d> دنـیای یک انـسان چپ دست تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
ما جماعتی هستیم که متن های طولانی رو نمیخونیم ولی در مباحث ، ادعای منطقی بودن داریم


سلام دوستان عزیزم صبحتون بخیر و شادکامیو کلی انرژی مثبت

امروز ۲۵ اسفند سالروز تولد اینجانب می باشد پایان ۲۳ سالگی و آغاز ۲۴ سالگی و شروع یک سال دیگه از زندگی من با همه اتفاقات خوب و بدی که توش برام قرار بیفته ، من همیشه چند روز قبل از تولدم دچار دگرگونی میشم روی تموم روتین زندگیم تأثیر داره امروز که صبح بیدار شدم احساسم شبیه صبح های ۲۳ سالگیم نبود تازه سه ، چهار سال این اتفاق و کشف کردم نمیدونم شما هم دچار تغییر می شید یا نه !!! زمستون من بهار شما ، میگم خودمونیما منم وقت گیر آوردما چه روزی هم دنیا اومدم خخخخخ سه روز بعد تولدم یه اتفاق دیگه ای هم افتاد که تموم زندگی مادرمو تحت تأثیر قرار داد خدا رحمت کنه همه درگذشتگان و مگه میشه با یک نگاه یه عمر زندگی کرد ، مادرم داره همین کار سخت رو انجام میده البته هر دفعه که این اتفاق دوباره یادآوری می کنند ناراحت میشم ولی به روی خودم نمیارم تموم ویژگی های بدم رو دارم از شخصیتم می برم مثلأ میخوام از امسال دیگه کمتر از دیگران دلخور شم و دایره زندگیمو محدود به خودم کنم تا امسال مرک زندگیم خیلیا بودندذکه حرفاشون واسم اهمیت داشتند اما امسال سال بایکوت کرن همون افراد مهم ساده میگذرم اما از کسانی که سال ها قبل رنجوندنم هرگز نخواهم گذشت چون اگر کسی منو بشناسه میدونه آزارم به مورچه هم نمی رسه یا مثلأ تا امسال ملوم از هر لحاظ که نگاه کنی بودم اما امسال چشام باز شد دیدم نه انگار داره این دور و اطراف یه اتفاقایی میفته امسال دیگه مظلوم نخواهم بود ، از دروغ به شدت بدم میاد و خط قرمزم و اگر یکی مجبورم می کرد دروغ بگم غصه م می گرفت و به پت پت میفتام درست نمیتونستم مفهومو به شخص مورد نظر برسونم امسال دیگه به همه ثابت خوهم کرد واسه دروغ های مصلحتی رو من حساب باز نکنند ، راستی امسال میخوام خیلی کارهای دیگه ای رو که تجربه نکرده بودم تجربه کنم میخوام این حصار هراس و بشکنم هر چی شد شد دیگه من بچه نیستم ۲۴ سالمه ، اما یکی دو نفر هستند باور نمی کنند سنم رفته بالا آقا ، بچه که تو زمان زندانی نمیشه که بزرگ میشه هنوز میگن عمو چند سالته !!! دلم میخواد یه جوری بزنم تو گوششون که رقص آب دهنشونو تو هوا ببینند مسخره ها خب همون جور که ریش و سیبیلتون سفید میشه من هم سنم بالا می ره ، پدرم همیشه میگه بچه ها بزرگ میشن ما پیر میشیم ! امسال هر کسی این مدلی باهام حرف بزنه عین یه دختر ۱۴ ساله یه جوری بهش نگاه می کنم که خودش به پدر و مادر خودش اظهار فضل کنه ، امسال جدی تر از سال های قبل خواهم بود

چی شد چی نشد های روز تولدمو تا قبل از تحویل سال میام می نویسم تا یادگاری واسم بمونه و متنمو با سال آینده مقایسه کنم ببینم داستان ما چه جوریا بوده

فعلأ



Maryam ۹۵-۱۲-۲۵ ۴ ۱ ۱۲۹۵

Maryam ۹۵-۱۲-۲۵ ۴ ۱ ۱۲۹۵


سلام دوستان عزیزم شب زیبای بارونیتون بخیر و شادکامی

امروز با آقای پدر تشریف بردم جایی کار داشتم و بعد از مکالمات رد و بدل شده گفتند باید به اون یکی شعبه مراجعه کنید ما هم دست از پا دراز تر راست شکم مبارکو گرفتیم و رفتیم سوار ماشین شدیم و اون یکی شعبه رفتیم و اون جا دو ، سه تا زن داغون نشسته بودند که پدر با اولین باجه رفت گفت با خ فلانی کار داریم گفتند که جلسه ست بشینید یه مرد هم زیر صندلی ها معلوم نبود قبر کیو می کند و به نتیجه نرسید بی خیال شد و رفت یه مرد اومد تو و معلوم بود خسته ش کرده بودند فلانی امضا کنه و از این کارای روتین اداری دیگه و دلتون نخواد مثه اینکه شلنگ و گرفته و پدر و مادر عزیزان متصدی و مورد لطف و عنایت قرار داده بود و متصدی هم ابرو در هم عین دیگ دمر نشسته بود و آخرشم کارشو ثبت کردند رفت طبقه اول تا بقیه مسیر اداری و طی کنه ما هم نشسته بودیم و نظاره گر من گفتم این زن الان هر کسی بیاد می پره بهش دیدم ارباب رجوع بعدی که اومد خم به ابرو نیاورد و کارشو رد کرد ما هم نیم ساعتی بود نشسته بودیم از آن جا که بنده توان نشستن طولانیو ندارم و موتور غر زدنم روشن میشه از اون یکی خانم ها پرسیدم کی خ فلانی میاد ؟ گفت اطلاعی ندارم ! منم تشریف بردم نشستم تا اینکه یه زن با چه قر و قمیشی از پشت متصدی ها رد شد من هم گفتم حتما همون دیگه ! بعد کاشف به عمل اومدیم که نه بابا این این همه قیافه میاد یه متصدی ساده ست دیگه قر و قمیشت دیگه چیه ؟ رئیس نیستی که فر به کمر میدی و لبخند ملیح میزنی ، خدا نکنه آدم منتظر باشه و از آن جایی که آشنابازی همه جا خوب است یه مرد ۳۴ ساله اومد و کم مانده بود متصدی به او بگه بیا جای من بشین !!! دقیقا اون هم با هما خانم کارداشت و با نیش با گفت جلسه ست و مرد از سالن بیرون رفت و با خانم .... پایین اومد و باهم وارد اتاق شدند و من وارد شدم و حرفای لازمو عرض نمودم اما راه به جایی نبرد و تشریف آوردیم در ماشین و اینجاهاش دیگه قابل پخش نیست خخخخخ خودتون تصور کنید بعد از یه ساعت علافی و کار بی نتیجه آدم چیکار می کنه دیگه خخخخخ اومدیم به طرف منزلو مامان خانم زنگ زد یه سری چیز میز میخواست و خریدیم اومدیم و بعدازظهر خونه رو تمیز نمودم و...



Maryam ۹۵-۱۲-۲۴ ۱ ۲ ۱۵۰۶

Maryam ۹۵-۱۲-۲۴ ۱ ۲ ۱۵۰۶


امروز ۲۰ اسفند ماه و چیزی به پایان ۲۳ سالگیم نیست و هیچ کسی حواسش نیست همه درگیر خودشونند و من مات تغییر آدمک ها نه خانی آمده نه سلطانی رفته همه چیز به صورت مرموز ساکت و امن و از این مدل آرامش ها بیزارم نه چیزی دلخوشیم است نه چیزی باعث شادی ام خواهد شد حس و حالم یه چیزی شبیه سقوط در پرتگاهی بی نام و نشون ته کفشام تو زندگیم ردی نداره از هر جا که رد شم سایه م هم در تیر رأس نگاه کسی نیست همه درگیر خودشون هستند و من در تنهایی خودم شنا می کنم آه یادم رفت بگم من شنا کردن بلد نیستم خدا میداند کی دستانم روی موج ها خشگ بماند دلم غمگینم مردمک چشمانم ناخدا میخواد تو دریای چشام اما این دریا رو زیر شن های مژه هام خشگ می کنم من از این تغییر ، از این بغض کوک شده زیر گلوم بیزارم خیلی دوست دارم یکی توی زندگیم بود که میتونستم بدون دغدغه افشای حرفام رو شونه هاش هق هق می کردمو حرف می زدم از دردایی که دارم می گفتم یا که اصلآ درد و دل هم نه چند ثانیه بی وقفه تو چشام خیره می شد و یه حالی ازم می پرسید ! خیلی وقت با خیلی از کلمه ها بیگانه شدم من هیچ جایی واسه حرفام ندارم دلم یه بقل سیر گریه میخواد همیشه وقتی حالم بد میشه به جای گریه حس و حالمو اینجا هک می کنم کسی نمیدونه من زباله دون احساس شدم دارم جان می کنم که دم نزنم من از اتفاقی که برای اونا میفته خوشحال نیستم از اتفاقی که قراره باعث تغییر آدما بشه خوشحال نمیشم روزگار آدما عوض شده من این روزگار و نمیخوام فقط تنها خواسته م از خدا اینکه کمکم کنه تا بتونم فراموش کنم همه اون آدمارو که باعث داغونی من شدند شاید کسی باورش نشه من تو زندگیم هیچ دلخوشی ندارم این حرف من یعنی پوچی به معنای واقعی ، زندگی من انقدر برهوت هست که هراس از دست دادن هیچیو ندارم حتی شخص خاصی فقط اگر کسی رو  پیدا کنم واسه ساحل چشام دغدغه م نگهداشتن اون میشه من بی کس و کارترین آدم این شهرم همیشه حواسم به همه بود اما کسی حواسش نیست





Maryam ۹۵-۱۲-۲۰ ۲ ۱ ۱۰۴۷

Maryam ۹۵-۱۲-۲۰ ۲ ۱ ۱۰۴۷


سلام دوستان خوبم ظهرتون بخیر و شادکامی
دیروز با آقای پدر دو سه جا کار داشتیم تشریف بردیم و دو جاشو تونستیم بریم و جای بعدی به خاطر پایان ساعت کاری نتونستیم بریم و ساعت ۲:۴۵ خونه بودیم دیگه از کمر افتادما امروز دوباره یکی دو جا کار داشتیم صبح ساعت ۸:۴۵ پدرم اومد اتاق صدام کرد منننننننننم که ها حساب کنید دیگه شرح ندم با چه وضع و قیافه ای پاشدم چایی دم کردم و مادرم هم بیدار شد و صبحانه باهم خوردیم و رفتیم یه جا که بی ثمر بود ولی جای دوم کارمون حل شد و رفتیم بیمه و شلوغ بود و باید نوبت برمیداشتیم و ۲۰ تا منتظر می موندیم آقا من هر کسی و که میدیدم چهره هاشون آشنا بود نمیدونم چرا ؟ برای شما هم پیش اومده تا حالا ؟ همه آشنا بودند از دم !!!! فقط مشگلی که خیلی رایج شده بین کارمندا اینکه احترام بزرگترا رو نگه نمیدارند یه بنده خدایی اومد با دخترش که ۷۰ داشت و دخترش ۴۵- ۶ گفت دخترم ما بانک کار داریم اینطوری نمی رسیم به اون کارمون دختر کارمند صداشو انداخت سرش گفت : پدرجان پولتو کمتر خرج می کنی این همه اینجا نشستند !!!! خیلی از این برخوردش ناراحت شدم تو جای نوه ای بنده خدایی !!!! نمیدونم چرا مردم به یه پستی چیزی می رسند از خودشون بی خود میشن احترام بزرگتر در هر شرایطی واجبه شاه نشین نیست که شما اونور میزی ما اینور میز کیفتو که برداری باید از جایی که ما وایمیستیم رد شی پیرمرد رفتند نشستند انقدر دختر داغون بود جرأتشو نداشتم برم ازش بپرسم نوبت چند رفته ؟ از این اون می پرسیدم اما انصافأ رفتارش با من خوب بود یا اون یکی خانم اومد ۵۰ سالو داشت غر غر غر که موقع پول گرفتن خوب کارت می کشید موقع پس دادن جونتون در میره حالا این کار خانم بد بود به هر حال هر چیزی مراحلی داره شاید یکی بره الکی بگه من فلان بیمارستان بستری بودم !!!! ولی باز هم رفتار کارمند دیگشون خوب نبود ابرو به هم گره زد که چیو می کشند خانم کی می کشه هر کاری قانون داره !!!! کارشو راه انداخت و رفت خانم ،کارمند هم قهر کرد رفت تو اتاق !!!! کار خانم درست نبود ولی خدایی کار کارمند هم درست نبود جای مادرش بود ای بابا همه جور آدم پیدا میشه دیگه این جور کارا جنبه می خواد که بعضیا متأسفانه ندارند!!!! مهندسی برای خودت مهندسی ، دکتری واسه خودت دکتری ، هر کسی که دانشگاه می ره حالا برای هر رشته ای اولش میگه میخوام به ملتم خدمت کنم حالا چرا وقتی به مرحله خدمت می رسید خودتونو گم می کنید احترام هم خوب چیزیه !!!! هر وقت می خواید با کسی حرف بزنید به نگاه گذری به چهره طرف بندازید



Maryam ۹۵-۱۲-۱۸ ۳ ۱ ۷۴۸

Maryam ۹۵-۱۲-۱۸ ۳ ۱ ۷۴۸


سلام دوستان عزیزم ظهر برفیتون بخیر و شادکامی

چند روز پیش پستی رو خوندم از یه وبلاگ که واقعأ منو به فکر فرو برد یه آقا پسری می خواستند اقدام کنند برای ازدواج و می خواستند تو خواستگاری به دختر خانم عنوان کنند که عکس از برخی مناطق خاص بدنشون به ایشون بدن !!!!! چون که هر پسری ایده آلی داره واسه همسر آیندش نمیدونم فاز بعضی پسرها چیه ؟ مگه اینجا اروپاست ؟ بعد نویسنده گفته بود بدون صیغه محرمیت کسی این کار و انجام نمیده ، بعد عقد هم من چنین کاری نمی کنم این طور آدما مورد اطمینان نیستن مطلقه گی خیلی بهتر از ترسون لرزون زندگی کردن با آدمی که فانتزی من نیستمو همش استرس داشته باشم خدایا این داره میره بیرون نکنه هیکل فانتزیشو تو خیابون ببینه خیانت کنه !!!! این خوشبینانه ش بودا بعدشم آقایون محترم ما دخترا ویترین نیستم که بیاید رنگ بندی و سایز بندی هامونو نگاه کنیم هر کسی استایلی داره و افکار و عقاید و غرور داره یعنی چی عکس بده !!!! من هنوز دختر بینون و هنوز باهاش کنار نیومدم یعنی چی چندتا خانم بیان هیکل منو برانداز کنند برن واسه یه پسر تعریف کنند !!! لباس خواستگاری هم من لباسی نمی پوشم که همه جامو چشم چرونی کنه !!!! از این اخلاقا ندارم یعنی اگر پسری به من بگه عکس بده آویزونش می کنم به دیوار چشاشو می کنم هدف دارت تازه هزارتا فحش خواهر و مادر هم نثار جد و آبادش می کنم مرده و‌ زندشو به فحش می کشم کاری می کنم مرده هاش سر بلند کنند بگن عذرخواهی کن از این خانم !!!! ما دخترا ویترین نیستیم ، لباس خواستگاریمم یه طوری می پوشم که زوم نکنه از این جور آدما بدم میاد !!! انقدر که پسرا میشینن فیلمای بلادکفر تماشا می کنند بعدشم من هیچ کاری نمی کنم تا ایده آل کسی شم ، من همینم که هستم من شخصیت دارم خودمو شبیه فلان خانم ها کنم که خوشش بیاد !!! میخوام ۱۰۰ سال خوشش نیاد مجردی شرف داره به ازدواج و این مسخره بازیاش ، مگه اونا خودشون بردپیت هستند که آنجلینا جولی میخوان اصلأ من حرص واسه اینجور کارا نمی زنم


Maryam ۹۵-۱۲-۱۶ ۴ ۰ ۱۰۰۸

Maryam ۹۵-۱۲-۱۶ ۴ ۰ ۱۰۰۸


سلام دوستان عزیزم

امروز اصلا قصد پست گذاشتن نداشتم اما مسئله ای پیش اومد که دیدم بیان کردنش خالی از لطف نیست خواهرم خونه ماست میگفت تو باشگاهشون یه خانمی هست که ۲۳ سالشه ۸ ساله ازدواج کرده !!!!! یعنی ۱۵ سالگی !!!!! همش دارم پیش خودم ۲*۲=۴ میکنم که یه دختر ۱۵ ساله تو خواستگاری که تو اتاق میرن با هم صحبت کنند چه حرفی میتونه بزنه؟؟؟؟ اصلا از زندگی و فراز و نشیب هاش چه تعریفی داره ؟!!! اصلآ اون پسری که میره خواستگاری یه دختر ۱۵ ساله چه فکری پیش خودش می کنه !!!! اصلآ به چه امیدی خواستگاری یه دختر ۱۵ ساله میره !!!! مگه زندگی بچه بازیه !!!! دختر ۱۵ ساله باید واسه عروسکاش ماتیک صورتی بزنه ازدواج و زندگی شوخی نیست که عیب نداره بزرگ میشه می فهمه و فهمیده میشه کجااااااااااا پسره رو پیر می کنه تا بفهمه چی به چیه !!!! تازه بفهمه چی به چیه می فهمه چه اشتباهی کرده !!! من خودم صاحب فرزند دختر بشم اصلااااا به هیچ وجه من الوجوهی زیر ۲۰ سال اجازه نمیدم به ازدواج فکر کنه ۲۰ سالش شد راجبه ازدواج باهاش حرف می زنم کمکش می کنم تا معیارهاشو مرتب کنه خواستگار هم زیر ۲۳ سال حق نداره حتی زنگ بزنه بی برو برگرد رد می کنم تا مطمئن نشم دخترم به آمادگی لازم برای ازدوتج نرسیده اجازه نمیدم حتی حرف ازدواجو بزنه ، ازدواج قانون داره ، کشکی نیست که من نمیدونم اینطور پدر و مادرها تو جمجمشون چیه ؟؟؟ دختر باید ۲۳ سال به بعد به ازدواج فکر کنه و در صورت وجود خواستگار خواستگار خونشون بیاد !!!! چه خبره ؟؟؟ فکر می کنند شوهرش ندن می مونه رو دستشون نترس به لطف خدا خودش یه مسیری یه جایی جفتشو رونمایی می کنه بالأخره یکی سهمشه کسی تنها نمی مونه !!!! ظلم به قرآن نکنید این کارو


Maryam ۹۵-۱۲-۱۴ ۵ ۰ ۷۹۳

Maryam ۹۵-۱۲-۱۴ ۵ ۰ ۷۹۳


سلام دوستان عزیزم ظهر جمعه زیباتون بخیر
شنیدین که میگن عقل که نباشه جان در عذابه ؟ چرا آخه بعضیا تا میشینن شروع می کنند به شر و ور گفتن ؟ یه نفر هست که هر بار خونه ما میاد از بسم الله ... ، از این چیزا میگه حالا من که نمی ترسم چون باور نمی کنم همچین چیزایی که اون میگه رو چون ترس از باور شکل می گیره ، چند وقت پیش خونه ما بودن دوباره شروع کرد از این حرفا من نترسیدم اما خب خواهرم خیلی ترسیده بود و تا چند روز طفلک هر روز خونه ما میومد تا ریمو شه از ذهنش حالا داستان من ، دیشب حوالی ساعت ۱۲ رفتم بخوابم تموم اون حرفا تو مغزم مرور شد !!!! انقدر تو رخت خواب نشستم بسم الله ، بسم الله گفتم که نگو ..... نگید بابا نگید عه ، میگفت یکی از آشناهاشون تو خونه شون از اونا هست و باهاش حرف می زنند و کلا داستانی واسه خودشود دارند !!!! خب به ما چه ؟  به طفلک خواهر من چه ربطی داره ؟ آخه چرا باید تو همچین خونه ای زندگی کرد ؟ به خدا این حرفا دلیل اثبات شیرمردیتون نیست به پیر به پیغمبر نیست !!!! این طور آدما مشگل روانی هم پیدا می کنند انقدر تو نخ این حرفان بابا بشینید زندگیتونو کنید !!! آخه از این چرت و پرتا چی در میاد ؟؟؟ زود خوابم برد من مشگلی ندارم چون حرفاشو باور نمی کنم که به مرحله ترس برسه منکر خلقتشون هم نیستم وجود دارند  اما دلم برای خواهرم می سوزه دخترش هم روانیه می شینه فیلم زامبی نگاه می کنه بعد جفت می کنه ناخون می جوئه و می ره تو اتاق مامانش اینا می خوابه خجالت بکش خرس گنده ۲۳ سالته زشت میری تو اتاق مامانت اینا می خوابی !!!! من فیلم ترسناک نگاه کنم نمی ترسم چون تو نخش نمیرم و قبول دارم این یه فیلم و تخیل هیجان انگیز یه کارگردان همین ، فقط از فیلم جنگیر خیلی می ترسم میدونید چرا ؟ چون که ۵ سال بیشتر نداشتم نشستم نگاه کردم الانم که ۲۳ سالمه بشینم نگته کنم نمی دونم واکنشم چیه ولی فکر کنم باز بترسم واسه اینکه من پا به پای هر سکانسش ترسیدم و گریه کردم ممکن اون خاطرات واسم ریوویو شه و بترسم آخرین فیلمی که ترسناک بود دیدم یه فیلم کانادایی بود اگر اشتباه نکنم ، محصول ۲۰۱۳ اسم فیلمش" ماما " بود خیلی هیجان انگیز و جالب بود من تنها نشستم نگاه کردم روی تخت خوابم نه خانی اومد نه خانی رفت ساعت ۸:۳۰ شب ۱۱ هم خوابیدم ولی چیزی و که دیگران برات تعریف کنند تخیل خودته و اون هم پیاز داغشو زیاد می کنه و تو هم تجسم می کنی بیشتر آدم می ترسه تا اینکه فیلم رو تماشا کنی حالا با هر دزی که می خواد باشه
سری که توش مغز نباشه مثه گلدون بی گل


Maryam ۹۵-۱۲-۱۳ ۴ ۰ ۲۸۸

Maryam ۹۵-۱۲-۱۳ ۴ ۰ ۲۸۸


سلام دوستان عزیزم شب همگی بخیر و شادکامی

خب شاید بشه با جرات تو صورت دختری که مدعی به ازدواج فکر نمی کنه و یا قبلا فکر نکرده سیلی زد

مگه میشه به ازدواج فکر نکرد !!! قضیه فقط " فکر کردن " خب یه عده به خاطر تحصیلات ازدواجشونو به سالهای بعد موکول می کنند پس هر دختری فانتزی هاشو داره و شاید راجبشون با کسی حرف نزنه ، به نظر من یه دختر از سن ۱۷سالگی تو فاز فکری ازدواج میره و ممکن دچار هیجانات هم بشه و کاری به این حرفا نداریم اما از ۲۰ به بعد به دنبال معنای واقعی عشق میره و برای خودش منطقو ترجمه میکنه و یه سری فاکتورهارو به دست میاره و از ۲۰ بعد هم ریز میشه تو زندگی و حرفای خانمای متاهل !!!! حالا لپ مطلب اینه خواهشا پسران گرامی عزیز دل مادر و پدر لطفا به توصیه های والدینتون پیش از پا گذاشتن در منزل دختری گوش جان بسپارید واکنشگرهای منطقتونو غیرفعال نفرمایید !!! شما اگر ۲۰ تا تی شرت پاره کردید اونا ۱۰۰ تا پیراهن پاره کردند دنیای یک دختر با دنیای پسرها متفاوت !!!! دختر اگر عاشق بشه تموم دنیاشو آرزوهاشو با شما شریک میشه دیگه تو رویاها وفانتزیهاش تنها نیست !!!! اگر واقعا  عاشق طرف هستید و به قول معروف شش گوش دلتون با این دختر تماس بگیرید و  دنیای سرد و تنهایی یه دختر و تکون بدید !!!  دختر اگر عاشق بشه عشقش حرمت داره !!!! انقدر ریلکس از احساسات یک دختر عبور نکنید ، عشق مثه اسید وقتی دامنگیرتون بشه چشتونو تخلیه می کنه و گوش هم درگیر چشم و دیگه آه و فغان اطرافیانو نمیشنوه !!! قلبی که جریحه دار شه با قوری زیبا و باکلاس شکسته فرقی نداره دیگه جاش تو زباله دون ، یه دختر واسه عاشق شدنش زمان و انرژی میزاره لطفا قبل از گفتن دوستت دارم از خودتون بپرسید که آیا این دختر همون دختر شهر رویاهای منه یا نه !!! اگر هست که بسم ا... اگر نیست پا تو خونه ش نزارم خوب فکراتو بکنید دخترا از ۲۰ سالگی به بعد به ازدواج و ملاک و معیار و اینا فکر می کنند اگر خواستگاریشون برید و همو بپسندید یهو وسط بامبول در بیارید نمیتونید با چهارتا سکه روح زخمیشو التیام ببخشید !!!




Maryam ۹۵-۱۲-۱۱ ۱۱ ۰ ۶۶۱

Maryam ۹۵-۱۲-۱۱ ۱۱ ۰ ۶۶۱


سلام دوستان عزیز خسته نباشید

موضوعی هست که خیلی وقت گوشه ذهنم داشت خاک میخورد و الان اوقات فراغتمه گفتم راجبش بنویسم ببنید خلقت دنیا براساس نظم و ترتیب یعنی رو هر چی ریز بشی به فلسفه ش پی می بری حتی تمساح بی ریخت یا اون شیر دریایی که حالم ازش بهم میخوره حالا سوال من اینه :با توجه به فلسفه ی آفرینش فلسفه  خلقت آدمای فضول چیه ؟ چرا بعضیا انقدر فضول هستند ؟؟؟ تو مسایل زندگی دیگران دخالت می کنند ؟؟؟ اما اگر کوچکترین اطلاعاتی بخوای راجبه زندگیشون بگیری سیم خاردار تو چشمت میره !!!! واقعا خلقت آدمای فضول لازم بود ؟؟؟؟ فضولی کردن اکتسابیه ؟ یا وراثتیه ؟ میخوام ریشه شو بدونم چرا یه سری ها خاله زنک هستند ؟؟؟ از اینکه خاله زنک هستند حالشون میزونه ؟؟؟ بعضیاها عین سوسگی هستند که با دمپایی صاف تو ستون فقراتشون کوبیدیا اما باز جون سگن راه میفتن تو زندگی مردم ؟؟؟ این چه حسیه آخه !!!! من اصلا آدم فضولی نیستم حالا غیبت میبت می کنما ولی فضولی نمی کنم آمار درارم ولی کسی چیزی بگه میشینم گوش میدم مثلا دو نفر هستند ها که یه وقتایی دلم میخواد بگیرم انقدددددددددر بزنمشون که صدای سگ بدن !!!! هر وقت در خونه و باز می کنی ها سراندر پا هیکل آدمو برانداز می کنند آخخخخخخخخخخخ که چقدر دلم میخواد یه تیکه ای بهشون بندارم تا مرده و زندشونم از کاری که اینا میکنه نهیشون کنند حس بدی دارم نسبت بهشون !!! دلم میخواد اینا گمشن برن از این منطقه سرنگون شن اگر بدونید چه حالی میشم وقتی می بینمشون !!! هییییییییز به تمام معناااااا !!!!







ضمن حمایت از آزادی بیان نطرات باید مطابق با قواعد سایت باشد برای مطالعه قوانین کلیک کنید


Maryam ۹۵-۱۲-۱۱ ۸ ۰ ۶۵۹

Maryam ۹۵-۱۲-۱۱ ۸ ۰ ۶۵۹


سلام دوستان عزیز صبح دل انگیزتون بخیر و شادکامی

دیروز به همراه مادر ساعت ۱۵:۳۰ تشریف بردیم تهران جهت عرض ادب و نشان دادن رادیوگرافی مان محضر دکتر بزرگوار و برای اولین بار یک اتفاق جالب انگیزناک افتاد من در ماشین در حال حرکت خوابم می برد و هر بار با بوق ماشین کناری و بوق های گاه و بی گاه آقای راننده چرت ما پاره میشد و ما هم در حد مردن قلبمان می تپید من هرگز خواب در ماشین در حال حرکت رو تجربه نکرده بودم و مکرر این اتفاق افتاد صحنه ای دیدم که مرا به فکر فرو برد چشمان معصوم یک پسر که در چشمانش التماس فواره می زد که ازش گل بخرن و راننده ها بی توجه از پس و پیشش عبور می کردند دلم براش کلی سوخت من کسی را نداشتم که برایش گل بخرم تازه در آینده هم برای کسی گل نخواهم خرید بگذریم جلوتر پسر بچه ای رو دیدم که روی اسپورتیج ها و جنسیس ها به امید دست نوازشی شیشه پاک کن می پاشید و راننده سر جنگ با تلفنش داشت و برف پاک را زد و پسر لبخند تلخی زد و از کنار ماشین ما گذشت نمیدونم پیش خودش چی فکر کرده بود مگر هر کی جنسیس سوار است دل خرج کردن دارد ؟ اتفاقا آن ها ناخن خشگ تر از اهالی قشرهای دیگر هستند من اگر روزی جرات پیدا کنم گواهی نامه بگیرم و ماشین خریدم نه تنها پول شیشه پاک کردنش را می دهم بلکه پول غذایش را هم میدهم معنی نگاه مردم به آن ها مثل سوسگ سیاهی که کمرش با دمپایی شکسته و هنوز جون نکنده او دزد نیست ، هیز نیست ، زن باز نیست او محتاج نان شبش است همییییییییین طرف ۱۰۰ تا دختر در ماشین می برد ول بازی او را مهندس خطاب می کنند اما یک دستفروش یا آدامس فروش های چهارراه رو دزد !!!!!! نمیدانم چندین بار در طی روز آرزوهایش را زیر لاستیک های ماشین های ۲۰۱۶ و گذر موقت دفن می کند خدا میداند چه کسانی دلش را شکستند اصلا خدا آن ها را می بخشد ؟؟؟؟ زنی از یک مبلمان فروشی لوکس بیرون آمده و صدایش را کلش انداخته و با تلفن دعوا می کند و ما دیگر به اظهار لطف به جد و آباد طرف مقابل نرسیدم و زنی زیبا و چشمانی زیبا در پیاده رو می رود و مردی زانتیا سوار در نخ او واقعا هر بار تهران می روم سرسام می شوم از بوق های گاه و بی گاه ریبن های ست با تی شرت و بازوهای پر چربی مردان و گل فروش هاش
من همیشه از دستفروش ها خر ید می کنم من آدم پولداری نیستم شاید از قشر متوسط رو به مرفه باشم و کمر خم می کنم و جنس هایشان را چارخا می زنم و اگر به چشمم چیزی بیاید می خرم تا کمر مردی جلو زن و بچه اش خم نشود پارسال عید یک تونیک زیبا از یک دستفروش خریدم آنقدر هم زیباست که نگو هر بار مهمان خانه مان بیاد اونو می پوشم از بس زیباست و در مغازه های دیگر هم دنبال تونیک رفتم اما هیچی مثل اون نبود امسال عید هم از یک دستفروش خرید خواهم کرد حتی شده یک جوراب او دزد نیست !!!!! دنبال زن مردم نمی رود !!!! ماشینی نداردتا در نخ کسی برود و چشمش جایی جز کیف و جیب مردم را نمی بیند که ریبن بزند او از جیب مردم می خواهد یک شانه تخم مرغ بخرد در جیبش کارت رسنوران نیست قبض قرض هاشه اینو درک می کنم او دزد نیست یک انسان است بیاییم نگاهمان را نسبت به قشر دستفروش و آدامس فروش های چهارراه تغییر بدیم حتی اگر شده برای عید یک جوراب از دستفروش ها بخریم بببنیم چه سالی میشه امسال چرا که خدا برکت زندگیامونو با لبخند اون ها بیمه می کنه اگر همیشه لنگیم به خاطر اینکه انفاق نمی کنیم ، من شکر خدا هیچ وقت لنگ نمی مونم هر چی خواستم خریدم نمی خوام حرفای خوشگل خوشگل بزنما نه چون اصلا به سیسمم نمی خوره فقط می گم رحم داشته باشیم اگر قبول ندارید امسال و آزمایشی این کار و کنید نتیجه داشت ادامه بدید نتیجه نداد دیگه چیزی از دستفروش ها نخرید شما که چیزی از دست ندادید صاحب یه چی شدید حالا امسال سال آزمایش
خدایا کمکم کن نگاهامو کنترل کنم تا تیزی چشمانم دلی را جراحت ندهد
خدایا کمکم کن دچار خودبزرگ بینی نشوم
خدایا به همه مردم دل خوش بده تا کسی در خیابان با سایه اش حرف نزند
خدایا امسال و سال پر از خیر و حال و انرژی مثبت قرار بده
خدایا همه بیماران و شفا بده و شب عید همه در کنار هم باشند و کسی در لباس بیمارستان سالش را عوض نکند
خدایا امسال سال دلخوشی زوج های منتظر باشه و دامن همه شون سبز شه
خدایا کمکمان کن دل سالمندانمان را به دست بباریم و از ما همیشه راضی باشند
خدایا اسیران خاک ، تازه گذشتگان را ببخش و بیامرز
خدایا غم و درد و رخت عزا از همه مردم دور باشه ان شاالله
خدایا کمکم کن در خریدن لبخند یک کودک برای آزادی پدر زندانیش شریک باشم
خدایا امسال همه بتونند لباس نو بخرند
خدایا هیچ بنده ایت با مشگل مالی سالشو شروع نکنه
خدایا سفر همه مسافرا بی خطر باشه و امسال شاهد کشته شدن مسافران نوروزی نباشیم
خدایا هیچ جا جنگ نباشه و هیچ گوشه ای از این زمین پهناور حامل اشگ کودکی نشود
آمین

Maryam ۹۵-۱۲-۱۰ ۳ ۱ ۱۲۹۷

Maryam ۹۵-۱۲-۱۰ ۳ ۱ ۱۲۹۷


۱ ۲ ۳ ... ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴

سلام
اینجا می خوانی آنچه که برای خودم نمی پسندم ، میل به پذیرش و تائید ندارم ، می نویسم تا گفته باشم
اینجا نتیجه درگیری های ذهنی منه