d> بایگانی مهر ۱۳۹۷ :: دنـیای یک انـسان چپ دست تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
ما جماعتی هستیم که متن های طولانی رو نمیخونیم ولی در مباحث ، ادعای منطقی بودن داریم


۴ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است


سلام 

تو هر جامعه ای یه سری خصوصیات خوب و بد و یا جا نیفتاده ای وجود داره خب یکی از جا نیفتاده های جامعه ی ما " حریم خصوصی " افراد هست که با عباراتی مانند حالا مگه ما غریبه ایم ، حالا چیز مهمی نبود که " لگدمال می کنند 

فامیل ها دور هم هستیم ، نزدیک خانه ی ما درمانگاه هست که یک تزریقاتچی فوق العاده فضول داره وقتی که هر کدوم از خاندان ما میره تزریق انجام میده به نفر بعدی خاندان میگه فلانی فلان روز اومد نوربیون زد ، فلانی فلان روز حالش خیلی بد بود فکر کنم ناراحتی بدی داره بعد جالبیش اینجاست که روحمون هم از زیرسرم رفتن فلانی خبر نداره ، حالا دسته گذاشتن روی قضیه هم بماند ، طرف اگر دوست داشت بگه می گفت شما کار خودت رو درست انجام بده ، چقدر زندگی دیگران براشون مهم هست که یادشون می مونه !!!! 

یه بار هم خواهرم عصبانی خونه ی ما اومده بود می گفت راه رو دور کردم چون که فلانی رو دیدم می دونستم سلام کنم میخواد احوال کل خاندان رو بپرسه و سه ساعت تو خیابون وایستم و من هم زن جوان هستم درست نیست دو ساعت با آقای فلانی صحبت کنم برام حرف در میارن البته نکته ی اصلی این ماجرا اینکه ایشون از مبدأ و مقصد و هدف رو می پرسند ، کجا میری ؟ برای چی میری ؟ چی می بری ؟ بیشتر خواهرم از این سوالات متنفره ، زده بود به سیم آخر گفت از این به بعد کسی این سوالات رو بپرسه یه جواب دندون شکن میدم تا هیچ وقت یادش نره کلی آرومش کردم گفتم خوب نیستش بد جواب بدی بزرگتره اونا بی شعورند تو مثل اونا نباش ، من هم بدم میاد در آپارتمان رو باز می کنی تا برسی به مقصد چهارصدتا ایستگاه بازرسی باید رد کنی ، آخه به کسی چه من کجا میرم کجا نمیرم ؟ چرا سه ساعت وقت آدمو تو خیابون می گیرند که به سوالاتی که اصلا هیچ ربطی بهشون نداره جواب بدیم ؟ مثلا من دارم میرم خونه ی داییم ، چه دردی از اونا درمون می کنه آخه ؟ صبر و تحمل هم اندازه داره ،احترام هر کسی هم دست خودشه اگر یه روزی یکی حرمت شکنی کرد باید یادش بیاد که بی شعوری اونا هیچ ربطی به بقیه نداره ، ماشاالله جامعه ی خاله زنک هم که نداریم مثلا با یه مردی صحبت کنیم بیان بگن فلانی با فلانی سر و سیری داره که فضولی کردن مردم و وقت کشی دیگران توش مسئله ای نباشه 


Maryam ۹۷-۷-۲۶ ۷ ۶ ۴۶

Maryam ۹۷-۷-۲۶ ۷ ۶ ۴۶




 

سلام 

اولین چیزی که به فرزندم وقتی که خواست وارد اجتماع بشه یاد خواهم داد اینکه برای خودش کوپن تعیین کنه و طبق اون رفتار کنه و در بهترین شرایط سوء استفاده هم که قرار گرفت دست از پا خطا نکنه 

چند روز پیش یه پست دیدم که یه خانمی می گفت جاری من ۲۰ سالشه ۷ ساله که ازدواج کرده و روستایی هست و شورت و جوراب های مادرشوهر و پدرشوهر و خواهرشوهرشو میشوره !!!!! هر بار خونه ی مادرشوهرشینا میاد بلانسبت شما مثل حمال بشور و بساب و بپز می کنه ، بچه ی خواهرشوهرش رو می بره دستشویی میشوره و کفشاشونو واکس می زنه !!!!!! ازش پرسیدم چرا این کار و می کنه ؟ میگه اونا معتقدند عروس حمال خانواده ی شوهرشه و وظیفه ش !!!!!! روایت کن ماجرا رفته به جاریش گفته روی پیشونی تو نوشته حمااااااال و حمال هم خواهی مرد و اون هم بهش برخورده و تصمیم گرفته بره دنبال شخصیت له شده ش و یه بار شورت های خواهرشوهرشو نشسته و گذاشته کنار و جنگ جهانی به پا کرده و مادرشوهرش اینا به قصد کشت ریختند سر بنده ی خدا و تا شوهرش برسه تن کبودشو از زیر دست و پای مادرش کشیده بیرون و برداشته بردش ، چیزی که من از این ماجرا متوجه شدم اینکه شخصیت هر کسی دست خودشه و بالا و پایینش میتونه کنه این خانم می تونست همون بار اولی که خواهرشوهرش گفت پاشو جورابامو بشور یه جواب دندون شکن میداد الان مثل راوی این ماجرا مثل یه خانم باکلاس می رفت خونه مادرشوهرش و بر می گشت نه اینکه تازه روش دست هم بلند کنند ، دیگه چی ؟ همه چیز حد تعادل داره بهترین مادرشوهر دنیا هم باشه یا بهترین خواهرشوهر دنیا هم باشه نباید انقدر خودتو پایین بیاری بری جوراباشو از پاش بیاری ببری بشوری !!!! البته من شوهرشو بی تقصیر نمی بینم اگر همون بار اول که دید همچین درخواستی رو از خانم زندگیش دارند جوابشونو می داد و حد و حدود احترام رو مشخص می کرد اینجوری نمیشد  یه وقتایی کوتاهی از طرف ماست که حرفایی که باید زد رو نمی زنیم یا یه وقتایی هم یه چیزای خط قرمزی می بینیم ولی خودمونو می زنیم به کوچه ی علی کوچک خان اینا ، دنبال یه هم سر برای بچه هامون باشیم نه یه حمال ، عروس حمال نیست فهمیدنش چیز سختی نیست 

نـه به  نجابت های الکی و صبوری های مختوم به ریشخند اطرافیان 


Maryam ۹۷-۷-۲۰ ۱۰ ۶ ۱۰۳

Maryam ۹۷-۷-۲۰ ۱۰ ۶ ۱۰۳



سلام 

ما روی تعاریف غلط زندگی می کنیم حماقت هامونو رو زرنگ بازی و طمع کردن هامون رو وسوسه می انگاریم ، هیچی سر جای خودش نیست تو پازل زندگی هامون 

یکی از آشناهای دور ما با خانواده ش و خانواده ی برادرزنش اینا میرن یکی از روستاهای باصفای اطراف شهر ما ، دم دم غروب بوده به برادرخانمش میگه بیا تا شب نرسیده بریم برق ها رو درست کنیم و اون هم قبول می کنه  برق ۲۲۰ ولت بوده مثل اینکه بعد راه میفتند میرن و آشنای ما هم تو دلش می گفته ببین چه زرنگ بازی در آوردم پول برق کار هم نمیدم و با ادعای من برق کارمو من المو بلم نردبون رو گذاشتن و برادرزن رفته بالا حالا همین آقای مدعی چک نکرده که یه سر سیم برق کجاست ؟ حالا به نظر شما کجا بوده ؟‌ توی جوی پر از آب !!!!! برادرزن چوب خشک میشه و می میره !!!! به خاطر ۵۰-۶۰ تومان خواهرشو بیوه کرد و بچه هاشو یتیم !!!!! 

یکی از دوستان پدرم باغ گردو دارند و وضع مالی بسیار عالی چند نفر و میاره که باغ شو اجاره کنند و میان میگن باغت گردو نداره ، درخت ها رو هرس نکردی و گردوها بالاست و فقط کلاغ میتونه بخوره و اینا از باغ بیرون میرن و ایشون حیفش میاد که بزاره گردوها رو کلاغ بخوره و خودش در حالی که تو باغ تک و تنها بوده از درخت بالا میره و بالا رفتن همانا و از پشت پرت شدن پایین و مردن همانا !!!! اینا زرنگ بازی نیست اینا طمع کردن هم هست تازه وضع مالیشون هم عالی بوده و خودشو دستی دستی به کشتن داد ، حالا یه سری ها هم میان میگن تقدیر و فلان از این صحبت ها اما من قبول ندارم آدم عقل داره میتونه با عقل و درایتش خوب و بد رو تشخیص بده و از برخی از پیشامدها پیشگیری کنه 

یکی از آشناهامون برام تعریف می کرد که یکی از اقوامشون از مکه برگشته بوده و شب ولیمه فامیل از شهرستان اومده بوده براشون ایشون اصرار پشت اصرار که الی و بلا من می برم می رسونمتون و برده اونا رو رسونده تو اتوبان خوابش برده و رفته رو گادریل و تمام ، وقتی یکی میگه نه ما خودمون میریم یعنی نه این لوس بازیا چیه آخه !!!! 



Maryam ۹۷-۷-۱۳ ۵ ۱۰ ۹۲

Maryam ۹۷-۷-۱۳ ۵ ۱۰ ۹۲



سلام 

از وقتی که اینستاگرام نصب کردم به یک باور جدید دست پیدا کردم ، اینکه اعداد روی ترازوهای انسانی دروغی بیش نیست ، چون تفکرات و حالات روانی و فرهنگ و شعور افراد را وزن نمی کند مثلا یک فرد ۵۵ کیلویی میتواند اندازه ی پاگنده در عرض کسری از ثانیه خاندان یک آدم غریبه را مورد لطف و عنایت قرار بدهد ، حالا چگونه باور کنیم این حجم از بی شعوری و بی فرهنگی تنها در ۵۵ کیلو نهفته ست ؟‌

این روزها فضای مجازی عضو اجباری خانواده ها شده است و هر کسی بسته به علاقه مندی هایش پیج هایی را دنبال می کند و یا گاهی سر من بمیرم تو بمیری ها دنبال می کند ، اخیرأ یک پیج کودک به اصطلاح شاخ را پیدا کرده ام نمی شناختمش در پربازدیدها دیدم و الحق که شیرین زبان و خواستنی بود چندبار نگاهش کردم و لذت بردم وقتی به کامنت هایش رفتم بوی چاه فاضلاب عجیبی به مشامم خورد بویی شبیه به حسادت و خود کم بینی ، نمیدونم چرا هیچ کسی نمی آید درباره عوارض خودآزاری صحبت کند و به افراد از عواقبش بگویند ؟ 

طبق معمول به مادرش هم عنایت داشتند ، هر کسی یک شیوه ی زندگی را می پسندد و در پیش می گیرد ایشان دوست دارند که از شیرین زبانی های دخترشان فیلم بگیرند و در پیج شان قرار بدهند نمیدونم چرا مردم خون شان را کثیف می کنند؟ یکی آمده بود گفته بود از بچه استفاده ی ابزاری کرده و این فیلم ها جنبه ی شهرت دارد ، دیگری گفته بود میخواهد دختر بی هنرش را به زور بازیگر کند ، یکی که گفته بود این بچه مثل زنان ۳۰ ساله صحبت می کند ، والا چی بهتر از اینکه والدین به این شیوه از کودکشان استفاده ی ابزاری کنند تا فال فروشی سر چهارراه و فروش بچه ها ، اینستاگرام صرفا جهت تفریح هست نمیدونم چرا مردم تفریح گاه رو تبدیل به آموزشگاه رایگان فحش های کیلویی کردند ؟ حالا از این مبحث بگذریم به سلبریتی های داخلی و ایرانیان مقیم بلاد کفر می رسیم ، از پربازدیدها کلیپ هر یک از بازیگران را باز می کنی می بینی که یک نفر گفته دماغش کج است ۱۴۰ تا لایک خورده ، یکی آمده گفته کی اینو بازیگر کرده با این هیکل و قد و قواره ۴۴۰ تا لایک !!!!! حیف که فرهنگ موجود در اینستاگرام بهم اجازه نمیده که یکی از این خانم خوشگلا و خوش تیپ ها رو منشن کنم و بگم شما که از این خوشگل تری چرا بازیگر نشدی ؟ البته جواب این سوال شبهه انگیز است ، یا اعتماد به نفس کافی ندارند یا پارتی درست و درمون یا موضوع حسادت افراد هست ، یک خواننده عکس خانمش را می گذارد همه شروع می کنند چقدر زشت ، حیف شد و فلان شد اصلا نیم درصد فکر نمی کنند که اون فرد این کامنت ها رو بخونه ممکن چه تاثیری روی فکرش بزاره ، بی تاثیر نیست شاید دور بردارد و فکر کند خداست 


Maryam ۹۷-۷-۰۸ ۸ ۳ ۱۰۷

Maryam ۹۷-۷-۰۸ ۸ ۳ ۱۰۷


سلام
اینجا می خوانی آنچه که برای خودم نمی پسندم ، میل به پذیرش و تائید ندارم ، می نویسم تا گفته باشم
اینجا نتیجه درگیری های ذهنی منه