> فنجون آخر :: כنیاے یڪ انـωـاטּ چپ כست تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
اگر نمیدانی از من بپرس ، اگر قبول نداری با من بحث کن ، اما هیچ وقت در مورد من یک طرفه قضاوت نکن


سلام دوستان

شاید این پست غم انگیزناک باشه

می رسد روزی که تمام وجودمان مدفوع موریانه ها می شود این زلمزیمبوها و برندها سرمایه کار اولادهایمان می شود و چیزی از این روزها چاشنی یک عصرانه در برزخ نمیشود فنجون ها یک به یک خیس می شوند و آویزان می شوند و فنجون مخصوص چای ما دستمال گریه های دگران می شود روزی  می رسد که پرده تراس را با حسرت می نگرند که شاید آن پشت ایستاده ایم باران پیش خاک مزارهایمان زور آزمایی می کند گل ها دست یک کودک کار خشگ پژمرده می شود و قاشق داغ به روی اندام کودک جا میگذارد و ما اندر فلک نالان حیرون می شویم
چرک روی لباس ها هم با شفاعت آب جوش پاک می شود نامه ی سیاه اعمال ما را چه کسی خواهد شست !!!!
ما زندگی نمی کنیم ما با یک قدرتی میان این جا و جایی که پس از سرفه خروارها خاک زندگی در آن سکنا می گزینیم زندگی می کنیم جک می خوانیم و انیستا و فالو هزارتا کوفت و زحرمار جمع می کنیم و شر و ورهای همو لایک می کنیم این شده زندگی ما میان یک دره عمیق لبخند می زنیم روی لبه تیغ توی تاکسی هم با علم به چرت و پرت بودن پست لاین و انیستا و .... نت می خریمو لایک می کنیم ساده چشم می بندیم روی گریه ها و قد کوتاه یک کودک که قدش به قر و اطفار ما نمی رسد ما خوابیم باید بیدار شیم و بفهمیم همان دست های سیاه یک کودک کار و لبخند پر دردش چاشنی غذای ماست در جایی که بهشت خطاب قرار می گیرد همان دست های کودک بشقاب ما خواهد شد نه پالتو ۶۰۰ تومنی و شال برند و ماشین و هیکل و صفت لاکچری که صرفا جهت قر و فرهامون سهم مون میشه شخصیتمون میشه اگر کودکی با دستان سیاهش و چشمان معصومش لایکت کرد بدون لایک زیری لایک خداست چه ساده دلخوش میشیم اگر با تمام قر و فرت لبخند رو زیر بارون روی لب یک دستفروش آوردی هر چند چیز کوچیک ازش خریدی لایک داری ، اگر لباس هایی که دیگه به دک و پزت نمی خورد و به جای انباشته کردن و نگهداشتن تا زمانی که سایز بچه ت شود به یک نیازمند دادی و کمر پدر از کار افتاده اش را راست کردی و عرق شرمو از پیشانی اش پاک کردی لایک کردی اگر روزی گذرت به گورستان افتاد و دختر یا پسری با چشمان بخیه شده و صدایی که روش صدا خفه کنه برای عزیزت روی مزارش آب ریخت و شست و پولی به او دادی و دلش خوش شد لایک داری اگر اضافه های غذایت را جلوی سگ یا پرنده ریختی لایک داری اینا لایک واسه لایک کپی پیست نکن چون هنر اصلی و کسی دیگه کشیده هنر نکردی خودت یک ایده شو که همه لایکت کنند کسانی که می بیننت و از همه مهم تر خدا لایکت کنه تو لایک هاتو نمی بینی اما خدا تعداد لایک هاتو می بینه
به نظر من همه آدما با لبخندهاشون ثروتمند و ارزش زندگی ما به دل خوشمون نه قر و قمیش هامون من هرگز به یک آدم پولدار حسادت نمی کنم و پشت چراغ قرمز به ماشین هاشون خیره نمیشم من به زن و شوهر عاشقی می نگرم که عاشقانه پیش هم ند و شادند پول کسی را هرگز لایک نخواهم کرد من صحنه ای دیدم توی یک چهار راه اون فقط لایک داشت پسری با چه قر و فری تمام دستمال های یک کودک دستمال فروش را خرید کودک گفت : این همه دستمال را میخواهی چه کار ؟ گفت : تو چیکار داری کودک همه ی دستمال ها را در حالی که نگاهش به داشتبرد مرد جوان بود داد و مبلغی را به او داد و پسرک گفت : زیاده عمو مرد گفت : نوش جونت و از محل دور شد اون لایک داشت اولین لایک و خدا داد و دومی من و مردم شهر ، امسال هم گذشت چند تا لایک گرفتی ؟؟؟؟ چند کیلوبایت فالو واسه اون دنیات جمع شد !!!! لایک جمع کن تا دیر نشده این سرما ست و لایک کنندگان حاضرند دست سیاهی را بگیر شب عید
Maryam ۰۲ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۱۶ ۰ ۱ ۱۰۹

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

سلام
اینجا می خوانی آنچه که برای خودم نمی پسندم ، میل به پذیرش و تائید ندارم ، می نویسم تا گفته باشم
اینجا نتیجه درگیری های ذهنی منه

style