> اتیکت :: כنیاے یڪ انـωـاטּ چپ כست تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
اگر نمیدانی از من بپرس ، اگر قبول نداری با من بحث کن ، اما هیچ وقت در مورد من یک طرفه قضاوت نکن



اجتماعی یعنی پست بدون مخاطب 

سلام 

تو کوچه ما یک زوج روشن دل زندگی می کنند ، ۴ فرزند ، ۲ تا دختر ، ۲ تا پسر دارند . سال ۸۰ دختر بزرگش صاحب یک پسر شد ، سال ۸۴ بچه دچار تب ناجوری شد ، درمونگاه خودمون خیلی خوب و دکترش هم الحق و الانصاف حاذق ، براش چند آمپول تجویز کرد و تزریق رو انجام دادند اما زود خبر پیچید که بچه دچار تشنج شد و رفت . شکایت و شکایت کشی کردند و کاشف به عمل اومدند که بله ! داروخونه آمپول ها رو اشتباه داده !!!!! دیگه باقی داستان رو نمیدونم چی شد ! 

یه بار هم مادرم آنفولانزای ساده گرفته بود بردمش دکتر ، براش آمپول تجویز کرد ، وقتی رفتم داروخونه قسمت تحویل دارو همون حین که داشت پلاستیک داروها رو به دستم میداد گرخیدم ، آب مقطرهاش انداره انگشت اشاره با شیشه قرمز بود !!!! داروها رو بردم به دکتر نشون دادم چون از اون سال که این اتفاق افتاد دکتر حواسشو جمع کرده و تأکید مأکد داره بر دیدن داروها پیش از تزریق . وقتی داروها رو دید با تعجب به دفترچه نگاه کرد دید ، درست ! بهم نگاه کرد و گفت داروخانه داروها رو اشتباه داده که ، این داروها رو واسه مادرتون ننوشته بودم اصلأ ، تو دفترچه داروها رو نوشت و فوری تلفن رو برداشت و گفت تشریف ببرید داروخانه . رفتم بیرون برای مادرم قضیه رو گفتم و از پله ها پایین رفتم و داخل داروخانه رفتم از دکترداروخانه تا حسابدار هیچ کاره همه رنگ هاشون گچ بود و دفترچه رو ازم گرفتند و داروها رو درست کردند و میونش دکتر داروخانه ازم معذرت خواهی می کرد ، من هم مدام تو سرم فکرای ناجور میومد اصلأ تو حال خودم نبودم ، تو کف اون آب مقطرهای وحشتناک بودم و می گفتم یعنی اون واسه چه بیماری !!!! عرق سرد رو پیشونیم نشسته بود داروها رو بردم بالا نشون دادم و دکتر تائید کرد و تزریق انجام شد . 

بعضی وقت ها خدا می خواد شفا بده منتهی وسیله ، وسیله نیست . هیچ وقت اون پسربچه رو از یاد نمی برم . وقتی از بیمارستان بیرون میای مسئول جا به جایی بیماران به جای ابراز تأسف از مرگ یک عزیز از دست رفته با نیش تا بناگوش به سمت دکه انتظامات داد می زنه ۳ نفر امروز مردند ، به اتیکت های روپوش ها اعتباری نیست . اینا برای خدمت به خلق نیومدند اینا برای ریشخند زدن به یک عده عزیز از دست رفته اومدند ، اصلأ سنگدل باش ، هر چی هستی واسه خودت باش ، حق نداری از سوگ مردم خنده سر بدی ! 

تو شهرستان ، پدر یکی از مستأجرهای ما هم با آمپول اشتباهی از دنیا رفت 

چند شب پیش دخترخاله م تو خواب یهو نفسش در نمیومده با باباش رفتن درمونگاه نگهبان نشسته بوده با گوشیش بازی می کرده اینا گفتن در و باز کن ، تازه گفته ، چی کار دارین ؟ 


خواهشأ پیش از استفاده از داروهاتون ، به دکتر نشون بدین 

Maryam ۳۱ تیر ۹۶ ، ۱۷:۲۴ ۲۸ ۷ ۳۲۱

نظرات (۲۸)

  • منصوره 🌹🌹🌹
    شنبه ۳۱ تیر ۹۶ , ۱۷:۳۳
    خیلی خیلی متن غم انگیزی بود
    مرگ به خاطر اشتباه یک نفر .... چقدر دردناک
    • author avatar
      Maryam
      ۳۱ تیر ۹۶، ۱۷:۵۲
      دوست نداشتم کسی ناراحت شه ببخشید 
      اما خب باید هر چیزی که میدونیم رو به هم دیگه اطلاع بدیم تا این تلخ ها تکرار نشه 

  • kerman man
    شنبه ۳۱ تیر ۹۶ , ۱۷:۴۰
    سلام
    خوبه که هر کدوممون تو هر شغل و پست و جایگاهی که هستیم ، شاخصه تعهد و مسئولیت پذیری رو رعایت کنیم .
    ممنون از شما
    • author avatar
      Maryam
      ۳۱ تیر ۹۶، ۱۷:۵۲
      سلام 
      واقعأ 
      خواهش می کنم 
  • علیـــ ـرضـا
    شنبه ۳۱ تیر ۹۶ , ۱۹:۳۴
    هعی زندگی سیاه که میگن اینه ها :(
    • author avatar
      Maryam
      ۳۱ تیر ۹۶، ۱۹:۴۵
      هعی ، واقعأ :-( 
      دلم برای اون بچه سوخت ، به خاطر یک مشت آدم بی سواد از بین رفت ، هر وقت از مدرسه میومدم میدیدم جلو در خونه مادربزرگش با تاپ و شلوارک داره بازی می کنه :-(
  • هیوا :)
    شنبه ۳۱ تیر ۹۶ , ۱۹:۴۹
    متاسفم برای همه ی این اتفاقات .
    بهترین راه برای پیشگیری این اتفاقات ، مراجعه نکردن به مراکزی هست که سابقه های این چنینی دارند ! ... ممکنه رفتن به مراکز دورتر و یا بعضا پرهزینه تر مشکلاتی داشته باشه ، اما از سلامتی مهمتر نیست .
    بنظر من اگر از همون سال 84 جدی تر به موضوع اون داروخانه نگاه میکردید ، این اشتباهات تکرار نمیشدند . اعتراض کافی نیست ، عمل در کنار اون اعتراض بیشتر و بهتر جوابگو ئه :)
    • author avatar
      Maryam
      ۳۱ تیر ۹۶، ۲۰:۱۰
      ممنونم 
      مشگل از درمونگاه نبود ، داروخانه دارو رو اشتباه داده بود 
      ۱۰۰ البته ، هنوز هم همون درمونگاه میریم ولی داروخانه رو دخترخاله م احتمالا می خواد شکایت کنه ، چون مادرش سرطان داره ، رفته بودند ازشون دارو بخرند ، دارو اشتباهی داده بود 
      آخه نزدیک ترین داروخونه به ما فقط همونه :-( 
      همین طوره درست 
  • N@f@s 2000
    شنبه ۳۱ تیر ۹۶ , ۲۰:۰۱
    اره متاسفانه این اشتباهات زیاد شده برا ماهم چنین اتفاقی افتاده بود ک خدارشکر مامانم قبل تزریق ب دکتر نشون داد
    واقعا تاسف باره :(
    • author avatar
      Maryam
      ۳۱ تیر ۹۶، ۲۰:۰۷
      اصلأ معلوم نیست کی به اینا مدرک داده ؟ که با جون مردم بازی کنند!!!! 
      هنوز که هنوز خواهرم اون آمپول ها رو میگه اونم با ترس 
  • Aramam .F
    شنبه ۳۱ تیر ۹۶ , ۲۰:۱۳
    واقعا دردناک بود...
    مرسی بابت توصیه بجاتون:)
    • author avatar
      Maryam
      ۳۱ تیر ۹۶، ۲۰:۲۳
      :-( 
      همیشه باید یکی بره تا بقیه نرن :-( 

  • مخلوق خلاق
    شنبه ۳۱ تیر ۹۶ , ۲۰:۱۴
    هیچی بدتر از یک مرگ بی جهت نیست
    خیلی ها هم قربانیه این اتفاقن
    چی بگم والا...
    • author avatar
      Maryam
      ۳۱ تیر ۹۶، ۲۰:۲۳
      آره :-( 
      به هر حال یکی باید یه چیزی باشه که به گیسوان تقدیر و ای حرفا ببندند ، فقط یکی نیست به من بگه این بچه چرا اومد که زود بره ؟ قرار بود چی به دست بیاره ؟ هه بشه توصیه مفید واسه بقیه ، قرار بود چی از دست بده ؟ زندگیییییییی رو 

  • رها
    شنبه ۳۱ تیر ۹۶ , ۲۱:۱۵
    سلام،من تازه از دکتر اومدم..واسه ناخنه شسته پام رفتم یه مدته داغون شده..دگتر گفت کفشت همیشه مناسب باشه قرصو آمپولو همه چی داد..اومدیم داروخونه دیدم سه تا آمپوله وریدی داده به چه بزرگی رنگم سفید شد گفتم مامان من پشیمون شدم آمپول نمیزنم،بعداز ساعاتی مکالمه با مامانم قانعش کردم که آمپولو نزنم الان اومدم تو نت سرچ کردم اون آمپوله کلی عوارض داره..آخ تو دلم حنا بندونه...حالا مامانم میگه مامان باید بزنی آمپولا رو..من موندم و یه پنج دقیقه یه بار دلهره ای که خونوادم بهم میدن...حالا فرض کن آمپولو اشتباه میداد و من میزدم الان اینجا نبودم.خخخ
    • author avatar
      Maryam
      ۳۱ تیر ۹۶، ۲۱:۲۶
      سلام 
      خاله من چند سال پیش شست پاشو کشید ، الان هم پا به انگشتش می خوره قبض روح میشه طفلک 
      اون آمپولا رو به دکترت نشون بده ، اصلأ اونا واسه چیه ؟ از اون گنده هاست ؟ شاید داروخونه ای ها اشتباه دادن !!!!!! فرض نکن ، گاهی شک کن به همه چی . 
  • صهبا
    شنبه ۳۱ تیر ۹۶ , ۲۱:۴۲
    سلام
    من یه بار بهم داروهایی دادن ک با هم تداخل داشت
    فک کن چ دکتر خری ک ندونه چ داروهایی با هم تداخل دارن
    بچه بودم.۸ ساله
    خوردم و حالم اصن ناجور شد
    چشمام رفت بالا و هرچی زور میزدم نمیومد پایین‌دقیقا یادمه :/
    هوشیاریم نوسان میکرد و الخ.نمیدونم شاید نیمچه تشنجی چیزی بود
    خلاصه خیلی خونواده ترسیده بودن...
    گویا یه امپول زدن بهم و خوب شدم :/
    خیلی دیدم ک بخاطر امپول اشتباهی مردن
    یا کور شدن.یا فلج شدن و ...
    یه بچهه دچار تشنج شد با امپول اشتباهی بعد هم از نظر مغزی مشکل پیدا کرد و الان بزرگ شده ولی نرمال نیس دیه ...
    البته ما همیشه داروهارو نشون دکتر میدیم...
    • author avatar
      Maryam
      ۱ مرداد ۹۶، ۰۹:۳۷
      سلام 
      جونمونو میدیم دست یه مشت بی سواد ، ببین بی سوادی از ۸ سالگی تو هم بوده ، الان که مدرکا آبکی شده ، صهبا به نظر من باید روی تغذیه مون حساس باشیم تا مریض نشیم و گیر این داروخونه ای های بی سواد نیوفتیم ، بچه به چه خوشگلی پرپر شد 
      خوب کاری می کنید 

  • Va hid
    شنبه ۳۱ تیر ۹۶ , ۲۲:۴۵
    تلخ اما واقعیت ! وجدان کاری ......!
    • author avatar
      Maryam
      ۱ مرداد ۹۶، ۰۹:۳۴
      :-( جون مونو دادیم دست یه مشت بی سواد ، فکر کنم سرچ هم کنید باشه همچین روایت های تلخی 
      درست تلخ بود اما یه هشدار بود 
  • سید.ق.م
    شنبه ۳۱ تیر ۹۶ , ۲۳:۰۷
    سلام
    من خودم همیشه چک میکنم و اتفاقا از موقعی که پارسال مدرک داروشناسی و نسخه خوانی رو از هلال احمر گرفتم اول روی نسخه رو میخونم بعدش میگم دارو رو بده و بازم چک میکنم
    این مدرکه به کارم نیومد حداقل یه استفاده کوچولو ازش بکنم هههه

    یکی میگفتش رفته بودم از داروخونه قرص آرامبخش طبق نسخه دکتر بگیرم و طرف یه قرصی بهم داد و منم چون یه کمی وسواس دارم که حتما باید به دکتر نشون بدم رفتم نشون دادم و دکتره گفته بود این چیه دیگه؟ چطور اینو بهت داده؟ هههه من گفتم چی شده مگه چیه؟ دکتره گفته این قرص ضد بارداریه که ههههههه
    فرض کن یه مرد 45 ساله و قرص ضد بارداری ههههههه
    حالا اگه دختر باکره بود چی میشد؟ ههههههه
    باباش میزد اعدامش میکرد ههههههههههههههه
    فردا کمپین حمایت از اون دختر بی گناه رو باید لایک میکردیم هههههههه
    • author avatar
      Maryam
      ۱ مرداد ۹۶، ۰۹:۳۳
      سلام 
      به هیچ کسی نمیشه اعتماد کرد ، خوبه که این مهارت رو دارین 
      اون داروخونه که ۴۵ ساله رفته بوده تعریف کامل و جامعی از خنگول و بی سواد بوده 
      یا ابوالفضل ولی خب پدر دخترشو بشناسه به این زودی اعدامش نمی کنه 

  • دوستانه
    يكشنبه ۱ مرداد ۹۶ , ۰۸:۰۳
    سلام صبح اولین روز از دومین ماه تابستونتون بخیر

    متاسفانه الان تعهد و مسئولیت در بین خیلی از اشخاص رنگ باخته
    وقتی هم ازشون سوال میکنی چرا ؟ میگه با این دستمزدها چرا باید خودم رو اذیت کنم
    واقعا این دلیل مناسبیه برای شونه خالی کردن از بار مسئولیت ؟
    • author avatar
      Maryam
      ۱ مرداد ۹۶، ۰۹:۲۸
      سلام صبح شماااااااااااااااا هم بخیر 
      واقعأ :-( 
      چرا تقاص حقوق کم اونا رو باید مردم پس بدن ؟ :-( ، یه بچه  ، یه پدر ، یه مادر :-(((( 
      چه جوری می تونند انقدر بد باشن ؟ 
      خیر ، به نظر من کسی که وجدان نداره ‌و فاقد هرگونه احساس نوع دوستی باشه می تونه انقدر بی مسئولیت باشه و از مردم رد شه 
  • سوشیانت زرتشتی
    يكشنبه ۱ مرداد ۹۶ , ۰۹:۴۶
    با سلام
    به نظر من علت اصلی تمام این اشتباهات اینه که همه ما دنبال پول درآوردنیم البته منظورم اشاهر به پول پرستی نیست، منظورم اینه که هر کسی به ناچار داره کاری رو انجام میده که هیچ علاقه ایی به اون نداره، وقتی به کاری علاقه ایی نداشته باشی هرچقدر هم بخوای خوب باشی یجای کارت میلنگه
    حالا اینو تعمیم بدهید به همه چیزا و جاها و...
    • author avatar
      Maryam
      ۱ مرداد ۹۶، ۱۱:۴۶
      سلام 
      بی شک جامع ترین کامنت همینه 
  • زهرا باقری
    يكشنبه ۱ مرداد ۹۶ , ۱۲:۰۹
    هعیییییی :(
    • author avatar
      Maryam
      ۱ مرداد ۹۶، ۱۲:۳۸
      :-(
  • صهبا 97
    يكشنبه ۱ مرداد ۹۶ , ۱۲:۴۲
    شهر من کوچیکه تازه...ینی دکتر بومی و ثابت خ کم داره.دکترا میان طرحشونو میگذرونن اینجا و با بی تجربگی یه عده رو به کشتن میدن و میرن رد کارشون...
    غالبا اینجا دکتر نمیرم چون بیمارستان و دکتراش سابقه درخشانی در قصابی دارن

    سید ق م : قرص ضد بارداری فقط برا جلوگیری از بارداری نیست که پدره بزنه دخترشو بکشه.مصارف دیگه هم داره :/
    • author avatar
      Maryam
      ۱ مرداد ۹۶، ۱۲:۵۳
      وای چه دردناک ، ببین به کیا میگیم دکتررررررررررر :-( 
      مراقب سلامتیت باش تا کارت به این موجودات خوفناک نیفته :-(
  • علیـ ــر ضــا
    يكشنبه ۱ مرداد ۹۶ , ۱۴:۵۲
    باشه مواظب هستیم من که اصن چش تو چش دکتر نشدم 😂😂
    • author avatar
      Maryam
      ۱ مرداد ۹۶، ۲۱:۲۹
      یعنی انقد به سلامتتون اهمیت میدین ؟ پس نیازی به این هشدارها ندارین هزار ماشاالله 
  • سید.ق.م
    يكشنبه ۱ مرداد ۹۶ , ۱۵:۲۷
    سلام
    شوخی کردم که گفتم میزنه اعدامش میکنه، مورد داریم باباش میدونه دخترش رفته چنین کارایی رو هم کرده و کارش نداره تا برسه سر قرص بارداری...!
    • author avatar
      Maryam
      ۱ مرداد ۹۶، ۲۱:۲۸
      سلام 
      مصرف قرص ضدبارداری فقط برای پیشگیری از بارداری نیستاااااااا واسه تنظیم پریود هم هست ، نمیشه قضاوت کرد 
  • سید.ق.م
    يكشنبه ۱ مرداد ۹۶ , ۲۲:۲۲
    میدونم و اون یه شوخی بود
  • رها
    دوشنبه ۲ مرداد ۹۶ , ۰۰:۳۵
    سلام عزیزم..اون آمپوله ضده قارچه..ناخنم ک افتاده یکم قارچ گرفته..امروز رفتم گرفتمش واااااااای موندم فقط چجوری بزنم..تو رگم هست..خدایی هواست ب ناخنه پات باشه..بیمار شد اسیرت میکنه..مرده شوره هر چی کفشه تنگو نامناسبه رو ببرم...خوب ب ناخنای پات برس.بهم صابونم داده هر روز باید چند بار ناخنمو باهاش بشورم.حتی همون ناخنم بیماری های خاصه خودشو داره
    • author avatar
      Maryam
      ۲ مرداد ۹۶، ۱۲:۲۶
      سلام عزیزدلم ، یعنی الان اون انگشت گوشت فقط ؟!!!! یا حسین ! مراقب باش تروخدا رها 
      الههههههههههههههی عزیزم ، واسه عملم باید ۱۰ تا آمپول می زدم ، ۵ تا پیش از عمل که پلاتین  ها رو پس نزنه ۵ تا بعد از عمل که صورتم بیشتر از این باد نکنه ، دگزا و پنی سیلین روزی ۳ بار ، یعنی همه تزریقاتچی ها رو دیدم خخخخخخخخ اونام همش حالمو می پرسیدند خخخخخخخ 
      صابون که خوبه ، همین طوره درست 
  • حمیدرضا وجدانی
    دوشنبه ۲ مرداد ۹۶ , ۰۱:۰۷
    سلام
    این مشکل اواخر سال94 هم برای من پیش اومد
    دکتر داروخونه چون آشنا بود بهم خبر داد ولی کار از کار گذشته بود چون یک قرص اشتباهی نوش جان کرده بودم
    متاسفانه همه داروخانه هایی که مردم رو نمیشناسن و با هزار فکر از هزار جا نسخه مردم رو میگیرن و میپیچن
    خدا به دادمون برسه
    یا علی
    • author avatar
      Maryam
      ۲ مرداد ۹۶، ۱۲:۱۶
      سلام 
      حالا خوبه براتون مشکلی پیش نیومده. خداروشکر 
      ناشی از درگیری ذهنی هم می تونه باشه ،اما درگیری ذهنی به بهای جون مردم :-(
      واقعأ خدا به دادمون برسه 
  • fatemeh 0098
    دوشنبه ۲ مرداد ۹۶ , ۱۴:۲۶
    بسیار تاسف بار😢😑
    • author avatar
      Maryam
      ۲ مرداد ۹۶، ۱۸:۰۹
      اهوم :-( 
  • نـــای دل
    دوشنبه ۲ مرداد ۹۶ , ۱۴:۳۶
    تلخ و هشدار دهنده..

    بعضی از پرستارها و دکتر ها که اکثرا عمومی هستن از شیطان هم کثیف ترن..

    چون دیدم..
    • author avatar
      Maryam
      ۲ مرداد ۹۶، ۱۸:۰۹
      هر تلخی باید گفته شه تا حواس ها جمع بشه 
      واقعأ :-(
  • ویرا بانو
    دوشنبه ۲ مرداد ۹۶ , ۱۵:۰۳
    چه دکتر وظیفه شناسی هستن:))
    آره متاسفانه خیلی از تکنسین های داروخانه واقعا تخصصی ندارن و دارو اشتباه میدن
    من میگم بهتره خودمونم یکم اطلاعات دارویی مون رو بالا ببریم
    دیروز رفتم داروخونه دختره میخواست اشتباهی بهم یه دارویی رو بده
    منم پپشیمون شدم گفتم اصلا نمیخوام
    آخه ضایع به جای قرص میخواست بهم پماد بده:|
    • author avatar
      Maryam
      ۲ مرداد ۹۶، ۱۸:۰۸
      این است تعریف جامعه گل و بلبل خخخخخخخ
      آره باید همین کار و کنیم ، کاش می شد نسخه پزشک رو با داروها مطابقت داد ولی از بس خرچنگ قورباغه می نویسن که نمیشه خوندشون اصلأ 
      یا اماااااااااااااام حسن مجتبی 
  • دوستانه
    سه شنبه ۳ مرداد ۹۶ , ۰۹:۵۴
    آیتی ازخداست،معصومه
    لطف بی انتهاست،معصومه
    جلوه ای از جمال قرآنی
    چهره ای حق نماست،معصومه
    میلادحضرت معصومه (س) وروزدخترمبارک
    • author avatar
      Maryam
      ۳ مرداد ۹۶، ۱۳:۱۹
      ممنونم
  • سید.ق.م
    سه شنبه ۳ مرداد ۹۶ , ۱۶:۳۵
    سلام
    روز تولد بانو و روز ملی دختر رو بهت تبریک میگم
    از بانو واست سلامتی و آرامش و خوشبختی رو خواستارم
    لبخند بانو برای تو
    • author avatar
      Maryam
      ۳ مرداد ۹۶، ۱۸:۵۴
      سلام 
      ممنونم 
  • ویرا بانو
    چهارشنبه ۴ مرداد ۹۶ , ۱۸:۱۷
    مثلا نسخه میتونه پرینت کامپیوتری باشه
    بنظرم اگه یه نرم افزاری باشه که پزشک فقط چندکلمه اول دارو رو سرچ کنه و داروی مورد نظرشون انتخاب کنه خیلی خوب میشد
    اینجوری کارشونم سبک تر میشه و خطا هم کمتر میشه
    • author avatar
      Maryam
      ۵ مرداد ۹۶، ۱۰:۰۲
      نه ، مشگل از داروخونه بوده 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

سلام
اینجا می خوانی آنچه که برای خودم نمی پسندم ، میل به پذیرش و تائید ندارم ، می نویسم تا گفته باشم
اینجا نتیجه درگیری های ذهنی منه