בنیاے یڪ בوشیزه چپ בست

درباره هر چیزی که راجبش حرفی واسه گفتن داشته باشم می نویسم

בنیاے یڪ בوشیزه چپ בست

درباره هر چیزی که راجبش حرفی واسه گفتن داشته باشم می نویسم

۱۲ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است


سلام به همگی دوستان عزیزم 

تو کوچه ما یک زوج روشن دل زندگی می کنند ، ۴ فرزند ، ۲ تا دختر ، ۲ تا پسر دارند . سال ۸۰ دختر بزرگش صاحب یک پسر شد ، سال ۸۴ بچه دچار تب ناجوری شد ، درمونگاه خودمون خیلی خوب و دکترش هم الحق و الانصاف حاذق ، براش چند آمپول تجویز کرد و تزریق رو انجام دادند اما زود خبر پیچید که بچه دچار تشنج شد و رفت . شکایت و شکایت کشی کردند و کاشف به عمل اومدند که بله ! داروخونه آمپول ها رو اشتباه داده !!!!! دیگه باقی داستان رو نمیدونم چی شد ! 

یه بار هم مادرم آنفولانزای ساده گرفته بود بردمش دکتر ، براش آمپول تجویز کرد ، وقتی رفتم داروخونه قسمت تحویل دارو همون حین که داشت پلاستیک داروها رو به دستم میداد گرخیدم ، آب مقطرهاش انداره انگشت اشاره با شیشه قرمز بود !!!! داروها رو بردم به دکتر نشون دادم چون از اون سال که این اتفاق افتاد دکتر حواسشو جمع کرده و تأکید مأکد داره بر دیدن داروها پیش از تزریق . وقتی داروها رو دید با تعجب به دفترچه نگاه کرد دید ، درست ! بهم نگاه کرد و گفت داروخانه داروها رو اشتباه داده که ، این داروها رو واسه مادرتون ننوشته بودم اصلأ ، تو دفترچه داروها رو نوشت و فوری تلفن رو برداشت و گفت تشریف ببرید داروخانه . رفتم بیرون برای مادرم قضیه رو گفتم و از پله ها پایین رفتم و داخل داروخانه رفتم از دکترداروخانه تا حسابدار هیچ کاره همه رنگ هاشون گچ بود و دفترچه رو ازم گرفتند و داروها رو درست کردند و میونش دکتر داروخانه ازم معذرت خواهی می کرد ، من هم مدام تو سرم فکرای ناجور میومد اصلأ تو حال خودم نبودم ، تو کف اون آب مقطرهای وحشتناک بودم و می گفتم یعنی اون واسه چه بیماری !!!! عرق سرد رو پیشونیم نشسته بود داروها رو بردم بالا نشون دادم و دکتر تائید کرد و تزریق انجام شد . 

بعضی وقت ها خدا می خواد شفا بده منتهی وسیله ، وسیله نیست . هیچ وقت اون پسربچه رو از یاد نمی برم . وقتی از بیمارستان بیرون میای مسئول جا به جایی بیماران به جای ابراز تأسف از مرگ یک عزیز از دست رفته با نیش تا بناگوش به سمت دکه انتظامات داد می زنه ۳ نفر امروز مردند ، به اتیکت های روپوش ها اعتباری نیست . اینا برای خدمت به خلق نیومدند اینا برای ریشخند زدن به یک عده عزیز از دست رفته اومدند ، اصلأ سنگدل باش ، هر چی هستی واسه خودت باش ، حق نداری از سوگ مردم خنده سر بدی ! 

تو شهرستان ، پدر یکی از مستأجرهای ما هم با آمپول اشتباهی از دنیا رفت 

چند شب پیش دخترخاله م تو خواب یهو نفسش در نمیومده با باباش رفتن درمونگاه نگهبان نشسته بوده با گوشیش بازی می کرده اینا گفتن در و باز کن ، تازه گفته ، چی کار دارین ؟ 


خواهشأ پیش از استفاده از داروهاتون ، به دکتر نشون بدین 

۲۸ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۶ ، ۱۷:۲۴
Maryam

سلام به همگی دوستان عزیزم 

در دوره و زمونه ای که به جای آب و تف به مو ، از تافت استفاده میشه صحبت کردن از بعضی از چیزها مسخره س 

زمونه تغییر کرده و وقتشه که در کنار رسیدگی به ظاهر و اینجور قرطی بازی ها ، دیدهامونو هم ارتودنسی کنیم ، چون به خاطر یه سری از مسائل فاصله بین ما خدا زیاد شده ، این فاصله هزیه هنگفتی داره مثل اعتقاد داشتن به فال قهوه و ... این طور چیزها ، اگر قرار بود با این چیزها سرنوشت و احساسات محبوب و ... معلوم بشه پس خدا بشینه و گذر عمر ما رو زیر نظر رمال ها نگا کنه دیگه ، دختر ۲۶ ساله پرسیده : من به سرکتاب اعتقاد ندارم اما پیش یه سید بزرگوار رفتم و برام سرکتاب باز کرده و دقیقأ شرایط واقعی زندگی منو گفته مردد هستم باور کنم یا نکنم ؟ یکی باید بهش می گفت بهتر نیست شما به همون سید بزرگوار ایمان بیارید ؟ اگر اعتفاد ندارید پس از اول برای چی رفتید ؟ کسی میگه اعتقاد ندارم که با قاطعیت این مسائل رو رد کنه نه اینکه در مرحله آزمون و خطا قرار بده ، مثلا من اعتقادی به این حرف ها ندارم و نخواهم داشت .

یا خانم دیگه ای گفته بود رفتم پیش یه رمال ، بهم گفته اجنه بخت تو رو بسته . من در تعجبم کسی نبوده بهش بگه قبل از اینکه اجنه دست به کار شه ، شرایط اقتصادی بخت شما رو بسته ؟ در پست مادمازل شرح وضعیت دادم . دقیقأ شدیم مثل بچه ای که مادرش بهش میگه اگر هر روز سه لیوان شیر بخوری زود بزرگ میشی و اون هم کیف می کنه که زودتر بزرگ شه . چرا انقدر عجله داریم زودتر به آینده برسیم ؟ تا بچه ایم می گیم زود بزرگ شیم ، میگیم کی ۱۸ سالمون شه شناسنامه مون عکس دار شه ، جوون میشیم می زنیم تو سر خودمون که وای کاش برگردیم به بچه گی ، معلوم هست فازمون چیه ؟ فکر کنم اگر ماشین زمان وجود داشت راننده بدبخت اون رو هم گیج می کردیم ، چرا صبر نمی کنیم همه چیز سر موقع اتفاق بیفته ؟ برای چی باید دنبال این کلاهبردارها بریم ؟ اینا همه ش نشونه بی اعتمادی به خداست ! ما چیزی رو از خدا نمی خوایم اما از یه شیاد یه زندگی ایده آل می خوایم ، یه وقتایی جای خدا دلم می گیره . تازه خدا کنه فقط هزینه مالی داشته باشه 

آخه چقدر باید عوام بود؟ وقتی چیزی تحت عنوان حکمت تو باورهامون نباشه نقطه سر خط زندگیامون یه بیراهه میشه 

بهتر نیست افکارمونو زیر حموم بشوریم و مجدد تافت بزنیم ؟ خیلی کثیف شده و اونی که باید درش نیست 

هیچ کسی نمی تونه به اندازه خودتون براتون ناراحت باشه ، اتفاقات نتیجه ی اعتماد ماست و ناراحتی و مشکلات ما که گاهی میشه ازش به عنوان تاوان یاد کرد هیچ تأثیری تو قیمت تاکسی ها ، بنزین ، خودرو ،اجاره مغازه ها و .... نداره ، دیگران فوقش یه آخی میگن و رد میشن ، آخی چاره کار نیست ، از ترحم کردن و مورد ترحم قرار گرفته شدن بدم میاد ، جراحی فک کردم نیمه شب ها می نشستم ، نفسم بالا نمیومد همه خواب بودند ، مادرم بیدار می شد نگاهم می کرد، کی نفسش بالا نمیومد ؟ من ! تو مشکلات تنهاییم ، طناب خدا رو دریاب 


۱۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۶ ، ۲۰:۲۲
Maryam


سلام به همگی دوستان عزیزم 

مخاطب چند خط  ابتدایی حرف هام معلوم الحال هایی چون تتلو هست که چند وقت یک بار در مجازی گونه ها را خیس می کنند 

شما که فتوای به حجاب و تبرئه کردن متجاوز میدین لطفأ به سوألات بی پاسخ بنده پاسخگو باشید 

۱ : زمانی که آتنا در حال تجاوز بود مرد متجاوز را چه خطاب می کرد  ؟ 

۲ : در آخرین  سکانس های زندگیش به چه چیزی فکر می کرد ؟ 

اگر پاسخ گوی این دو سوال بودی بعد فتوا بده ، باتشکر ! 

سخنی با خواهرای گلم خصوصأ زیر ۲۰ ساله ها 

خواهر من ، هرگز سمت عشق نرو که ته این راه جاموندن عطر دست یک پسر در ماشین 

خواهر من ، آزاد به معنای واقعی باش بستن بال و پرت در آغوش پسر آزادی و روشن فکری نیست 

خواهرم هیچ پسری در سکس گریه نمی کند ، امثال آتناها دیده می شود و هشتک ها برایشان زده می شود اما تو و امثالت همچون قطرات ناپیدای اشک زیر دوش در چاه حمام فرو می روید 

موقعی که تو به خاطر حرف های پسری که در درون دلش عروسی ست و روی صورت چروک رمانتیک ، امثال آتناها کجای دنیای تو هستند ؟ کی تو رو می بینه ؟ کی برای تو هشتک می زنه ؟ کی به تو میگه قربانی عشق ؟ کی از تو دفاع می کنه ؟ میگن کرم از خود دختره بوده لابد !!!! آتنا یه لحظه بانو شد و زندگی با اکسیژن های بانوان رو درک نکرد و رفت اما انقدر بزرگ شد که تو زیر رفتی و شدی یک فاحشه . می بینی چه یقه ها برایش جر می دهند ؛ اما تو چی ؟ تنهایی شرف دارد به رفتن هرم نفس های یک پسر که بزاقش از بزاق گرگ هم نجس تر ! مگه قصه ها دروغ هستند ؟ قصه ها از دیده های یک نویسنده ست

خواهرم نابود می شوی پیش از این که ماتیکت تمام شود مثل همان ماتیکی که روی لب پسری ماسیده شد 

نمیگم ساپورت نپوش ، بینی عمل نکن ، پروتز نکن ، همه اینا خوبه ! نمیگم برو چادر بپوش و از خونه بیرون نیا ، بیا اما مراقب کف دست هات باش ، نمیگم کارایی کن که خودمم انجام نمیدم مثلأ برو پای منبر و مجالس مذهبی ، هر کاری دوست داری بکن فقط مراقب کف دست هات باش ، اگر سمت پسر بری میشی شصت و هفتمین مخاطب خراب یک پسر . میشی مضحکه خنده ی یک پسر پیش دوستاش ، که از شرافت شکاف خورده ت بگویند و مست کنان عربده کشی کنند ، هیچ پسری پیش از ازدواج دختر موردعلاقه اش رو تست جنسی نمی کنه ؛ اتفاقأ گواهی سلامت هم ازش می خواد 

کمی توی انیستاگرام چرخ بزن ببین چه کامنت هایی زیر پست های دخترای عادی و خواننده ها میزارند ؟ نگاه کن ، ببین کی دم از عشق می زنه 

عشق و عاشقی یعنی خودفروشی که تن فروشی شرف داره به خودفروشی بی سود 

تن فروش تنشو می فروشه و پول می گیره اما خود فروش مثل کارگری که انرژی هاشو می سوزونه و مثلا یه ساختمون می سازه و کیف و کوکش میشه مال یکی دیگه ؛ کی کمر دردشو می کشه ؟ کی از فرط خستگی و به خاطر بالا سر بودن صاحب کار کلنگ به پاش می خوره ؟ کی از درد کمر درد و پا درد خوابش نمی بره ؟ اون کارگر بدبخت ! 

سمت عشق نرو ، سمت عشق نرو ، سمت عشق نرو 

امثال معلوم الحال هایی چون تتلو نیازی به این نیست که خدا درختان را موقعی که دختران از دبیرستان ها تعطیل می شوند ، تکان بدهد 

آتناها بزرگ می شوند اما کی به کسانی که در دهه ۲۰-۳۰ که  دخترا و زن ها  بهشون تجاوز می شد و به خاطر نبود اینترنت صداشون تو گلو خفه میشد  فکر می کنه ؟ کی به اون دخترهایی که زنده به گور شدند فکر می کنه ؟

کی به دختربچه ی دو ساله ای که دامنش را عمو و دایی اش بالا می زند فکر می کند ؟ کی می تونه حال دختر ۱۶ ساله ای که وقتی به گذشته اش فکر می کند می فهمد فلانی به بهای یک شکلات به او تعرض کرده درک کند ؟ 

کی میتونه حال منو در اسفند ۹۴ برای خرید عید به فروشگاه لباس رفتم وپسره داشت شاگردش رو ..... تصور کنه ؟ 

خواهر من تو ندار باش ولی کمر خم کن یک شبه پولدار میشی به خاطر برجستگی هات ، تو این زباله دونی کدوم گوری دنبال عشق برم ؟!!!! که پیرمرد با صورت پر از لک و پیس به دنبال دختر جوان بوق زنان می رود که شکارش کند 

چطوری تموم این صحنه هارو توی صورت آتنا و ستایش ها منعکس کنم ؟ 

دنیای من فقط آتنا رو نداشت ، اگر قرار بر دست گرفتن ذره بین هست ، تمامی زوایای قضیه رو نگاه کنید نه فقط ذره بین روی یک اسم باشد 

وقتی افسار فرهنگی جامعه من دست آرتیست هاییست که اسم اسلام رو یدک می کشند و تک به تک بازیگران زنش دست به افشاگری که آموزشگاه های  جنسی برای بازیگران هالیوود هستند ، جامعه پر می شود از معلوم الحال های ملعونی چون تتلو 

بعدأ اضافه کرد : قبلأ به تعیین جنسیت فکر نمی کردم و مثل باورهای روتین جامعه به سلامت بچه فکر می کردم اما الان به تعیین جنسیت فکر می کنم که بچه م پسر باشه البته هر کسی می تونه هر باوری داشته باشه و جامعه رو گلستون ببینه ولی من زمین رو جای خوبی واسه کاشتن گل نمی بینم 













۲۶ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۶ ، ۱۳:۱۹
Maryam


سلام دوستان عزیزم 

یه مسئله ای که میتونه خیلیامونو آزار بده مسئله از بالا به پایین نگاه کردنه ، هیج وقت نتونستم با این نوع نگرش و آدمایی که به این روش با مردم رفتار می کنند ارتباط برقرار کنم 

دقیقأ افرادی از بالا به ما نگاه می کنند که شخص نزدیک ما هستند مثل خاله و دایی و ... خب متقابلأ ما تو متن زندگیاشون هستیم و وقتی زندگیشونو از سر تا ته و از ته تا سر نگاه می کنی می بینی زندگی کاملأ معمولی هم دارند ، حالا سوال بی جواب من : چرا این افراد دقیقأ برای کسانی قیافه می گیرند یا عامیانه تر خودشونو می گیرند که همه زندگیشونو می دونند ؟ 

دقیقأ برای کسانی قیافه می گیرند که وضعیت مالی و ظاهری و ... از اونا یه سر و گردن بالاتره 

خودم که اینطوری فکر می کنم می خوان یه حصاری بکشند رو به خودشون که طرف مقابل به خاطر شرایط ضعیف اینا یه موقع مغرور نشه ، نمیدونم ، هرگز نتونستم برای کسی خودمو بگیرم یعنی اصلأ بلد نیستم ، بلد هم بودم خودمو باز نمی گرفتم چون تو ذانم این موضوع تعریف نشده ست و بالطبع نمیتونم تحملشون کنم 

۲۰ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۶ ، ۱۱:۵۳
Maryam




سلام دوستان عزیزم 

یک اصطلاح ظاهرأ تعریف نشده و یک بیماری که تا حالا براش درمانی پیدا نشده وجود داره 

اصطلاح " حریم خصوصی " و بیماری " سرک کشیدن " 

داری تو پیاده رو یا تو تاکسی با موبایلت صحبت می کنی کم مونده عذاب وجدان بگیری که شخص رو به روت یا کناردستیت از اول مکالمه حواسش بود یا نه ، دوباره براش توضیح بدی ؟ 

وضعیت طوری شده که وقتی به جوراب پارازیین مادربزرگم نگاه می کنم یاد  احترام به حریم خصوصی میفتم ، با این تفاوت که جوراب های مادربزرگ من پاره نیست ولی حریم خصوصی مردم توش دینامیت انداختند و دوستان و اقوامو آشنایان هر کدوم یه گوشه ای لم دادند و مشغول رصد هستند ، انگار نه انگار که بی تعارف تو متن زندگی ما اومدند ، زاویه نگاه هاشون هم طوریه که میخوای بگی بفرما شما جای ما زندگی کن ، والا ، تعارف می کنی ؟ بیا دیگه 

خدا ذلیله مرگ کنه این تلگرامو یه جا خوندم یه دختر نوشته بود دخترعموم هر وقت آنلاین هستم میگه دیشب ساعت چند خوابیدید ؟ اگر از ساعت دیشب دیرتر خوابیده باشیم میگه مهمون داشتین !!!! چرا زنگ زدیم خونه تون گوشی رو برنداشتین ؟ کجا بودین ؟ میخوایم مسافرت بریم می پرسه مادرت می خواد واسه مادربزرگت سوغاتی چی بخره ؟ میگم مثلا شال ؛ میگه شال اون شهر گرونه یه چی دیگه بخرین !!!!! 




۲۲ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۶ ، ۱۸:۵۲
Maryam

سلام دوستان عزیزم

فرهنگ چیست ؟ قبل از پاسخ گویی به این سوال باید بگم که دیدگاه های متفاوتی در این خصوص وجود داره و کارایی یا کاربری هم از این دست مستثنی نیست

فرهنگ مجموعه ای از بایدها و نباید هاست یا به تعبیری نوعی هنجار به شمار می ره 

مثلأ : میگیم فرهنگ رانندگی ، یعنی مجموعه ای از قواعدی که راهنمایی و رانندگی قرار داده رو باید رعایت کنیم ، اگر رعایت نکنیم نوعی هنجار شکنی 

و بی فرهنگی از خودمون بروز دادیم 

حالا سوال پیش میاد : اگر ما قوانین رو حالا در هر کجا رعایت کنیم ولی یکی دیگه در همون محیط رعایت نکنه ما هم بی فرهنگ محسوب میشیم ؟ پاسخ : خیر ، اما در افکار مردم متأسفانه جا افتاده که " مردم " چقدر بی فرهنگ هستند به نوعی ما هم جزء اون دسته از عزیزان بی فرهنگ از نگاه مردم محسوب میشیم ، داشتن یا نداشتن فرهنگ دست خود ماست اما امتیاز رو دیدگاه مردم میده ، ما می تونیم رأس ساعت ۹ شب از آپارتمان خارج شده و زباله رو در سطل زباله شهرداری قرار بدیم ، می تونیم زباله رو کنار سطل زباله شهرداری قرار بدیم ، می تونیم از سیستم شوتینگ استفاده کنیم ، کدام یک داشتن فرهنگ رو نشون میده ؟ 

منظور از فرهنگ آپارتمان نشینی  چیست ؟ یعنی قواعدی که مدیر ساختمون میزاره رو رعایت کنیم ، مثلأ : برای دو تا دونه نون بردن به طبقه اول ریموت رو نزنیم ماشین و داخل بیاریم درها بسته بشه نون ها رو ببریم طبقه اول مجدد ریموت رو بزنیم ماشینو برداریم بریم بیرون !!!! همچین صحنه ای رو دیدم ، یا از در پارکینگ وارد نشیم که تمام تنظیماتش بهم بخوره ، قبل از سوار شدن در آسانسور به اطلاعات آسانسور توجه کنیم اگر سنگین وزن هستیم جدا جدا بریم ، دو تا سه تا سنگین وزن باهم تو آسانسور نرن که هنگ کنه ، محدودیت تعداد داره رعایت کنیم ، ساعت ۲ بامداد از پنجره طبقه سوم با مهمون هامون درد و دل یا خداحافظی نکنیم ، سبزی پاک می کنیم از تراس آشغال سبزی ها رو پایین نریزیم که بریزه تو تراس طبقه پایینی ، موقع خروج از ساختمون در و ببندیم ، ..... . ناظر و رأی دهنده فرهنگ ما مردم هستند . ما نمیتونیم در خصوص داشتن فرهنگ یا نداشتن فرهنگ ادعایی داشته باشیم اما مردم هم انقدر باید شعور داشته باشند که بی فرهنگی دیگرانو به پای بقیه ننویسند که متأسفانه برعکسش داره اتفاق میفته و فعلأ پاسوز بقیه میشیم ، میگن مردم اصلأ فرهنگ ندارن ، فقط ایرانی ها اینطورین ها ، مردم  شعورشون نمی رسه ، اینجاست که آش نخورده و دهن سوخته به شدت در ذهن ما معنی پیدا می کنه 

چیزی تحت عنوان فرهنگ خانوادگی وجود ندارد و عبارتی بی اساس چون خانواده تشکیل شده از پدر و مادر و خواهر و برادر 

مثلأ : یکی از روی چمن های بلوار رد میشه چه ربطی به پدر و مادرش داره ؟ 

آروغ زدن با صدای بلند کار خوبی نیست خب این چه ربطی به خواهر و برادر طرف داره ؟ تو پست ادکلن یادتونه گفتم مغز ، آدم ها مغز هستند پیش از انسان بودن ، خب تو هر تعداد خانواده ای مغز وجود داره همون طور که برداشت های متفاوتی از یک موضوع وجود داره 

بین بی شعور و بی فرهنگ تفاوت وجود داره و اصلأ کلمه بی شعور فحش نیست 

بی شعور در دسته بندی مثال بالا قرار می گیره ، بی شعور مفرد و ارتباطی با فرهنگ نداره مثل : استفاده از دستشویی عمومی و نکشیدن سیفون پیش از خروج ، سر پا کردن بچه در جاده کنار ماشین ، انداختن نوار بهداشتی در دستشویی ، انداختن شلنگ پیش از خروج ،.... این ها بی شعوری یک نفر نه خانواده طرف ، شما تیپت درست ، ماشینت آخرین مدل ، رفتارت مهندسی اما یکی از کارهای بالا رو انجام بدی شما یک سانتی مانتال بی شعور هستید 


۱۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۶ ، ۰۹:۳۱
Maryam






سلام دوستان عزیزم

شانس چیست ؟ دقیقأ همان چیزی است که من ندارم 

والا شانس من که کاسه همون گدایی که رفته یه منطقه زیر خط فقر کاسه گدایی گذاشته . 

تا بعداز ظهر میای دو دقیقه چشاتو ببندی ذهنتو خالی کنی تلفن زنگ می زنه به زور از تخت پایین میای بری تلفنو برداری ، فکر می کنی کیه ؟ اپراتور !!!!! 

حالا با همان میمیک چهره آرومی که تلفنو برداشتی تلفنو بزار و برگرد برو سر جات بخواب ، یا یه صبح زیبا میای دل میدی به یه خواننده آهنگ گوش بدی 

داعش به تهران حمله می کنه ، شهاب سنگ میاد ، حمید معصومی نژاد از ایتالیا خبر می فرسته ، مهمون میاد ، خونه همسایه بغلی نشست می کنه ، خر تغییر رویه میده دیگه بار نمی بره همه و همه این اتفاقات درست اون دقیقه ای که من دارم آهنگ گوش می کنم ، یا ساعت ۲ نیمه شب مسیج میاد حالا بماند که کسی اون موقع شب قربون صدقه کسی نمی ره مسیج رو باز می کنی فکر می کنید کیه ؟ ایرانسل !!!!! 

جا داره یه یادی هم الکساندر گراهام بل کنیم که بساط دور همی و مهمونی اینا رو برچید و جاشو به شش ساعت صحبت کردن روزانه خواهر و برادرها داد و یه تشکر ویژه کنم از مخترع ورپریده اپراتور سبک تبلیغاتی ، حالا خدا نکنه خونه یه پیرزن ، پیرمرد زنگ بزنند اون حرفشو زده تموم شده اون بنده خدا داره هی میگه نمیدونم چرا جواب نمیده !!!!! حالا توضیح بده اپراتور چیه ؟ 

خواهرم میگه هشت رقمی میفته جواب ندین اپراتور ، خب مسئله اینجاست که باید بلند شی بری سمت تلفن که شماره رو ببینی یا نه ؟ برای اون چه فکری کنیم ؟ به خدا معضلی شدن واسه ما ، دببرستان که بودم از طرف شرکت گاز می خواستن پک آموزشی بفروشن !!!!! اینکه چیزی نیست ذلیل نمرده نمیدونم اسم و فامیل منو از کجا میدونست خواهرم گفت تلفن با تو کار داره منم سنگ کوب کردم تلفن !!!!! با من کار داره ؟!!!! 

یا نیمه شب مسیج از امر به معروف نهی از منکر میاد من نمیدونم الان دقیقا باید از کی حجاب بگیرم !!!!! 

اینم صفحه مسیج های من 


۲۲ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۶ ، ۱۷:۲۸
Maryam


سلام دوستان عزیزم 

یاد یه خاطره ای افتادم گفتم تعریفش خالی از لطف نیست 

رفته بودم لباس بخرم یه آقای حدودأ چهل و پنج ساله هم اونجا بود سلام کردم و شروع به قدم زدن و تماشای لباس ها کردم اون آقای خریدار که بعدأ چهره شو دیدم فهمیدم مغازه بقلی بوتیک مردونه داره بلند بلند داشت یه چیزی رو روایت می کرد : 

چند وقت پیش از مغازه ام لباس بلند کردند 

فروشنده : عه ! کی ؟ 

قبل از اینکه شما اینجا بیای 

فروشنده : چطوری ؟ 

یه خانم میان سن با یه دختر عقب افتاده ذهنی من داشتم به مشتری توضیح میدادم که متوجه شدم تعدای لباس از رگال برداشته فکر کردم میخواد جنسشونو نگاه کنه تا لباس رو دادم مشتری بره پررو دیدم اون خانم و دختر نیستند دویدم سمت رگال دیدم دو سه تا تیشرت مردونه رو کش رفته 

فروشنده ماتش برده بود و فکر کنم داشت ماستشو کیسه می کرد 

ادامه داد ، این خانم همیشه این کارو انجام میده یک بار همین منطقه این کار و انجام داده بود چون لباس ها دزدگیر داشتند نتونست ببره مچشو گرفتند و گرفت دخترشو تو خیابون کتک زد که بچه کش رفته در صورتی که همه شاهد بودند لباس ها زیر چادر خودش بود اون بیچاره گناهی نداشت . 

سری بعد که رفتم مغازه دیدم دزدگیر گذاشته واسه لباساش 


آخه آدم حسابی بچه شیرین عقل کتک زدن داره ؟ تو داری سوء استفاده می کنی از این موقعیت خاص دخترت 

نمیدونم تا حالا باهاشون برخورد داشتین یا نه ؟ انقدر مهربون و با محبت هستند که نگو 

دقت کردین اسم هاشون هم خیلی قشنگ و با معنی 

فرشته ، مطهر ، پرستو و.... 

این لینک هم ببینید تا از برخورد خارجی ها با این عزیزان مطلع بشین 


http://www.nazweb.ir/news_detail_1099.html

۱۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۶ ، ۱۰:۴۹
Maryam




سلام دوستان عزیزم 

بوی قورمه سبزی و لباس های رنگاوارنگش ، تبسم نگاه نگرانش وقت غذا خوردن ، غذاهایی که کم باشه و بهت مزه داده باشه اون کاندید که غذاشو بهت بده چون " سیر " رو به روت میشینه نون و ماست می خوره ، وقتی راهی دانشگاه و خوابگاهی تا زنگ نزنی خوابش نمی بره ، وقت سرماخوردگی هات یه لیوان آب بالاسرت میزاره ، وقت دکتر رفتنات التماس می کنه بزاری باهات بیاد اما تو از ترس بچه ننه نبودنت در و می بندی و میری ! هر جا زمین  خوردی گوشه چادر نمازشو بوسیدی ، قد کشیدی ، از اون هم رد شدی ، رد شدی که نگاهت نکرد و رفت و بعدها پیغام کرد 

حالا آن ها خانه ی بزرگی دارند ولی برای من جا نیست 

یادمون نره وقتی رفتیم قاطی مرغا ، یه روزی جوجه بودیم 

حرفی نیست مراقب دلبر اولی باشیم 

دلبر دومی جاش تو دلته ، دلبر اولی جاش خونه سالمندان ؟ 

هیچ کسی نمیتونه بیاد به جات مادرم تا ابد 


۱۹ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۶ ، ۱۲:۳۸
Maryam


سلام دوستان عزیزم 

هیچ وقت به یه نوزاد به چشم یه نوزاد معمولی نگاه نکردم ، همین طور به اعداد و ارقامی که سازمان آمار منتشر می کنه . 

یک نوزاد پیش از این که نوزاد حساب بشه یک جنین بوده و در اون دوره مغزش تشکیل شده پس انسان ها ، انسان نیستند مغز هستند چرا که با مغزشون تصمیم گیری می کنند نه با دست و پاهاشون که یه مرزی بین حیوانات به وجود آورده ، انسان یعنی مغز چیزی که میتونه تو رو شبیه یه عکس تو کامپیوتر بالا و پایین و زوم کنه ، یه نوزاد از یک حرف ، ایده ، فرهنگ نو پرده برداری می کنه ، تو دنیا افراد متفاوتی وجود داره که دایره دوست و رفیقای ما نسبت مستقیمی با جمعیت داره 

تا حالا شده به دنبال یک کفش مناسب ساعت ها تو خیابون بگردید و با افراد تکراری تو هر مغازه ای رو به رو بشید ؟ ویترین مغازه ای کفشی چشم شما رو بگیره و دوست داشته باشید از فروشنده خواهش کنید که اون کفشو امتحان کنید قبل از اینکه شما سلام کنید مشتری قبلی تشکر کنه و ساکش را بگیره و بره در حالی که هیچ خسته گی تو چهره ش نیست ! شما سخت پسند هستید اون راحت پسند ؟ هیچ کدوم 

بالا گفتم حرف ، ایده ، یادتونه ؟ وقتی افراد زیاد میشن رنگ و وارنگ طرح میاد تو بازار اما یک نکته ای اینجا هست ، هر کسی طرز فکری داره ، فرهنگ ها مثل جمعیت در حال توسعه افزایش پیدا می کنه ، هنوز هم هستند کسانی که

با وجود کارواش ماشینشونو با شلنگ تو کوچه می شورند و رهگذرها رو خیس می کنند و خم به ابروی مبارک نمیارن ، یا کسانی که با وجود عفونت دندون تو صورت شما جک تعریف می کنند و دهانشونو سه برابر عرض شانه باز می کنند و می خندند . 

مد و لباس نشانه فرهنگ نیست همه فریاد می کشند که داریم از مد غرب تبعیت می کنیم و .... 

کسانی هستند که طبق مد روز لباس می پوشند اما هرگز یک مرد رو به آغوش نمی کشند ، فرهنگ یعنی آداب و سنن کشور دیگه ای ، نه فقط لباس ، ما هنوز هم. فرهنگ خودمونو داریم با وجود کسانی که لباس به قول خودشون طبق عرف ایرانی می پوشند اما مثل خارجی ها زندگی و رفتار می کنند 

نکته ی بعدی اینکه چرا این همه گیس و گیس کشی می کنیم و به هم دیگه می پریم ؟‌ من یک نماینده ایرانی هستم ، شما یک نماینده ایرانی هستید ، شاید یک خارجی در حال رانندگی پشت سر شما باشد ، 

شما در قبال طرز فکری که یک خارجی در خصوص این کشور پیدا می کند مسئول هستید ! چقدر به قوانین راهنمایی رانندگی پای بند هستید ؟ از راهنما استفاده می کنید ؟ موقع عبور از خیابون عاشقانه راه نمی رید ؟ تا حالا به سهم خودتون در شکل گیری فرهنگ فکر کردید ؟ آیا به معنی ضرب المثل آواز دهل از دور خوش است فکر کرده اید ؟‌ تا یکی جلوی پاش تف می کنه می ره ابرو گره می زنیم وای مردم چقدر بی شعور هستند ، خودش بدون دوش گرفتن ا خونه خارج میشه و به اصطلاح میخواد به کاهش آلودگی هوا کمک کنه دستشو بالا می گیره بقیه به لقاءالله می پیوند ، به جای این همه ریز شدن تو کارهای مردم از خودمون شروع کنیم ، از همین زباله انداختن در خیابان شروع کنیم ، وقتی در پارک هستید هزاران نفر دیگه هم اون جا هستند وقتی شما زباله را در سطل زباله بیندازید دیگران هم می بینند شاید این حرکت یه صحنه خاص رو  تو ذهنشون ثبت کنه 

انقدر آه و فغان راه نندازید فقط ایرانی ها این طوری هستند و ..... 

فرهنگ مثل ادکلن می مونه واسه هر کسی لازمه همون طور که بازار ادکلن با کیف و کفش در رقابت باید فرهنگ هم ارتقاء پیدا کنه نه فقط ایده پردازی تو شلوارهای خشتک دو سانتی و جر واجر 

۱۷ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۶ ، ۱۰:۳۸
Maryam