d> بهار فرمالیته :: כنیاے یڪ انـωـاטּ چپ כست تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
اگر نمیدانی از من بپرس ، اگر قبول نداری با من بحث کن ، اما هیچ وقت در مورد من یک طرفه قضاوت نکن


سلام دوستان عزیزم شبتون بخیر و شادکامی ان شاالله

از این که این پست رو می خونید ممنونم

خب سال ۱۳۹۵ هم داره نفس های آخرشو میکشه بهتر به خوب یا بدش فکر نکنیم و فکر قطار ۹۶ باشیم که چیزی به ترمز کردنش جلوی پای نمونده
ان شاالله که سال خوب و پر از خیر و برکت و روزی حلال داشته باشید و حسابی شاد باشید و خوش بگذره بهتون خصوصأ مسافرا
میدونم این روزای آخری همه دارند با خودشون حساب کتاب می کنند که با دنیا چند چند و چه اخلاقای خوبی دارند چه اخلاقای بد که تصمیمشونم روشن اما در خلالش شاید مسائلی هم باشه که توجه چندانی بهشون شاید نکرده باشیم ، مثلأ مسئله دور ریختن خورده برنج ها و اضافه های غذامون تو " سطل زباله " باشه شاید بشه به راحتی ادعا کرد که دردناک ترین صحنه دنیا وجود برنج در سطل زباله شهرداری باشه خب اگر واقعأ غذاتونو نمی خورید  اونا رو تو حیاط خونتون بریزید یا تو بالکن خونتون بریزید اصلأ نگران سوسگ و  حشره هم نباشید چون انقدر پرنده گرسنه آزاد هست که شما به محض دور شدن ار پشت شیشه میان و میخورند حالا من نمیخوام بشینم قصه حسین کرد شبستری تعریف کنم چون واقعیتش دلم براشون می سوزه یا مثلأ بالا پشت بوم خونتون بریزید یا هر جایی که فکر می کنید پرنده ها دسترسی پیدا می کنند بریزید من نمیخوام بگم ثواب داره و از این حرفای قشنگ قشنگ یه بار این کار و کنید ببینید چه حال توپی بهتون دست میده !!! یا مثلأ مرغ نوش جان می کنید استخوان هاشو سطل زباله نریزید تو نایلون جدا بریزید بزارید کنار جوب یا بقل درخت که گربه ها بیان بخورند شاید اون گربه یا سگ خیابانی بچه داشته باشه و نتونه اون استخوان ها رو پیدا کنه و شهرداری هم اونا رو می بره و در نتیجه اون گربه .... نمیدونم چی بگم والا به نظر من به جای اینکه بخوایم تأیید اینو اونو بگیریم که حالمون توپ شه اگر به دنبال تأیید حیوانات باشیم و دعای اونا رو بخوایم ببین چه زندگی کنیم به خدا ما زبون حیوونا رو نمی فهمیم اونا با خدا حرف می زنند و فراموش نکنیم که عقلشون نمی رسه شاید بخوان برای پیدا کردن غذا از این طرف خیابون به اون طرف خیابون بدوند که اون غذا رو از دست ندن ماشین بزنه بهشون ، این چیزا صحنه های دردناکیه ، انقدر ساده از کنارشون رد میشیم ، مثلأ گربه داره از تو جوب آب میخوره پیشته پیشته می کنند که بره خب مگه آزار داری !!!! به نظر من اینا ثبت میشه و خدا جوابمونو میده به خاطر همین حیوون آزاری هامون یا بی توجه بودن به کشته شدن یه گربه پا رو از گاز بر نمیداریم ثبت میشه خدا یه جایی تو کاسه مون میزاره ، که نفهمیم تقاص چیو داریم پس میدیم چون ممکن اون گربه بچه داشته باشه و اونا نتونند خودشون دنبال غذا برن یا مثلأ دوست خواهرم وقتی بچه بوده ماهی قرمز می خریدند ماهی رو می گرفته شکمشو باز می کرده ببینه توش چیه !!!! من نمیدونم آخه مرض داشته یا چی ، یا گنجشگ شکار کردن یا با تفنگ بادی به گربه شلیک می کنند خب این کارا چه معنی میده فکر کن خودتی یا بچه هاتن اجازه میدی یکی با تفنگ بادی به بچه ت بزنه هر هر بخنده !!!! درست نمی میره اما خب چه سودی واستون داره ؟ نمیدونم شاید برای شما هم اتفاق بیفتد و نگاه می کردید یا نه ، پسره مست بود تو جاده زد به چندتا گاو و رفت گاوها مردند چند سال بعد تو همون جاده ترمز برید و رفت تو دریا جایی که هیچ احدی نمی دیدش تک و تنها آخرش هم خودش مرد یا داستانی که واسه خانواده خودمون پیش اومده یعنی به نقل دارم میگم پدر بزرگ شوهر خالم داشته تو جاده می رفته زد به چندتا گاو و فرار کرده و چند سال بعد خدا بهشون یه دختر شیرین عقل داد الانم پنجاه سالشه !!! بابا نکنید این کار ها رو چرا باید تقاص اشتباهات یکی دیگه رو یکی دیگه پس بده !!!! ظلم کنیم چوبشو می خوریم میخواد هر کی یا هر چی باشه ظلم پایه نداره ، یه هفته فقط امتحان کنید حواسمون به برنج ها و استخون ها باشه و برای حیوون ها بریزیم تأثیرشو تو روح و روانمون ببینیم اگر اون حال توپ بهمون دست داد که ادامه بدیم اگر نداد که چیزی از دست ندادیم روز خدا هم تموم نشده دوباره رویه قبل و پیش بگیریم چطوره ؟ ما یه کاسگو داریم خدا شاهده نمیدونید وقتی تخمه شو عوض می کنم و آبشو عوض می کنم چه انرژی باحالی می گیرم ، وقتی که آبشو عوض می کنم سریع میره می خوره نمیدونید چه صحنه باحالیه ، یا مثلأ بهش بادام میدم می گیره پای چپش می خوره ضعففففف می کنم یا سه تا ماهی قرمز داریم نمیدونید وقتی آبشونو عوض می کنم و با شادی تو تنگ دور دور می کنند چه حالی میشممممم ، یه بار امتحان کنید آب ماهی و شما عوض کنید البته بزارید آب کنار که کلرش بپره آب از شیر بریزی میگن عمرش کم میشه و اینا ما سه چهار سال میزاریم کلرش بپره بعد آبشونو عوض می کنیم خیلی حس و حال خوبیه ، انقدر نسبت به اطرافمون بی تفاوت نباشیم تا نسبت بهمون بی تفاوت نباشند متأسفانه یه سری ها اخلاق بدی دارند موقع بدبختی شون که میشه یاد خدا میفتند و خدا خدا میکنند خب شما کجا دستی رو گرفتی که خدا هم دستتو بگیره ، البته من منکر مهربونیای خدا نیستم اما میگم رو داشتن حد و مرزی داره من خودم اگر یه جا گیر کنم برمیگردم عقب ببینم چه کاری میتونه شفاعت منو پیش خدا کنه اصلأ این ماه کار مثبتی انجام دادم که روم بشه صدامو بندازم سرم بگم خداااااااا این مراد منو بده !!! اگر هم کاری انجام نداده باشم میگم نه مریم خانم تو کاسه گدائی کی رو پر کردی که حالا کاسه گدائیتو

میخوای پیش خدا ببری ، خدا به کدوم کار مثبتت باید نگاه کنه !!! البته خدا همیشه هوامو داشته ها ولی همیشه شرمندم می کنه به خودش قسم
تو برای کدوم کبوتر لونه ساختی ؟
برای کدوم گربه استخوان ریختی ؟
برای کدوم سگ لونه ساختی که تو برف و بارون ها که زیر پتو انیستا آپ می کنی پاهاش یخ نکنه ؟
من باور دارم پرندگان و حیوانات با خدا حرف می زنند به جای اینکه زوم کنیم تو زندگی مردم و یا تأیید گرفتن دیگران دنبال این باشیم که رضایت طبیعت و حیواناتو به دست بیاریم
بهاری که قرار پرنده ای آواره شه ، گربه ای زیر ماشین جون بده فقط بهار گل هاست و باید گور آروغ های انسانیت زده مان را بکنیم و هارای هارای گریه کنیم چرا که بهار فقط به دور انداختن تقویم سال پیش نیست بهار یعنی همه طبیعت خوشحال باشند نه فقط خونه رو تا آسمون هفتم ببریم و بعد بیاریم پایین و خونه هم زنگ بزنیم فلانی عیدت مبارک این بهار نیست این فرمالیته ست











نظرات (۱۰)

  • Haa Med
    شنبه ۲۸ اسفند ۹۵ , ۲۳:۱۱
    به جرات میگم نخستین کسی هستید که اینطور به حیوانات اهمیت میدید.
    من عاشق حیوانات هستم. حتی میگم از انسان ها بی آزار تر هستن. همچنین عاشق گربه هستم. یه بار یکی رو بزرگ کردم و یه بار هم سه تا رو با هم. نمیدونم چه انسانی (آخه فقط انسان ها از این کارها میکنن) اونها رو از مادرشون جدا کرده و گذاشته بود کنار سطل آشغال تا بمیرن. من آوردم خونه و بزرگشون کردم. چقدر ناز بودن چقدر مهربون و دوست داشتنی. وقتی بزرگ شدن و تونستن از خودشون نگهداری کنن بردم جای مطمئنی رها کردم و مدتی هم هر شب واسشون غذا میبردیم. یه بار من یه بار مادرم. تو حیاط هم یه جایی ساختیم تا قمری ها لونه بسازن ولی هنوز نساختن. هوا گرم که میشه تو یه کاسه آب میگذاریم تا پرنده ها بخورن و دونه هم میذاریم. اینها رو ننوشتم که بگم من خوبم و ما خوبیم و فلان و بهمان. به هیچ دین و مذهبی هم اعتقاد ندارم. ولی میدونم زندگی ما و حیوانات به هم وابسته هست. این کارها رو نمیکنم که فردا مثلاً منتظر باشم خدا واسم جبران کنه. نه. همین که خودم شاد میشم واسم بسته.
    • author avatar
      Maryam
      ۲۸ اسفند ۹۵، ۲۳:۱۸
      آفرین به شما و روح بزرگ تون نه منم دنبال این چیزا نیستم ولی بعضیا رو دیدم که هر جور ظلمی رو که تصور کنید به همه چیز روا داشتند اونوقت به ضریح می چسبند آه جگر سوز سر میدن خدا خدا می کنند به چه روی این کارو می کنند به انسانش رحم ندارند که هیچ با آفرینش خدا هم مشگل دارند انگار جنگ دارند منم کار خوب می کنم واسه حال توپی که داره نه گرو کشی اینا رو واسه مردم نوشتم اونایی که گربه می کشند و میرن حیوون آزارا وگرنه من راه خودمو میرم
      از محبتتون هم ممنونم شما لطف دارید
  • Haa Med
    شنبه ۲۸ اسفند ۹۵ , ۲۳:۳۱
    یه بار یه کلیپ دیدم. دو سه تا بچه که عربی حرف میزدن، یه توله سگ رو آوردن. نمیدونم نفت بود یا بنزین. ریختن روش و آتیش زدن و ولش کردن.
    این سگ بدبخت هی میدوید و آتیش بیشتر زبونه میکشید. هی زوزه میکشید. اینقدر گریه کردم که نگو.
    چندین سال پیش: پدرِ دوستِ خواهرم یه گربه اومده بودن خونشون. راه نداشته بوده بره بیرون. یعنی گیر کرده بود اونجا. خوب چون راه نداشته بود بره بیرون دستشویی کرده بود تو خونشون. این پدره گربه رو گرفته خفه کرده بود. چند سال بعد، پسرش بدون هیچ دلیل خاصی یهو افتاد مرد.
    یه چیز دیگه هم که خودم دیدم: یه پسره (اون موقع پسر بود) با یکی دیگه یه خر رو برده بودن روی کوه و پرتش کرده بودن پایین. همین یکی دو سال پیش، پسرِ خودش که هنوز ازدواج نکرده بود، وقتی پشت فرمون بود، ماشین بهش زد و له شد.
    بدون تردید حیوانات نفرین میکنن.
    شما خیلی خوب هستید. امیدوارم و از ته دل آرزو میکنم دعای خیر همون حیواناتی که بهشون کمک میکنید همیشه بدرقه راهتون باشه. چون اونها خیلی چیزها رو میبینن و درک میکنن که از دایره ی درک و فهم ما بیرون هست.
    :-)
    • author avatar
      Maryam
      ۲۹ اسفند ۹۵، ۰۰:۱۳
      خدا ازشون نگذره الهی ‌و همچنین بابای دوست خواهرتون یا اون که الاغ و پرت کرده پایین خدا ریشه شونو بکنه اینا با این سنگ دلیشون تخم بی عاطفه گیو برای همیشه رو زمین اضافه می کنند من اگر یه روزی حیوانی غذامو بخوره کاری نمی کنم خورده دیگه سهل انگاری از طرف خودم بوده . میدونید چرا برادر دوست خواهرتون جوون مرگ شد ؟ واسه اینکه بابای سنگ دلش به تدریج عذاب شه از سوز جای خالی بچه ش
      من اگر اعتقادات خاص مادرم نبود یه سگ کوچولو جرمن شیپر می خریدم میاوردم تو خونه اما چه کنم یه سری چیزها دست و پا گیر جالبی زندگی انسان ها میدونید چیه ؟ با آدم تریاکی ، هیز ، ... کنار میان اما با حیوانات نه شاید به خاطر سادگی حیوانات باشه مثه ما دروغ و دونگ بلد نیستن سوار کنند اگر جایی دستشویی داشته باشند کارشونو می کنند اما اگر مردی مست خونه بیاد دهنش بوی الکل هم بده تابلو هم باشه میگن انسان دیگه جایز الخطاست اما حیوون ها نه از بیخ کثیف ند

  • ایوا
    يكشنبه ۲۹ اسفند ۹۵ , ۰۲:۰۵
    من هم دیدیم حیوان آزارهایی را همان بلا سرشون میاد و گفتنش هم آزارم میدهد.
    اگر باور داشته باشیم از هر دست بدهیم از همان دست میگیریم آنوقت هر گام را با دقت بر میداریم.
    ولی بیاییم انرژی هامون را بگذاریم روی آدمهایی که به حیوانات بزرگ و کوچک خدمت میکنند.
    من همیشه برای پرندگان غذا میدهم و از زخمی ها نگه داری میکنم. حتی حشرهها را نمیکشم و تنها اونهایی که سمی هستند را میگیرم و در بیرون خانه رها میکنم. اینجا گربه و سگ خیابانی وجود ندارند ولی به پناهگاه های ایران کمک مالی میکنم؛ طرح ۱۰ هزارتومانی را شرکت نکرده ام ولی دوستانی که مایل هستند را تشویق میکنم چون مبلغش واقعا چیزی نیست ولی برای اونها کمک بزرگی است. به آقایان تورج اخباری و کمیل و آقای امید ظهری کمک کردن را دوست دارم چون بسیار انسانهای دلسوز ی هستندو زحمتکش.
    بیاییم فرهنگ مهربانی را رواج بدهیم؛ انسانهایی که با حیوانات مهربانند با دنیا مهربانند و بی آزارترین هستند.
    من در خانواده ای بزرگ شدم که مادر بسیار تمیز و مرتبی داشتم ولی همیشه در خانه حین در داشتیم و حیوانات ناتوان را به خانه میآوردیم و نگهداری میکردیم. مهربانی را از پدر و مادرم یاد گرفتم. پدر بازنشسته من در کار غذارسانی به حیوانات هست حتی برای زنبورهای توی کوه هم آب تازه میبرد ودر چاله ای روی سنگ برایشان میریزد که چند نفری اعتراض کرده بودند!!
    توی ایران من باقیمانده غذاهام را توی ظرف در گوشه ای آرام میگذاشتم برای حیوانات ولی آن سالها مردم مسخره ام میکردند.
    به خدا مهربانی مسریه؛ بیایید نمایش بدهیم تا دیگران هم یاد بگیرند.
    خوشحالم یکی مانند خودم در اینجا پیدا کردم.
    • author avatar
      Maryam
      ۲۹ اسفند ۹۵، ۰۹:۱۸
      ایوا جان من واقعأ نمیدونم انسان ها یا شاید بشه گفت " انسان نماها " چه دلیلی برای حیوان آزاری دارند ؟ حیواناتی که به ما بعضی هاشون کمک می کنند مثل گوسفند که دربارش تو پست پایینی نوشتم میشه از پوستشون پوستین و فرش ساخت از شیرشون ماست و پنیر و کره درست کرد گوشتشونو نوش جون کرد حیوانات دنیایی دارند که پر از صداقت یه رنگی اونا هیچ وقت به ما آسیب نمی زنند یا در فکر آزار ما نیستند ، اگر هم به ما حمله کنند از وسیله دفاعیشون استفاده می کنند چون حس می کنند ما میخوایم اذیتشون کنیم مثل جوجه تیغی یا مار حتی اون ها فهمیدند ما چطور بشری هستیم که به محض نزدیک شدن از خودشون دفاع می کنند اما نباید فراموش کرد که اون ها بدون فکر به حمله می کنند تو کامنت قبلی و نگاه کنید که نوشتن یه توله سگ و با بنزین انسان نماها به آتش کشیدند که چی بشه !!!! انقدر دیشب اعصابم بهم ریخت که تا یک ساعت تو فکر اون سگ بودم
      موافقم انسانیت موروثی ، اما بی فرهنگی همه گیر یعنی " هر کسی می تونه "  بی فرهنگ باشه اما تعداد کمی مثل پدر بزرگوار شما به حیوانات خدمت می کنند و مهربان باشند اما دل سنگی نیازی به آموزش نداره وقتی که یه گربه رو زیر می گیرند و رد میشن یا اضافه های غذاشونو تو سطل زباله می ریزند اینا بی فرهنگ و بی رحم هستند
      برای شاد و خوب زندگی کردن فقط باید با حیوانات مسالمت کرد وگرنه از انسان ها به ما چیزی جز زخم نخواهد رسید
      موفق باشید
  • Bahar __
    يكشنبه ۲۹ اسفند ۹۵ , ۱۶:۲۹
    آفرین به این فکرا.
    +عید شما نیز پیشاپیش مبارک باشه!:)
    • author avatar
      Maryam
      ۳۰ اسفند ۹۵، ۰۰:۰۱
      آفرین به مطالعه و وقت گذاشتن شما
      ممنونم بهارجان همچنین
  • ایوا
    يكشنبه ۲۹ اسفند ۹۵ , ۱۷:۲۲
    عزیزم حرفتون را قبول دارم و این را همیشه کفتم ما ایرانیها بسیار ملت عقب مانده و بیفرهنکی هستیم و حرفم خیلی خوش نیامده به کام برخی ها!
    در آیین ما حیوان ستیزی وجود دارد و نامهربانی نسبت به همه چیز و همه کس. زمانی که توی کتابها آموزش حلق آویز کردن حیوانی را برای بچه ها دارند چه انتظاری میشود داشت از آن کودکی که در آینده بزرگ خواهد شد و عقیده اش بر این است که باید کشت! در حالی که اکر یاد بگیرند حیوان درنده ای مانند گرگ هم مهربانی را میفهمد و کسی که از او نگهداری کرده را بعد از سالها میشناسد و محبت میکند آنزمان نظرش عوض میشود. یاد نکرفته اند دیگر یا درست یاد نکرفته اند درست مانند زمانی که اتوموبیل به دنیای انسانها وارد شد و هیچ قانونی وجود نداشت و کسی به کس دیگری احترام نمیگذاشت. کم کم نیاز به قانون حس شد و آموزش و احترام به دیگران شکل گرفت، وقتی موج آموزش و احترام شکل بگیرد درسته که هستند کسانی که خلاف جهت میدوند ولی بیشتر مردم یکسو هستند. حیوان آزاری همه جای دنیا هست ولی مجازات دارد اما در ایران حامی حیوانات مجازات میشود.
    رسانه ملی نقش به سزایی دارد در فرهنک سازی ولی متاسفانه در ایران بیشتر ضد فرهنک سازی و خرافه پرستی و پایین تنه پرستی تولید میکنند و امیدوارم روزی درش تخته شود.
    یکی را می شناختم که مانند اون سه پسر عرب کار زشت را انجام داد و با ماده مذاب دستش خیلی بد سوخت طوری که استفاده از آن برایش سخت شد. کسی را میشناختم تفریحی شکار میکرد و در یک تصادف پایش آسیب دید و دیگر درست نمیتواند راه برود؛ از همان جایی آسیب دید که میزد و دیگری که سگی را از بلندی پرت کرد و کشت و یکماه بعد از بلندی در تصادف به دره پرت شد و کلا پوکید.
    اینها را تو کامنت قبلی نمیخواستم بگم چون ناراحتم میکرد؛ گلم تو هم به کارهایی که میشود انجام داد فکر کن چون هر چی بیشتر به منفی ها فکر کنیم بیشتر میبینیم. فکر کنیم چطور میتوانیم کمک کنیم و یاد بدهیم به دیگران که آنها هم انجام بدهند.
    من سهم خودم را انجام می دهم و آنچه که میتوانم را و از خدا میخواهم کمکم کند؛ شما هم سهم خودت را و آن آقا و خانم هم سهم خودشان را. جلوی بچه ها به خصوص. حیوانها فرشته های زمینی هستند. من حتی از ضربالمثلهایی که از آزار حیوانها حرف میزند استفاده نمیکنم؛ برای من خیلی خیلی مقدسند و قابل احترام. روزی صدبار به سگم میگم ممنونم که به زندگیم اومدی؛ چه قدر من خوشبختم که تورا دارم. جلوی دیکران دست و پاش را میبوسم و میبینم مادرشوهر مذهبی من همین کار را میکند. روزی هزار بار خدا را شکر میکنم که حیوانی را کمک کرده ام حتی از راه دور.
    من ثواب را باور ندارم و چیزی جمع نمیکنم برای آینده فقط از خدمت به حیوانات شادمانم اما چه درهای بسته ای برایم باز شده بماند؛ چه روزی خداوند روانه کرده آنهم بماند.
    • author avatar
      Maryam
      ۲۹ اسفند ۹۵، ۲۳:۵۸
      ایواجان من مذهبی نیستم که بخوام حدیث بیارمو فلان اما به نظرم چه حدیثی بالاتر از عشق و دوست داشتن !!! ایران انسانیت و عشق ورزیدن سالهاست استخوانش کود درخت ها شده انسانیت یعنی عاشق اینو اون شدن این یعنی عشق و دوست داشتن من هرگز حال توپی را که از عوض کردن ماهی های قرمزم می گیرم با کمک کردن به یک کولی عوض نمی کنم من هرگز عمرمو صرف کسی نمی کنم کسانی که هر روز توقعاتشون برج میلاد رو هم فتح می کنه من کاسگومونو خیلی دوست دارم چرا که فقط از من تخمه می خواد و یه ظرف آب من این دنیای به این قشنگیو رها نمی کنم من هرگز نمیدونستم تو کتاب ها تمرین نامهربونی میدن ولی راستشو بخواید دلم خنک شد وقتی دیدم که اونی که سگ از کوه پرت کرده تیکه تیکه شده من آدم مذهبی نیستم بخوام حرفای قشنگ بزنم اما باور کن آه همون سگ گرفتتش حیوانات فرشته ند با فرشته ها باید خوب تا کرد تا از دستشون نداد وقتی سالی یکی دو بار در اخبار نشان می دهد که گوزن ها و گربه سان ها رو به راحتی شکار می کنند و در ینگه جهان گونه های جدیدی کشف می کنند یعنی فقر فرهنگی از خط قرمز خودش هم عبور کرده گوزن سر زیبایی دارد اما دلیلی ندارد رو دیوار خونه ی ما کوبیده شود
      من شاید در این جهان چیزی به اون صورت نداشته باشم که برای فرزندانم بگذارم اما اول از همه اعتقادات پوسیده ای چون سگ نجس است و .... رو از اعتقاداتشون بر میدارم و عشق و محبت کردنو بهشون ارث میدم بهشون میگم مردی که دهانش بوی گند الکل میدهد آب و غذا دادن بهش انسانیت نیست اما به سگ یا پرنده ای خدمت کردن انسانیت چرا که پرنده همیشه پرنده ست ولی معتاد اول یه انسان سالم بوده لازم نیست مرتبه خاصی داشته باشند مهم اینکه از کنار یه گربه زخمی ساده رد نشن موقع عبور از خیابون وقتی گربه ای از وسط خیابون داره می گذره پا از رو پدال گاز بردارند تا کوچک ترین آسیبی به گربه نرسد من در آینده ای نزدیک سگی خواهم خرید و در خانه م نگهداری خواهم کرد به کسی هم ارتباطی ندارد
      جای تعجب داشت ابتدای کامنتتون برای دویت داشتن حیوانات هم مورد تمسخر قرار می گیرید ؟!!! آخه چرا ؟یعنی دنیا و آدم هاش به جایی رسیدند که برای عشق ورزیدن هم باید به دیگران جواب پس بدهند ؟ عجب دنیای بی خودی داریم
  • شنه بهاری
    يكشنبه ۲۹ اسفند ۹۵ , ۱۷:۵۸
    سلام عزیزم
    ممنونم بابت کامنتت ولی حقیقت داره .
    متن دلنوشته خودم بود ...و متاسفانه کپی پیست نبود
    • author avatar
      Maryam
      ۳۰ اسفند ۹۵، ۰۰:۰۰
      سلام عزیزم خوش اومدی
      طوری نیست مثبت اندیشی و بیاموزید ، دنیا همین همیشه شاد و بر وفق مراد نیست امیدوارم روزهای خوبتون زودتر برسند و روزای بد زود رد شه

  • رها
    دوشنبه ۳۰ اسفند ۹۵ , ۰۱:۴۶
    سلام عسللللل.چطوری؟؟ساله نو پیشاپیش مبارک..حرفات،هم واقعیته هم حرفه دله من..عید نوروز کاملا فرمالیتس،عیده آدم وقتیه که یا دل خوشه،یا دلی شاد میشه...خدا کنه عیده امسال دله همه خوش باشه و دلیو شاد کنند.یه یادتم...یه بار دیگه میگم !!!سال نو هم پیشاپیش مبارک عسلللللل...شاد باشی،،با آرزوی بهترین ها برای رفیقه گلم...
    • author avatar
      Maryam
      ۳۰ اسفند ۹۵، ۱۲:۱۴
      سلام عسلم خوبم تو چطوری ؟ اوضاع خوبه ؟ آره به نظر من این همه خودکشی و بشور بمال ها فرمالیته ست وقتی که تموم اخلاق ها و خصایص قبلمونو کول کنیم ببریم ، همه کارهای سال قبلمونو تکرار کنیم چه بهاری چه عیدی وقتی یک سال دیگه هم بزرگ تر شدیم اما تغییر روندی در زندگیمون شکل نگرفته بهار فقط بهار گل هاست

  • زهرا باقری
    شنبه ۵ فروردين ۹۶ , ۱۶:۲۶
    حرفات لایک داره ♥♥♥
    • author avatar
      Maryam
      ۵ فروردين ۹۶، ۱۶:۳۴
      ممنون عزیزم واقعیت دیگه ;-)
  • صهبا
    جمعه ۲ تیر ۹۶ , ۲۳:۱۵
    قبلا که خونه خودم بودم برای قمری هام برنج میذاشتم.از عید ببعد اونجا نیستم ... هر روز هم حداقل 5 تا قمری و 6-7 تا گنجشک میومدن توی بالکن...قمری ها خیلی بانمکن.و یه کم خنگولن،براشون لونه میساختم و میذاشتم یه جای دنج و عالی که بیان اونجا شاخه بذارن،ولی بازم میرفتن روی حباب لامپ بالکن شاخه میذاشتن!!!یا روی ناودون!!!! :) یه باد میزد شاخه هاشون میریخت :|
    تو حیاط اینجا گربه میومد قبلا.ولی الان نمیان چند وقته
    یه اتفاق خیلی عجیب هم افتاد برامون
    یه شب تو خونه تنها بودم حس کردم صدای گربه میاد ولی از بغل گوشم!خیلی تعجب کردم اخه گربه ای نبود ولی صداشو به فاصله نیم متری میشنیدم
    بعد از یه عالمه فکر کردن فهمیدم تو کولره (کولر آبی) !!شانش اورده بود که اون موقع هنوز هوا گرم نبود و کولرو روشن نمیکردیم وگرنه...
    کولر اینجا پشت پنجره س ، از تو خونه تو دریچه ش چراغ قوه زدم دیدم بعله چشاش برق میزنه خخخخ
    وای بماند تا وقتی که خونوادم اومدن چقدر استرس داشتم که مبادا گربهه چیزیش بشه.اخه یاد نداشتم کولرو باز کنم :/
    نمیدونم چجوری رفته بود اون تو!اخه کوچولو هم نبود که از بغل دریچه رفته باشه تو :/
    همزمان با این گربهه یه گربه دیگه هم تو حیاط گیر افتاده بود اخه حیاطمون دیوارش سنگیه و نمیتونن پنجه بزنن برن بالا.
    البته من نمیدونستم تو حیاط هم گربه س و فکر میکردم صدای اونم از تو کولره
    بابام اومد و در حیاطو تا باز کرد گربهه که تو حیاط بود در رفت تو کوچه،ما هم فکر کردیم ک همون گربهه ی توی کولره که بیرون اومده
    چون صداش دیگه نمیومد :/
    نصف شب ساعتای 2 اینا گربهه تو کولر یهو میو کرد :(فهمیدیم هنوز حیوونی تو کولره
    بابام رفت تو حیاط و کولرو کلا باز کرد و گربهه رو اوردش بیرون...
    خدارووووشکر سالم بود.من فکر میکردم حتما دست و پاش شکسته یا از گشنگی مرده :(( ولی سالم بود و دوید و رفت...
    البته یه نکته،خیلی از اینایی که حیوونا رو اذیت میکنن جوون های مجرد یا پسربچه های بازیگوشن،اخه فکر میکنم بعضیا هستن که تا وقتی ک مادر یا پدر نشن نمیتونن اونقدر با شعور و مهربون باشن و درک کنن موجودات ضعیف ترو :/
    یکی از فامیلای نزدیک اومده بود خواستگاری،اتفاقا یکی از دلایلی که بش جواب منفی دادم این بود که وقتی بچه بودیم و بازی میکردیم این پسره گربه هارو اذیت میکرد.ینی خیلییی اذیت میکرد.یا کتک میزد یا با قلاب سنگ میزد یا ... گنجشکارو هم اذیت میکرد،.یادم نمیره یه بار گربهه از بس کتک خورد و اذیت شد ناله میکرد مثل گریه ی نوزاد :( منم گریه میکردم و اون بیشعور و دوستاش هر هر میخندید :(( کلا مرض داشت.هرچند الان آدم شده ولی لابد ذاتا وحشی بوده که قبلا چنین کارایی میکرده...
    • author avatar
      Maryam
      ۳ تیر ۹۶، ۰۹:۵۴
      من کلا چنین کارهایی رو دوست دارم معتقدم محبت کردن به حیوونا بی جواب گذاشته نمیشه الان یه کاسگو و یه لاک پشت دارم 
      الهی بمیرم طفلی چه جوری تو کولر رفته آخه ؟ 
      صهباجان این طور مواقع که می بینی داره یکی به حیوون آسیبی می رسونه باید بری یارو رو انقدر بزنیش تا خوب صدا سگ بده بی شعور عقده هاشو داره روی حیوون خالی می کنه ، چند روز پیش یه کلیپ تو یه سایت دیدم که سیاه پوست بودند یه حیوونی الاغ رو به زور کشون کشون کشوندنش لبه دره الهیییبییی بمیرم براش می خواستن شوت کننش پایین ، مقاومت می کرد اما آخر سر به هدفشون رسیدن آشغالا تا بخوابم اون تصویر جلو چشمم بود الهی بمیرند به بدترین شکل ، مسلمون نباش اما آدم باااااااااااش 
  • صهبا
    شنبه ۳ تیر ۹۶ , ۲۱:۰۴
    من محبت به موجودات ضعیف ترو دوست دارم ، چه اون موجود یه بچه کوچولو باشه چه یه پیرزن چه یه فقیر چه یه بیمار چه یه حیوون مظلوم ...
    منم لاکپشت داشتم منتها وقتی خونمونو عوض کردیم نیاوردمش اینجا چون حیاطمون باغچه نداره
    همونجا گذاشتمش یه حیاط بزرگ داشت و کلی درخت و تاک انگور و ... این لاکپشته میرفت زیر خاک و کنار تاک خودشو دفن میکرد زمستونا.ما فکر میکردیم گم شده.بهار میومد بیرون :) برعکس تصورمون خیلیم تند راه میرفت خخخ
    وقتی خونمونو عوض کردیم من یه برگه نوشتم برا مستاجر بعدی که یه لاکپشت در این ابعاد توی حیاطه،اگر دیدیدش نترسید،(آخه بزرگ بود،اندازه یه بشقاب پلوخوری!!!)خواهش میکنم اذیتش نکنید و کاری به کارش نداشته باشید اونم کاری به کارتون نداره.
    برگه رو چسبوندمش به دری که به حیاطشون باز میشد و رفتم :(
    ببین بین کانال کولر و پنجره مون یه کم فاصله س و کاملا جفت هم نیستن،بعد اینم از اون فاصله اندک خزیده رفته تو.همچین که رفته تو و پاشو گذاشته روی اون قسمت استوانه ای کولر که میچرخه،قل خورده افتاده پایین تو قسمتی که آب های کولر توش جمع میشه :/
    من خو زورم نمیرسه که.پسر بود ازم بزرگترم بود.وحشیم بود.منو هم اذیت میکرد تازه،دو مترم قد داره.ینی واقعا دو متر نه کمتر!! :/
    مگه مرض دارن اخه؟خو چی گیرشون میاد از اینکار؟عوضیا :(( پیامبر و ائمه اینقدر سفارش ب محبت ب حیوونا کردن ، این تقصیر یه عده خرمغز هست که ادعای مسلمونی دارن نه مسلمونای واقعی :(
    • author avatar
      Maryam
      ۴ تیر ۹۶، ۱۱:۵۱
      لاک پشت من آبی هستش ، لاک پشت تو مگه چقدی بود ؟ من ته تنگ آب می ریزم و یه سنگ هم گذاشتم گاهی میره روش ، عمر زیادی می کنند به عبارتی میشه گفت کل خاندان و چال می کنه ولی خودش نمی میره خخخخخخخخ ، الهی بمیرم حتما خیس خالی هم شده بوده وای گربه ها هم که از خیس شدن بدشون میاد ، اینطور مواقع دمپایی و کفش یه حرفایی واسه گفتن دارند ، واقعا موافقم :-( 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

سلام
اینجا می خوانی آنچه که برای خودم نمی پسندم ، میل به پذیرش و تائید ندارم ، می نویسم تا گفته باشم
اینجا نتیجه درگیری های ذهنی منه