بدید با توجه به توجه مردم نسبت به اموات باید به این نتیجه رسید که خودمون باید به فکر خودمون باشیم
  • صهبا 97
    چهارشنبه ۱۷ خرداد ۹۶ , ۰۷:۱۵
    فکر میکنم مرگ جذاب باشه چون تجربه جدید و بدیعی هست
    البته از اعمال خودم و از واکنش عزیزانم پس از مرگم نگرانم ولی از خود مرگ و از روندش زیاد نه...
    • author avatar
      Maryam
      ۱۷ خرداد ۹۶، ۱۶:۲۷
      به نظر من مرگ اونوری که توصیف میشه نیست
      فیلم سیاحت غرب رو دیدی ؟ من اصلأ باورش نکردم 
      تصورم نسبت با مرگ و خدا با این تصاویر هماهنگ نشد 
      خدا خیلی بخشنده ست 
  • صهبا 97
    چهارشنبه ۱۷ خرداد ۹۶ , ۱۹:۰۵
    اره دقیقا
    من همونو دیدم در بچگی (6-7 سالگی دیدم ولی دقیقا همه جاشو یادم مونده) و از مرگ هراس داشتم
    نمیترسیدم ولی استرس زیادی داشتم و اذیت میشدم بابتش
    ولی بعدا حس کردم اینا زیادی غلوه...
    • author avatar
      Maryam
      ۱۷ خرداد ۹۶، ۲۱:۳۹
      من از مرگ نمی ترسم حتی از نبودن هم نمی ترسم و فکر کردن بهش هم حالمو بد نمی کنه چون همیشه مستقل بودم و باور دارم یه روزی من دیگه نخواهم بود یعنی برای همه ی آدما یه روزی این اتفاق می افته که دیگه نیستند و حالا طرز فکر و واکنش هر آدم هر چیزی که می خواد باشه ، باشه 
      من ۲۶ اسفند ۹۳ کارت اهدای عضو ثبت نام کردم ولی هنوز کارتم به دستم نرسیده درست فردای روز تولدم بود من متولد ۲۵ اسفند هستم ، تا این حد مستقل هستم که درباره این قضیه از هیچ کسی اجازه نگرفتم ولی از سن پایین به مادرم می گفتم ۲۰ سال رو رد کنم عضو میشم و بعد از ثبت نام چهار ماه بعد بهش گفتم ، الان پدر و برادرم اطلاعی ندارند 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

سلام
اینجا می خوانی آنچه که برای خودم نمی پسندم ، میل به پذیرش و تائید ندارم ، می نویسم تا گفته باشم
اینجا نتیجه درگیری های ذهنی منه