d> بایگانی مرداد ۱۳۹۷ :: دنـیای یک انـسان چپ دست تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
ما جماعتی هستیم که متن های طولانی رو نمیخونیم ولی در مباحث ، ادعای منطقی بودن داریم


۷ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

سلام 

سیاستی برای زندگی وجود ندارد همانطور که یک نسخه برای هر بیمار و بیماری تکرار نمی شود ، فکر می کنم سه تا نکته برای داشتن آرامش خیال کافی باشه 

۱ : توقع مان را از دیگران به صفر برسانیم ۲ : توقع دیگران را از خودمان به صفر برسانیم ۳ : همیشه بد بین باشیم ، اوهوم مورد سوم رو درست خوندید " بدبین باشیم " اگر پیش از پذیرش مسئولیت و امانت به اتفاقات بدی که ممکن بیفته فکر کنیم و اون رو رد کنیم از استارت خرید یا سفر و تفریحات نیمروزی تا پایان آن لذت خواهیم برد چون نیازی ندارد مدام حواس مان به کسی دیگر باشد حالا هر جا و هر کاری که میخواد باشه ، فکر می کنید افرادی که در سقوط هواپیماها و خروج قطار از ریل و سیلاب و طغیان رودخانه ها و.... از دست رفتند همه با والدین و خانواده ی شان بوده اند ؟ یعنی بچه ای به امانت همراه خاله و عمویش نبوده ؟ چه کسی پاسخ گوی والدین آن افراد هست ؟ 

فکر می کنم اگر از امروز تصمیم گرفته اید این سه مورد را در زندگی تان اپیدمی کنید روی مورد دوم تمرکز کنید با توجه به سن و شخصیت طرف مقابل بدونید کجا سکوت کنید ، کجا خودتان را به نشنیدن بزنید ، در موارد بحرانی مثل مسئولیت سنگین خارج از توان تون با یک لبخند بزرگ‌ روی تان را به سمت دیگری کنید ، مراقب احساسات تون باشید که سمت جنون نره تا کار دست تون بده 

یادمه یه بار در پارکینگ خانه ی خواهرم را باز کردم تا از پله ها بالا بروم به یکباره جیغ و هوار دو زن مواجه شدم آدم شجاعی هستم خودم رو آماده کرده بودم با صحنه ی قتلی ، یه آدم نیمه جون مواجه بشم چون یه زن مدام می گفت میدونی چی میشد مرده بود و پشت بندش ناسزا رسیدم طبقه ی دوم دیدم یه دختربچه گریه می کند و همسایه هایشان جمع شده اند از یک خانم جریان را پرسیدم گفت این دوتا خانم با هم جاری هستند این دختربچه وقت و بی وقت هر وقت دلش بخواد خونه ی عمویش می رود امروز با دست زده تو سینه ی پسرعمویش و او هم گریه کنان شکایتش را به مادرش برده او هم عصبانی شده در خانه را باز کرده و بچه را به بیرون پرتاب کرده و حالا مادرش آمده فحش و فحش کشی که اگر بچه م سرش میخورد به نرده مرده بود و میتونستی مثل آدم دست بچه را بگیری بیاری پشت در خانه م نه اینکه پرتش کنی از خانه بیرون !!!! حرف هایش کامل منطقی بود اما نمیتوان تعیین کرد حق با کی بود ؟ حالا چون که دوتا جاری در یک ساختمان زندگی می کنند دلیل بر این نیست که بچه ش مدام به خانه ی عموش برود ، اگر شما آرامش میخواهید خب جاری هم آرامش میخواهد ، اگر مادر ( دختربچه ) به مورد اول توجه می کرد و مادر ( پسربچه ) به مورد دوم توجه می کرد هیچ کدوم شان هتک حرمت نمی شدند ، آدم باید سنگین و رنگین باشه بچه عقلش نمی رسد در را قفل می کرد و کلید را برمیداشت ، هر بچه ای قلقی دارد کافیه آن را پیدا کرد تا ساکتش کرد ، از هوش سرشارشان برای فرهنگ صحیح استفاده کنید ، با استفاده از آموزش ساعت از او بخواهید گاهی اوقات در ساعت های ممنوعه به شما گوشزد کند الان وقت زنگ یا رفتن به خانه ی کسی نیست 







Maryam ۹۷-۵-۲۷ ۱۳ ۶ ۲۲۰

Maryam ۹۷-۵-۲۷ ۱۳ ۶ ۲۲۰


سلام

در هر جامعه ای یک ارزش وجود داره و انجام خلاف آن ضد ارزش نامیده میشه 

اخیرا یک سریالی پخش شد که اسمش پدر بود ، یک سکانس غیرقابل باور در آن پخش شد ، نمیدونم آیا واقعا در جامعه ی ما که زن ارزش بسیار بالایی داره و از قدیم الایام گفتند دختر ناز بالایی داره و اگر کسی میخوادش باید نازشو بخره و از این صحبت ها این اتفاق میفته ؟‌ نقد کارشناسانه ای ندارم برای این سکانس اما از نظر من این سکانس ضد ارزش بود و توهینی به ارزش دختران می کرد مخصوصا با حرکت اون آقاپسر که خودشونو از پنجره پایین اندختند ، فکر نمی کنم این اتفاق بیفته ، چیزی که من فکر می کنم اینکه پسرها اتحاد بالایی دارند مگر میشود یک پسر با چندتا دختر هماهنگ کند و دخترا بروند به نیت بدی تو کلاس دانشگاه با یک پسر به بهانه ی رفع اشکال درسی ، فکر می کنم این سکانس کاملا ضد ارزش جامعه بود و می تواند قلب پسران و دختران را جریحه دار کند ، گرچه کلاه دخترک کلاه به سر در خانه ی ما تبدیل به شوخی شده است ، جامعه ی ما مشگلات فرهنگی و اجتماعی زیاد دارد سناریست عزیز می توانست روی یکی از اون معضل ها تمرکز کند نه اینکه چیزی دور از واقعیت جامعه ، این فیلم بیشتر شبیه سریال یوسف پیامبر بود ، هر کاری دوره ی خاص خودش رو داره باید واقعیت جامعه رو دید نه از روی فیلم دیگری اقتباس کرد آن هم در ژانر اجتماعی روز ، ساخت فیلم های دور از واقعیت امروز ما هیچ مرهمی روی زخم های مردم نمی گذارد ، طبق گفته ی مردم و اطرافیانم این فیلم سراسر غمگین بود به طوری جناب سلطانی  هشدار غمگین بودن بعضی از قسمت ها رو داده بودند ، بعضی ها گفته بودند پای این سریال به پهنای صورت اشک ریخته اند ، ما جزء کشورهای شاد دنیا نیستیم ، یک آقاپسر بعد از کلی نفرین نوشته بودند مادر پیر من بابت مرگ حامد گریه ها کرده ، شاید منظور این فیلم این بود که باید در هر شرایط شاکر خدا باشیم چون ممکن که در همسایگی ما کسی باشه که فکر کنه ما خیلی خوشختیم چون مصیبت های اونا رو نکشیدیم 

این نقد من بود 



Maryam ۹۷-۵-۲۲ ۱۹ ۸ ۲۳۶

Maryam ۹۷-۵-۲۲ ۱۹ ۸ ۲۳۶


سلام 

میگن حرف باد هواست اما من میگم حرف ها آتش هستند و مستعد دوزخ ساختن قلب ها هستند و دود این برزخ از چشم ها بیرون می ریزد 

در این پست به چند نوع نمک غیرخوراکی اشاره خواهم کرد 

فرض کنید در یک میهمانی هستید که در آن زوجی صاحب فرزند شده اند و یک زوج هم که چندسال است ازدواج کرده اند و بچه ای ندارند هم حضور دارند ‌سپس پدر نوزاد بگوید نمیدانید از وقتی بچه دار شدم سرکار چشم هایم پف کرده ست از بس شب زنده داری می کنیم یا مادر نوزاد از حس اولین آغوشش بگوید ، حس و حال آن زوج بدون فرزند غیرقابل پیش بینی نیست ، هیچ آدمی بدون نقص نیست باید کنار هم شاد باشیم و سعی کنیم دل هایمان به هم دیگر نزدیک باشد ، از آگاهی هایمان سوء استفاده نکنیم 

فرض کنید با دوتا از دوستان تان طی یک پیاده روی در گفت و گو هستید ناگهان یکی از دوستانتان می گوید دلش گرفته است چون از وقتی از پدر یتیم شده است یکی از پایه های زندگیش را شکسته می بیند ، دوست دیگرتان می آید از بوسه هایی که پدرش هنگام خواب به صورتش می زند می گوید یا از هدیه هایی که پدرش روز تولدش به او داده است میگوید !!!!! باید پیش از به زبان آوردن عبارت ها به این فکر کنیم که مخاطب ما الان به این حرف ها نیاز دارد یا نه ؟ وظیفه ی ما در این شرایط چیست ؟ 

نوع دیگر این نمک ها این است که خانواده ای فرزند متاهلش را از دست میدهد و پس از چهلم دیگر به زن و فرزندان آن ها محل نمیگذارند !!!! نه حمایت مالی و عاطفی آن ها را در این شرایط بغرنجی طرد می کنند حتی زمان ازدواج نوه هایشان هم تکانی به خود نمی دهند ، موردی را دیدم که عروس خانواده هر بار به خانه ی پدرشوهرش می رود آن ها را از خانه بیرون می کنند و میگویند تو دیگر عروس ما نیستی !!!!! و او با چشمان اشک بار به خانه اش می رود ، در کشور ما تجاوز منفور است نمیدانم چگونه این معادله را حل کنم پس تا زمانی که پسرشان زنده بوده به این خانم تجاوز می کرده ؟!!!! و این فرزندان هم حاصل تجاوز پسرشان به آن خانم هست ؟ مگر تجاور شرعی هم داریم ؟ 

یک نوع دیگر زخم تیر و کمان غیبی هست مثلا در همسایگی شان یک خانم بیوه یا مطلقه می آید فورا همه دست به کار میشوند آه و وامصیبتا آن زن حتما کیسه دوخته شوهر آن ها را تصاحب کند گاها در روابط خانوادگی هم دیده شده جاری از جاری بیوه اش می ترسد !!!! از لحن سلام کردن تا شیوه ی بیانش زیر نظر میگیرند و برایش حرف در می آورند !!!! کلاهتان را قاضی کنید این حجم از بدبینی لازم است ؟ چرا در جامعه ی ما نگاه به زنان بیوه یا مطلقه مانند قاتلین سریالی است ؟ 


Maryam ۹۷-۵-۱۶ ۱۷ ۷ ۱۹۷

Maryam ۹۷-۵-۱۶ ۱۷ ۷ ۱۹۷



این متن ویرایش شده است 


سلام 

خلقت چیزی است که در آن هنر و برنامه ریزی پله به پله دیده بشود مثل زمین و کائنات و انسان و حیوانات 

وقتی انسان به وجود آمده است باید بپذیرد که در کنار موجودات دیگری زندگی کند و همیشه دوستدار طبیعت باشد ، انسان ها از تولید مثل به وجود آمده اند و این زیبایی خداست که تو بتوانی چیزی مانند خودت خلق کنی و به یک شیوه ی تعبیه شده به دنیا بیاوری ، همین پروسه در حیوانات هم هست حالا اینکه انسان موجودی است عقل دارد و عقل او به آن خلاقیت اضافه کرده تا بتواند زندگی را برای خودش ساده تر کند ، فرق می کند ، حتما شما هم در اینستاگرام با عبارات بالا مواجه شده اید و متعاقبا واکنش های متفاوتی دیده می شود ، دیروز در اینستاگرام با فیلم زایمان یک فیل مواجه شدم که پس از دیدن آن ، کامنت هایش را نگاه کردم نظرات جالبی گذاشته بودند مبنی بر تهوع و بدآموزی آن برای کودکان !!!!! نمیدونم کجای این فیلم بدآموزی میتوانست داشته باشد ؟ این آشنایی با طبیعت است ، نکند میخواهند فیل ها هم ماما داشته باشند و زایمان سزارین انجام بدهند ؟ 

وظیفه ی هر پدر و مادری هست که برای آفرینش شناسی کودکانشان وقت بگذارند ، در خیابان پر از حشره و‌ حیوانات هست باید آن ها را بشناسند و بتوانند از آن عبور کنند ، زمین ارث خدا به انسان نیست 

حدود یک ماه پیش یک کلیپ منتشر شد که خانواده ای در پارک یا همچین جایی نشسته بودند یک آقا با سگش می آید سگ پارس می کنن گویا پسر نوجوان آن خانواده ترسیده بود و آن خانواده با صاحب سگ مشاجره کردند ، کار صاحب سگ را تایید نمی کنم اما واکنش آن پسر را هم درک نمی کنم هر کجای دنیا که برود هستی در آن هست ، چرا از صدای سگ ترسید ؟ یعنی فقط یک پارس سگ توانست او را بترساند ؟ پس با مسائل و مشگلاتش در آینده چگونه میخواهد دست و پنجه نرم کند ؟ 



Maryam ۹۷-۵-۱۱ ۲۰ ۶ ۲۱۶

Maryam ۹۷-۵-۱۱ ۲۰ ۶ ۲۱۶


سلام 

ترس از تنهایی حسی جدانشدنی از بشر بوده اما هرگز دوست نداره که به زور خودش رو به جمعی کوک بزنه پس تلاش کرده برای روابط جمعی و دوستانه اما بدیهی هست که گاهی از الگوهای غلط کپی برداری کنه 

متاسفانه کلماتی مثل لوکسوری و لاکچری و ... بسیار در ادبیات ما جا باز کرده یا کلماتی نازیبایی مثل 

می زنگم بپاک ، می پاکم و.... در کمترین زمان همه ی این اتفاقات افتاده با کمترین میزان انرژی 

حالا چه کسی پاسخگوی این ادبیات هست ، خدا میدونه ؟ 

یک بار از یک خانمی که از من بپرسید باید جلوی یک خانم باکلاس چیکار کنم که کم نیارم ؟ گفتم باکلاس در نگاه تو به چه معناست ؟ عجیب بود هیچ پاسخی نداد ! اما به دنبال " بودن " بود 

برام حیرت انگیز بود چطور ممکن تعریفی از باکلاس بودن نباشه و حتی فردی نتونه اون رو برای خودش تعریف کنه اما دنبال این باشه که مثالش باشه ! 

ابتدای پست حرف از تنها شدن زدم ، گاهی اوقات بهای تنها نبودن بسیار گزاف است مثلا : باید موقعی که میخواهیم عطسه کنیم دستمال جلوی دهانمان بگیریم ولی عده ای شاید به این کار درست و فرهنگی بگویند سوسول بازی یا پاستوریزه بودن !!!! انسان باید خودخواه نباشد و طرزفکرش محدود به خودش نباشد شاید دو قدم جلوتر یک شخصی را دیدیم خواستیم به او دست  و روبوسی کنیم و این باعث میشود که آن فرد آنفولانزا بگیرد ،  به نظرم سوسول بودن به معنای رفتار درست و اجتماعی اصلا هم بد نیست ، شاید یک روزی یکی پیدا شود و به ما بگوید تریاک نکشیدن یعنی سوسول بازی پس باید بریم تریاک بکشیم ؟ هیچ توجیهی برای زیر پا گذاشتن رفتارهای درست وجود نداره 

نمیشه برای اینکه جزء دسته ی خاصی باشیم هرکاری رو انجام بدیم تا توسط افراد آن دسته مورد تشویق قرار بگیریم مثل همسایه کناری ما که زباله هایشان را ساعت ۱۲ شب بیرون می گذارد آن هم نه در سطل شهرداری بلکه کنار درخت !!!! یا آن مشتری میان سالی که در آن سوپری دیدم و قصدم خرید آب معدنی بود و قصد حرف زدن با من را داشت در صورتی که او را نمیشناختم ، یا آن عزیزانی که در اینستاگرام دیگران را ریپلای می کنند و حرف های نامربوط می زنند و تهمت های بزرگ بزرگ می زنند ، یا افرادی که زیر پست خودکشی و یا تسلیت فوت یک عزیز کامنت های غیراخلاقی می گذارند  یا باتوجه به اوضاع اقتصادی به هنرمندان خارج نشین فحاشی می کنند که البته بوی تعفن حسادتشان هوش از سر می برد ، تائید حرف های من روی تابلوهای کنار گل کاری های پارک و فضای سبز مشهوده چرا باید برای گرفتن عکس یا لایو روی چمن ها برویم ؟ اصلا بعد مالیات رو هم در نظرنگیریم ، این گل ها به پارک و یا فضای شهر زیبایی می دهد بعضی ها فکر می کنند گل بکنند خیلی شاعرانه به چشم می آیند اما در اصل اینطور نیستند و در گروه کاملا بی شعورها دسته بندی میشن یا آن بزرگواری که با دوتا بچه کوچک وارد مغازه میشه بچه ش ریل در و چنان می کشد که نزدیک است بشکند و سر و صورت زن و بچه ی مردم شیشه ها بریزند و کلی بخیه بخورند !!!!! دیگران مسئول عدم توانایی کنترل فرزندان بقیه نیستند ، یا آن بزرگوارانی که زن و شوهری وارد مغازه ای می شند بچه شونو روی میز می گذارند و فروشنده رویش نمی شود چیزی بگوید 

 درست رفتار کنیم حتی به بهای تنها ماندن که صدالبته اطمینان میدهم که اگر باکلاسی باشد بی شک اینان هستند افرادی که با نشست و برخاست با آن ها چیزی می آموزی و کلی حس خوب دریافت می کنی 


Maryam ۹۷-۵-۰۸ ۱۵ ۱۰ ۲۰۰

Maryam ۹۷-۵-۰۸ ۱۵ ۱۰ ۲۰۰


سلام 

این پست موقت هست و بعدا از دسترس خارج میشه 

اگر بخوام اسم وبلاگ رو تغییر بدم شما چه اسمی رو پیشنهاد میدین ؟‌



Maryam ۹۷-۵-۰۴ ۳۲ ۲ ۲۸۱

Maryam ۹۷-۵-۰۴ ۳۲ ۲ ۲۸۱




سلام 

این روزا در ساختمان رو که باز می کنی انگار یک فرشته ی آتش بال کشیکت رو می کشه تا محکم به صورتت سیلی بزند و چربی های پوستت به لباس نازکت بچسبد ، این چه کار ناجوانمردانه ای که بعضیامون در پیش گرفتیم اون هم با توجیه اینکه اون فروشنده س وظیفه شه لباسایی که میگیم بیاره نشون بده !!!! یه جوری زندگی کنیم که خدارو خوش بیاد تو این ظل گرما یک طبقه لباس میارن آخرشم یه دونه شو برنمیدارند !!!! خب این چه کاریه بنده ی خدا گناه داره !!! یه بار وارد یک مغازه لباس فروشی شدم دیدم بوی پیاز داغ میاد دیگه ریل در و نکشیدم نه سلام نه خداحافظ زدم بیرون ، خب این خدا رو خوش میاد یه فروشنده اعتماد می کنه کار و میده ببره خونه بعد میره یه گونی پیاز سرخ میکنه بعد تازه یادش میفته عه یه لباس امانتی داشته !!! خب عزیز من اتاق پروو که هست ، نه مشگل داری ببر خونه بپوش دیدی تنگ بردار بیار ، خب اون بنده ی خدا گناه که نکرده ، این رسم احترام و اعتماد ؟ من واقعا قصد خرید داشتم چون عادت ندارم بی خودی برم تو مغازه ، خب رفتن من یک ضرر برای اون مغازه شد حالا بحثی سر قبل و بعدیای من نیست ، یه بار هم تو یه مغازه لباس مجلسی بودم  یه خانم اومد ، فروشنده  دوتا طبقه لباس آورد بعد که میز پر لباس شد در کیفشو باز کرد گفت نگاه کن به خاک بابام پول ندارم وگرنه همه شونو دوست داشتم خوب بودن !!!! منو میگی هنگ کردم این چه حرکتی بود این خانم کرد ؟ ولی فروشنده ریلکس بود و گفت حالا خودت این لباسارو جمع کن ، اون هم برداشت شل و ول تا کرد فروشند دید بیشتر از قبل داره مورد تمسخر قرار می گیره گفت لازم نکرده تشریف ببرید ، فروشنده با عصبانیت شروع به تا کردن کرد و می گفت منو مسخره کرده این همه لباس ریختم رو‌میز آخر به من میگه به خاک بابام ، اصلا من از کجا بدونم تو بابات مرده و.... 

بعضی از افراد هستند حوصله ی شلوغی رو ندارند از پشت ویترین نگاه می کنند مغازه کسی هست یا کلی لباس رو میزه داخل مغازه نمیرن ، همین کار اون خانم مانع کسب مغازه دار بود  

 یه تاپ آورد گفت نگاه کن این لک ها رو لباس تر و تمیز دادم برده پروو پوشیده با لکه های عرق آورده بیرون پس اون جعبه ی دستمال کاغذی رو میز برای چی هست ؟ سطل زباله برای چی هست ؟ گذاشتم که بدنشون رو‌ خشک کنند من این تاپ رو جلوی کی پهن کنم ؟ تو مرام ما نیست لباس رو بدیم خشکشویی بدیم دست مردم ، مجبورم نصف قیمت رد کنم بره ، رفتم تهران دوتا کیسه جنس آوردم ۱۰ میلیون شده !!!! من مگه درآمد دیگه ای دارم ؟ یه شلوار جین آورد گفت اینو دادم اتاق پروو پوشیده و نپسندیده  باز کردم دیدم رژلبی شده !!!! گفتم این چیه ؟ گفت شلوار گرفتم به دندونم نیفته زمین !!!! ببین خانم محترم از صبح تا شب فروشنده ها چه چیزایی می بینند 



Maryam ۹۷-۵-۰۳ ۱۵ ۹ ۱۷۹

Maryam ۹۷-۵-۰۳ ۱۵ ۹ ۱۷۹


سلام
اینجا می خوانی آنچه که برای خودم نمی پسندم ، میل به پذیرش و تائید ندارم ، می نویسم تا گفته باشم
اینجا نتیجه درگیری های ذهنی منه