d> כنیاے یڪ انـωـاטּ چپ כست تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
اگر نمیدانی از من بپرس ، اگر قبول نداری با من بحث کن ، اما هیچ وقت در مورد من یک طرفه قضاوت نکن


سلام 

دیروز یک پست رو دیدم که منو از خواب در دنیای خودم و افکارم بیدار کرد ، فهمیدم آدما مثل من نیستند ، دنیای من یک حقیقت دروغی هست ، هنوز سر در گم هستم که من درست زندگی می کنم یا مردم ؟ یکی این وسط داره اشتباه می کنه ، کی ؟ خدا داند .

اون پست در خصوص افزایش ایدز در ایران  بود ، هر کاری کردم راغب به خوندنش نشدم ، یاد ادعاهای ایرانی ها در خصوص آبرو و شرافت افتادم ، متوجه ارور مغزیم شدم که نمیتونم بپذیرم این قضیه رو ، چون حاصل بی حیایی میشه ایدز ، پس برای چی داریم برای حیا داشتمون خشتک پاره می کنیم ؟ چه جوری میشه این ادعا رو در گوش دنیا خوند وقتی بهت پیشنهاد میدن که یه نگاهی هر چند سر سری به نمودار ایدز در ایران بندازی ؟ 

نطرات خیلی باحال و حیرت انگیزی در پست قبلی دریافت کردم ، مردم معتقدند که یه دوستت دارم ساده به پسر کلی عواقب داره اما تو رستوران روش ولو میشن عکس می گیرن و تو انیستاشون میزارند ، مردمان عجیبی هستیم ؟‌ یکی بیاد منو توجیه کنه که بین ایدز و حیا ارتباط مستقیمی وجود نداره ، ما دائمأ باید نگران عوارض کارهامون باشیم حتی توی عشق ، حتی در دادن یک حس مهم بودن و دوست داشتنی بودن به یک نفر ، دائمأ باید در کنار حرف ها و رفتارهامون نگران موادغذایی و داروهایی که استفاده می کنیم باشیم ، بعد میگن جوون مرگی ، سکته قلبی و هزاران درد و مرض دیگه .... 

هر چی بیشتر به این قضیه فکر می کنم تصور یک رباطی رو دارم که تو یک مسابقه زمین خورده و لنگان لنگان داره به سمت جلو حرکت می کنه !!! بدون هیچ هدفی ، خاطرات سکسی ، تاپیک های ترس از ایدز ، ... واقعأ شرم آوره اون هم با این همه ادعا در خصوص شرم ، چه جوری میشه انقدر ریلکس با یک نامحرم به معاشقه و .... بپردازی ، یه چیزی این وسط کم ، تو دوتا پست قبلی گفتند ابراز علاقه به پسر اشتباهه و عواقب چنین و چنان داره ولی دخترای جامعه مون دقیقأ کاری رو انجام میدن که عواقب گفتن یک دوستت دارم ساده ست !!! یا از اینور بوم میفتند یا از اونور بوم !!!! اگر انقدر متفکر هستند و عواقب اندیش پس برای چی انقدر راحت تن به یک رابطه میدن ؟!!! 

اگر یک روزی دختردار شم هرگز در خصوص بکارت براش حرفی نمی زنم یا روز دختر را تبریک نخواهم گفت ، به جای این حرف ها انسان بودن رو بهش یاد میدم ، میگم ما انسان هستیم نه حیوان که به بهانه ی روشن فکری  مثل مرغ زیر اینو اون بریم ، این روشن فکری نیست ، کسی که این کار و می کنه انسان بودنشو تو سبد حراج گذاشته ، اون چه فرقی با یک تن فروش داره ؟ نکنه تن فروش هم روشن فکره ؟ چه فرقی با جوی آب داره ؟ که توش موجوداتی رفت و آمد می کنند که تو اگر تو اتاقت ببینی با یک جیغ بنفش همسایه بالایی رو بیدار می کنی ؟!!! نخیر جان من این روشن فکری نیست ، این یعنی اسم من رو از لیست آدم ها خط بزنید ، من یک مرغ هستم !!!! 

در خصوص آبرو داشتن کلی ادعا داریم ولی کو ؟ کجاست ؟ آبروی آدم لباسشه نه دستاش تو دست یک نامحرم در حال مناسک معاشقه !!! 

چه جوری میشه جایی که بوی خون میاد نشست و فروشنده نگاه کرد و پیتزا خورد ؟ دقیقأ شرایط کشور ما همینه ، زیر پاهامون احتمال ترکیدن یک جراحت عمیق که از خون مردگی بنفش شده هست  ، چه جوری میشه تو این همه استرس از حرف زدن هامون ، رفتارهامون ، عواقب اندیشی هامون بگیم گفتن یک دوستت دارم ساده کلی عواقب داره ، بین نمودار ایدز و عواقب دوست داشتن رابطه ای نیست ؟ چه جوری میشه بدون دوست داشتن تن به یک رابطه داد ؟ گیرهای زیادی داریم ، نمی گیم اما می کنیم ، قشنگ نه ؟!!! 

بخوانید 

جدیدأ نوشت 

راه های متفاوتی برای انتقال ایدز وجود داره ، خدای نکرده نمیخوام ذهن ها رو ببرم سمت اینکه هرکی ایدز گرفت خدای نکرده .... 





Maryam ۹۶-۵-۲۳ ۱۳ ۲ ۱۴۹

Maryam ۹۶-۵-۲۳ ۱۳ ۲ ۱۴۹



سلام 

متن های رنگی ، نظرات دیگران در سایت های دیگه است 

از کودکی تا بزرگسالی میخوام بررسی کنم 

عشق چیز خیلی خوبیه ، چیزی که من ازش تعجب می کنم اینکه همه آدم ها ادعای عاشقی دارند ولی موقع ابرازش پشت یه سری از کلمات مثل : ناز داره و نیاز داره و .... پنهونش می کنند ، چیزی که در ذهن من تداعی میشه از عبارت " مرد نیاز داره " فقط نیاز جنسی هستش  ، نمیدونم کی قرار با قانون طبیعت ارتباط درستی برقرار کنیم ، تا کی قراره زیر شیروانی جنسیت هامون بمونیم ؟ چیزی که در این شرایط امیدوار کننده ست اینکه مردم با روز ولنتاین یا سپندارمذگان اگر درست نوشته باشم ارتباط خوبی برقرار کردند این یعنی یه امتیاز مثبت ، به دوست دخترها و دوست پسرهاشون هدیه میدن و این نشونه اینکه بستر پذیرشه وجود داره ولی منبعی برای تزریق این موضوع وجود نداره ، والدین به صورت مستقیم تو افکار فرزند دخیل هستند ، یک بچه در هر کجای دنیا طبق یک پروسه به دنیا میاد چرا اونا راحت ابراز علاقه می کنند و هیچ اتفاقی نمیفته ولی ما طبق همون پروسه از ابتدای تولد داریم لای یه سری لغات و واژه ها گیج گیجی می زنیم ، دختربچه برای بوسیدن عموش چقدر لوس می کنه ، همین ناز کشیدنه داره بهش می فهمونه که اگر کسی بهت نیاز داشته باشه باید نازتو بکشه !!! یه دختربچه با یه پسربچه دارند بازی می کنند یهو دختربچه میفته زمین هزاران نفر می ریزند سرش که وای چی شد ؟ زمین رو می زنند !!!! دیدم ها ، زمین رو می زنند ، عمه قربونش می ره ، دایی فداش میشه ، بابا جیگرشو می خوره ، مامان نازش میشه ، یعنی چی ؟ بچه باید بخوره زمین ، خورده زمین چی شده حالا !!! انقدر لوس می کنند بچه رو با یه آب قند سر و ته ش جمع میشه ، همین کارها داره غیرمستقیم براش جا میفته که دائم ناز کنه یکی نازشو بخره ، با گریه و ناز کار خودشو پیش ببره ، این کارها در مقابل چشم پسربچه ها یعنی رواج همین افکار سنتی در نسل آینده ، دیدم که پسربچه ۵ ساله به دختربچه ۵ ساله میگه تو خیلی لوسی ، دائم گریه می کنی ، باهات بازی نمی کنم !!!! دوباره دختربچه می زنه زیر گریه ، مادرشو می زنه که فلانی با من بازی نمی کنه .

نتیجه این کار میشه دختره عاشق میشه ، پسره ولش می کنه می ره چون تو ذهنش ثبت شده با گریه کاراش پیش بره میره تنگ عزلتش زانو غم بغل کرده قرص برنج ها رو می شماره !!!! قرار نیست کسی رو وادار به عشق کنیم ، دلیلی نداره من فلانی رو دوست دارم اون هم منو دوست داشته باشه وقتی این همه آدم تو دنیا وجود داره ، چرا اعتماد به نفس هامون داره ابرارو جا به جا می کنه !!! من از یکی خوشم اومده و بهش گفتم ولی گفت دلش یه جای دیگه ست تموم شد و رفت ، اینجای تشکره که طرف بهم گفت منو دوست نداره اگر باهاش وارد رابطه میشدم و بهم خیانت می کرد چی ؟ در هر دو صورت باید گریه کنم ؟ یکی چرا منو نخواست که بهم خیانت کنه ؟ این عبارت دو تا مفهوم داشت . 

داریم تو یه جامعه ای زندگی می کنیم که تکلیف مون با خودمون هم معلوم نیست ، شدیم یک گروه که کورمال کورمال دارند می رن دنبال یه عده آدم که معلوم نیست کی هستند ؟‌ 

صبح تا شب داریم موزیک های عاشقانه گوش میدیم ولی همه پست ها و عکس هامون ناله ، تکلیفمون با خودمون روشنه خداوکیلی !!!! چه فازیه آخه .

یا یه پسربچه با یه دختربچه دارند بازی می کنند ، دختربچه میفته ، سریع میرن خرخره پسربچه رو می گیرند تو هولش دادی ؟ چرا فکر می کنید انقدر بی رخم که دختربچه رو بندازه یا از جنبه دیگه چرا انقدر هندونه بیخودی زیربغلش میزارید ؟!!! که بگه من انقدر قوی هستم که گریه یه دختر رو در بباریم همین میشه نتیجه بی آبرو شدن یک دختر از ابراز علاقه کردن به پسر در دانشگاه ، نمونه 

یه رفیقی داشتیم تو دانشگاه خیلی خاطرخواه داشت هم خوشگل بود و هم خوشتیپ.یه روز یه دختره ازش خواستگاری کرده بود اونقد مسخرش کرده بود که دختره بدبخت 1سال مرخصی از تحصیل گرفت

اینا همش هست با اینکه رفیقمون هم روشنفکر بود هم بافرهنگ ولی خوب روابط آزاد میخواستو ازدواجو قبول نداشت 


میگن پسرها جنبه ندارند    چرا هیچ کسی ناز پسربچه ها رو پسرها رو نمی خره ؟ چرا والدین انقدر بی توجه هستند ؟ چرا چیزی رو که به بچه یاد ندادیم ازش توقع داریم ؟ وقتی پسربچه می خوره زمین ، صورتش سرخ میشه به یه پاک کردن اشک هاش بسنده میشه و کسی نازشو نمی خره ،چرا ازش توقع داریم یکی بهش ابراز علاقه می کنه هنگ نکنه ؟!!! والدین دارند جنسیتی  بچه رو تحویل جامعه میدن ، بچه ، بچه ست دختر و پسر هم نداره ، ناز کشی ، به پسرت هم توجه کن ، لوسش کن ، نازشو بخر ، چارچنگولی نچسب به دخترت که ، این کار دو تا منفعت داره : 

۱ : دختر حس استقلال پیدا می کنه و می فهمه قرار نیست همیشه یکی مراقبش باشه ، ریسک کردن رو یاد می گیره 

۲ : پسر ، با ابراز علاقه ی یک دختر نیشش تا بناگوش باز نمیشه که احساسی برای آینده ش تصمیم بگیره ، خودشو بدبخت کنه هم اون دختره رو 

قرار نیست هر کی از راه رسید گفت نفسم میره می بینمت آ . بلندشو بریم عقد کنیم ، آقااااااااا صبر کن عه 

ا1. عرف خلاف اینه. عرف برایش حل شدست که دو نفر برای حل اختلافاتشون سر یک میز بشینن و مستقیم حرف بزنند اما براش حل شده نیست که چه دختر و چه پسر مستقیم بیان پای یه میز بشینن و یکی از دیگری خواستگاری کنه بویژه دختر که همیشه مظهر غرور و ناز برای جامعه تعریف شده

2. اکثر دخترها ظرفیت نه شنیدن رو ندارن و در مقابل پسرها هم اکثرا روشنفکر نیستن و سخته برای خودشون حل کنند که یه دختر ازشون خواستگاری کرده 


به نظر من بهتره دختر اگه واقعا پسری رو دوست داره اول درباره خانواده و خود اون پسر یه تحقیق کلی بکنه( تا بعدم در جریان خواستگاری رسمی پشیمون از کار نشه )و بعد یه فرد مطمئن رو بفرسته که خیلی غیر مستقیم نظر پسره رو درباره این دختر بپرسه به قولی مزه زبون اونا بفهمه و اگر نظر اون پسر مثبت بود ترغیبش کنه که بره خواستگاری دختره نه اینکه صاف بذاره کف دست دختره که نه من اومدم از طرف اون دختر ازت خواستگاری کنم چون اینطوری ممکنه نظر اون پسر برگرده یا احترام اون دختر زیر سوال بره

یه عده ی کثیری بر این عقیده هستند که دختر توسط یک واسطه از دل طرف خبردار شه ، بنده با این کار با فرهنگ بسته ی جامعه مخالفم ۱۰۰٪ ، چرا که اگر طرف به این دخترخانم علاقه مند باشه ، پسره پیش خودش فکر نمی کنه که خب این دختره با این واسطه چه صنمی داره ؟‌ به نظر من این طوری یک در صد هم دختره به ازدواج با اون پسره نیاید فکر کنه 


همین عبارت مرد نیاز داره ‌، زن نیاز داره در مسائل جنسی هم تأثیر گذار خواهد بود 

جدیدأ نوشت : این حرف ها برای پسرها و دختران الان نیست ، برای نسل آینده ست ، چون برای نهادینه کردن یک تفکر صحیح که اگر باشه از کودکی باید شروع کرد نه الان 

جدیدأ نوشت : قرار نیست خواستگاری بشه ، فقط گفتن یک دوستت دارم ساده یا یه ابراز دل تنگی ساده نه اینکه پاشو بیا منو بگ

نسل ما داره پدر و مادر میشه حداقل راضی به عذاب کشیدن تو افکار سنتی نسل بعد نشیم 


Maryam ۹۶-۵-۲۲ ۱۸ ۱۹۳

Maryam ۹۶-۵-۲۲ ۱۸ ۱۹۳


سلام  

اسامی دوستانی که میدونم چپ دست هستند 

لیمو جیم ، زهرا باقری ، شیکپوش ، وحید ، پیمان محسنی کیاسری ، کامران حیدری 



Maryam ۹۶-۵-۲۲ ۱۴ ۴ ۱۴۰

Maryam ۹۶-۵-۲۲ ۱۴ ۴ ۱۴۰






هرگز خورشید با آن همه عظمتش در یک تکه آینه شکسته نمی گنجد 

زمین برای تو همان یک تکه آینه بود 

تبریک و تسلیت 

تبریک به ایران من برای پرورش معناگران صلابت و ایثار و تسلیت برای ناجوانمردانه شکستن درخت صلابت 

زمین سهم تو نبود ، بهشت زیر پات ، دعامون کن 



Maryam ۹۶-۵-۲۱ ۱۰ ۳ ۱۱۸

Maryam ۹۶-۵-۲۱ ۱۰ ۳ ۱۱۸




سلام 

دارم به این موضوع فکر می کنم به نتیجه رسیدم ، اشتراک میزارم 

نظرات مثل همیشه محترم ، به نظراتتون فکر خواهم کرد اما پاسخی نمیدم 

در خصوص پست ، نظر خصوصی نزارید 

منتظر نظراتتون هستم 


Maryam ۹۶-۵-۲۱ ۲۹ ۸ ۲۷۸

Maryam ۹۶-۵-۲۱ ۲۹ ۸ ۲۷۸



سلام 

پیش از مطالعه این پست ، این پست را مطالعه فرمایید 

یه روز از عصرهای زمستونی ۱۲ سالگیم بود که پدرم ، مدرسه دنبالم اومده بود وقتی وارد ماشین شدم از شدت سرما فورأ در ماشین رو بستم ، مسیر کوتاهی تا خونه بود ، پدرم جمله ای رو بهم گفت که واقعأ اون روز درک درستی ازش پیدا نکردم تا امسال که یه اتفاقی افتاد که یاد اون جمله افتادم 

اون جمله این بود : هر وقت هر جایی دیدی کسی داره نگاهت می کنه بدون داره بهت فکر می کنه ، به رفتارت ، کلامت ،... 

من ماه گذشته یه جشن تولد دعوت شدم که توش دو تا مهمون غریبه هم بود

تو اون جشن تولد انواع نوشیدنی و پفک و چیپس و .... وجود داشت یه بار همه وسط مشغول رقصیدن بودیم که یکی از مهمون ها رفت سمت میز پذیرایی و پفک رو برداشت نشست روی مبل و پفک خورد، بعد وقتی همه نشستیم یکی دیگه از مهمون ها به شوخی بهش گفت فلانی بیا باهم بشینیم حرف بزنیم اون هم در حالی دور لب هاشو تمیز می کرد با لبخند گفت ، نه حالا بعد در همین لحظات مدام پیشنهاد می کرد پفک رو با چیپس همراه تست کنیم ، بعد صاحب تولد رفت نوشیدنی ها رو آورد در همین حین دور گردوندن فرد مذکور رفت کاسه ی دوم پفک ها رو برداشت و نشست به خوردن ، صاحب تولد گفت که یادم باشه یه بسته پفک بدم خونه ببری تو خیلی واسه تولد زحمت کشیدی و مثل اینکه از صبح تا اون موقع داشته به صاحب تولد کمک می کرده ، ما نوشیدنی هامونو خوردیم ، صاحب تولد رفت تو یه کاسه پلاستیکی پفک ریخت آورد گردوند که هر کسی به اندازه شعورش پفک برداشت و گذاشت تو پیش دستی ش ، تو همین شلوغ پلوغی ها متوجه شدم که همان پفک ظرف پلاستیکی را برده پیش مادرش که کنار دوتا مهمون غریبه نشسته بود دارند پفک می خورند 

خانواده ی فرد موردنظر در مهمونی ها و عیددیدنی ها دیدم که کاسه های آجیل شون رو کامل می خورند و اگر مهمون رفته ای باشد کاسه ی آن ها را هم زحمتش را تقبل می فرمایند 

من تازه اون روز متوجه اخلاق خودم نسبت به معنی حرف پدرم شدم 

من هم در آن مهمانی مثل یک دوربین عکاسی بودم و تمام کارهای فرد موردنظر رو ثبت کردم و هر موقع حرف از آن ها بشود متوجه نابود شدن شخصیت آن ها توسط اطرافیان می شوم 

درست رفتار کنیم ، چشم ها خیلی چیزها را ثبت می کنند ، امکان بازگشت یا حذف نیست ، دوربین فلش می زند ، چشم مژه 

جدیدأ نوشت : ایرانی ها حساسیت خاصی روی آبرویشان دارند ، بدون تعارف صاحب خانه ، چیزی برنداریم وقتی روی آبرویمان حساسیم 








Maryam ۹۶-۵-۱۸ ۱۵ ۵ ۱۸۲

Maryam ۹۶-۵-۱۸ ۱۵ ۵ ۱۸۲


سلام

 بی شک جامعه ی هر کشوری از کودکان تشکیل میشه ، این یک سلسله است برای بالا رفتن آمار جمعیت 

اگر کودکی نباشد ، پیرمرد نخواهد بود چون همه چی از ریشه است 

اگر کودکی ، کودکی نکند آینده ی خوش بینانه ای در انتظارش نخواهد بود 

اگر دقت کرده باشید برای فیلم های ترسناک هم اصولأ -۱۴ یا -۱۸ قرار می دهند همه ی این ها نشانه احترام گذاشتن به روحیات حساس کودکان است ، اما در جامعه ما گاه روحیات حساس بچه ها نقض می شود و به راحتی نمونه هایی از این موارد را می توانید ببینید ، مثل کودکان کار که مشخص نیست چه اتفاقی برایشان خواهد افتاد نمیشود دید و به فکر فرو نرفت . بسیاری از ایرانی ها اعتقاد دارند که خیلی از افراد نمی توانند به خوبی جک تعریف کنند من این موضوع را برای شفاف سازی این پست به کودکی آن ها که در فضاهای غم آلود مثل قبرستان ها ،‌ مجالس ترحیم گذشته است مرتبط میدانم ، ما همه چیز را از کودکی میاموزیم مثل الفبا ، الفبایی که تا پایان عمر همراه ما خواهند بود ، کودکی که در سن ۴ سالگی مدام با ضجه و شکوه رو به رو بوده است چطور می توان برای او آینده شاد و انرژیک متصور شد ؟ کودکی که لباس تیره تن او می کنند و روسری که تا نافش می آید و به او دستمال کاغذی می دهند که دور بچرخاند و قطعأ کسانی او را در آغوش کشیده و به او بوسه خواهند زد ، در ذهن کودک چه خواهد گذشت ؟ کودک در حالت طبیعی با آن صحنه های غمگین ، غمگین است و با بوسه های اطرافیان فکر می کند همیشه غمگین باشد خوب است ، اگر دقت کنید پس از بوسیدن چشمانشان را پایین می اندازند این یک هشدار برای پذیرش غمگین بودن 

ریشه های افسردگی را در این اماکن در کودکان پرورش ندهیم ، کودک باید بخندد و شاد و انرژیک باشد ، حضور آن ها در اماکن غم آلود پژمرده شان خواهد کرد ، برای حضور در مجالس تدفین یا مسجد کودک را نزد یکی از اعضای درجه یک خود یا افرادی که می شناسید و مطمئن هستید بگذارید . 

بسیاری از والدین را در قبرستان ها می بینم که نوپا را روی سنگ قبر می گذارند !!!! استنباط لحظه ای من در مواجه با چنین صحنه هایی این است که می خواهند ببینند اگر کودک بمیرد و عکسش را روی سنگ قبر بندازند چگونه خواهد شد ؟!!! این استنباط روحی و لحظه ای من است که بسیار بسیار غمگین می شوم . 

همه میدانیم که کودکان فرشته های بدون بال هستند و تا زمانی که گناهی نکنند می توانند ارواح و فرشتگان و.... را ببینند ، بی شک قبرستان ها محل رفت و آمد ارواح است و جیغ کشیدن یا خواب پریشان دیدن آن ها نامرتبط با قبرستان نیست ، منتهی بسیاری از خانم ها را به شخصه دیدم که کودک جیغ می کشد و مادر تو صورت او می زند که ساکت شود ، بی دلیل که گریه نمی کند ، کودکان همه جا را زیرنظر دارند ممکن است در قطعات دیگر در حال کندن قبر باشند و متوجه میتی یا چیزی شود ، ترس را خودمان در وجود کودک می گذاریم و انتظار بی جایی داریم که واکنش منفی نشان ندهد . 

قبرستان به دور از فضای غمگین ، محیطی آلوده دارد وقتی کودک یا نوپا را بر روی سنگ قبر می گذارید دستش را روی قبر می زند و فکر بی جایی نیست که داخل دهانش نبرد یا اگر هم حواس تان باشد هم ناممکن نیست در حین شست و شو دستان ، هنوز ذرات خاک ، میکروب زیر ناخن ها باقی نماند همین دست های آلوده او را بیمار خواهد کرد یا سیستم دفاعی اش را در آینده کاهش خواهد داد ، من که به این سن رسیده م اصولأ خرما و حلوا و میوه برای خیرات تعارف می کنند برنمیدارم و می گویم فاتحه اش را می فرستم ، بسیاری از والدین را دیده ام که به کودک حلوا و خرما می دهند !!!! خرما شیرین و نوچ است و فوری آلودگی را به خود می گیرد و معلوم نیست از کی در آن باز بوده است و چه خاک هایی رویش نشسته ، کمی به سیستم دفاعی کودکان و روحیاتشان اهمیت بدهیم و جاهایی که غمگین است نبریم ، همین چیزها علت مناسبی برای جیغ کشیدن کودک می شوند 

تصور کنید در مکانی اکتیو و شاد نشسته اید به یکباره کسی با چهره ی غمگین و گریان وارد مجلس می شود ، واکنش شما و بقیه چیست ؟ 

همین دنیای یک کودک در مواجه با محیط های غمگین است ، یک زهرخند برای اوست ، کودک تعریفی از مرگ ندارد و تعریف او عاطفی است مثل او رفته پیش خدا ، همین ! نه اینکه میت را ببیند ، عجله ای برای شفاف سازی سلسله عمر نداشته باشید هر چیزی را سر وقت متوجه خواهد شد 

قطعأ کسانی را دیده اید که سن بالایی دارند اما اظهار می کنند از میت می ترسند !!! خوم با کسی صحبت کردم که ۴ تا نوه دارد و به جایی که در آن کفن باشد نزدیک نمی شود !!!! ریشه در خاطرات کودکی او دارد 





Maryam ۹۶-۵-۱۶ ۲۷ ۶ ۲۲۳

Maryam ۹۶-۵-۱۶ ۲۷ ۶ ۲۲۳


سلام 

وقتی یک چیزایی تو جامعه دفع بشه یه چیزی شبیه همین چیزی که می بینید و می شنوید میشه مثلا : 

۱ : خودگذشتگی : یعنی به نفع از دست ندادن یک چیز ارزشمند از یک لذت گذرا یا هر مدلی از خوش گذرانی کنار بکشی که متأسفانه کم همچین چیزی رو می بینم 

۲ : دوست و دشمن پنداری : دوست داریم همه آدما شبیه ما باشند مثل ما راه برن ، حرف بزنند ، نوشیدنی دوست داشته باشند اگر اینطور نباشند انگشت نمای ما میشن و در حین این انگشت نما بودن ها ارزشمندهامون از دست میره 

۱ : با فرزند خردسالشون بیرون تشریف بردند یک خانمی از رو به رو میاد شال خانم رو به رویی می افته ایشون به جای اینکه دست بچه رو بگیره که ندو یهو گمشه داره پیش خودش میگه زمونه آتیش گرفته ، دختره کافر ، در همین حین بچه رسیده سر خیابون !!!! خب عزیز من ، ما همه روی یک نقطه از این کره پهناور زندگی می کنیم دنیا آتیش بگیره با هم می سوزیم ،  کسی تو این اتفاق تنها نیست اما اگر بچه شما گم بشه اون دختره یا بقیه آدما یک لیوان آب قند هم دستت نمیدن تا از هوش نری 

۲ : تعطیلات عید فطر پارک خلیج فارس با خواهرم و دو تا از خاله هام رفته بودیم ، من و خواهرم و دامادمون بلند شدیم بریم دور بزنیم نزدیکای شهر جایزه بودیم که متوجه صدای یک اکیپ خانوادگی پشت سرم شدم صدای یک دختربچه رو شنیدم که ما بین پدرش که پشت سر من بود و مادرش و جمعی از بانوان دیگه کنارش بودند می دوید ، پدر که بی خیال بود و پفیلا می خورد مادر هم که در حال هر و کر بود دختربچه مدام می گفت منو هم سوار کنید قصدشون بود وسیله که شبیه u  بود رو سوار شن آخر سر یه دختر دیگه که دخترعموش می شد به بابا گفت عمو ، فرزانه که نمی تونه سوار شه در همین حین مثانه ش عملیات جاسازی پفیلا رو بر عهده گرفت ، بچه وسیله کناری  مخصوص کودکان بود رو نشون داد و گفت منم اینو سوار میشم دخترعموش گفت : ما که نمیتونیم تو رو تنها سوار وسیله کنیم 

نکته ای که اینجا وجود داره اینکه اگر بچه رو نمیشه تنها سوار وسیله مخصوص کودکان کرد پس موقعی که قرار همه سوار وسیله بزرگسالان بشن قرار بچه ، پیش کی بمونه ؟ 

هیچی سر جای خودش نیست ، کنار هم هستیم اما بی اعتمادیم ، این خیلی بد ، وسیله برای بچه ست ، گولاخ ها سوار می شن ، وقت بلیط خریدن خودشون به تابلوی هشدار وسیله دقت می کنند ، بچه کجای زندگی قرار داره ؟ 

وقت این نرسیده کمی از قید و بند زمان خارج بشیم و بیشتر روی مسئولیت پذیری و از خودگذشتگی هامون پیش از پذیرش مقام مادر و پدر شدن تمرکز کنیم ؟ چرا انقدر هراسان این هستیم سن بچه دار شدن هامون نگذره ؟ چرا وقتی نمی تونیم از یک خوشی ساده بگذریم تا فرزندمون به هوای یک آغوش باز ، یک چشمک ، یک شکلات به هوای دل تنگی مادر و پدرش جیغ نکشه ، گریه نکنه !!!! هر بار که پارک می رم یک مادر با چهره خیس از کنارم می دود و من از فضای لذت بخش غروب آفتاب تا مسیر خانه ذهنم مشغول آن خانوم ، کمی حواسمونو به زندگیامون بدیم ، می خواید کفش بخرید دست بچه رو بگیرید از پله بالا ببرید نه اینکه یک کفش زیبا ببینید وایسید به حفظ کردن کد کفش ، بچه همین جوری برای خودش بره 

جامعه همین طوری گل و بلبل نمیشه ، ذهنیت مردم نسبت به امنیت خراب نمیشه ، پشت هر اتفاق تلخ بی مسئولیتی و سهل انگاری نهفته است 

دنیای پاک یعنی دنیای خوشمزه کودکان ، در دنیای آن ها غریبه ها هم می توانند خاله یا عموی آن ها بشوند به سادگی یک شکلات ، دنیای آن ها را جدی بگیریم 



Maryam ۹۶-۵-۱۳ ۱۳ ۲ ۱۲۳

Maryam ۹۶-۵-۱۳ ۱۳ ۲ ۱۲۳



سلام 

نوشدارو پس از مرگ سهراب 

 برنامه ماه عسل یکی از پر بیننده ترین برنامه است اما داره کاری انجام میده که یه سری چیزها که باید تو انسان باشه از ته می زنه قطع می کنه 

یعنی آهای مردم هر کسی حرف شما رو قبول نکرد یه چاقو تو شکمش فرو کنید ، اینجا کسانی هستند که بیفتند دنبال رضایت گرفتن و کمپین هایی به عنوان به اعدام ، نه !!!! راه بیندازند ، بعد یه سری از مردم هم پای سفره افطار گریه کنند بگن دمت گرم احسان علیخانی چه کار بزرگی کردی و ....

یکی نیست بهشون بگه که آقایون محترم ساخت چنین برنامه هایی جا انداختن " قتل " نیست ؟ به همین راحتی یکی ، یه نفر و بکشه و بعد شما بیاید به بهانه جا انداختن اخلاق و محبت یک قاتل رو از اعدام نجات بدید ؟ 

حتمأ کنار نگاه کردن به آمار قتل در کشور ، آب قند کنارتون هست که متوجه افت فشارتون نمی شید 

مشگل رو ریشه یابی کنید نه برای اینکه چه کنیم اعدام صورت نگیره ، تنها راه حل این معضل اینکه در دوران دبستان تا دانشگاه واحدهایی به نام مهارت های کنترل خشم گذاشته بشه تا اینکه یک سری فرمول های گیج کننده که بچه تا صبح هم بیدار بمونه فقط تو سر خودش می زنه ده تا فحش به دانشمند میده ، چیزهایی آموزش داده بشه که واقعأ در زندگی آدم ها کارآمد باشه ، وقتی انسان ها هر روزشون یک جور نیست باید پیش بینی هایی براش لحاظ بشه تا اینکه بدونیم انیشتین ، کی ؟ چی گفته ؟ 

نوشدارو پس از مرگ سهراب کافی نیست ؟ زدند کشتند یه سایه سر رفت ، یه دختر جوان کشته شد ، یه پسر جوان کشته شد ، فقط لحظات قتل دوربین هامونو در میاریم پس موقع دفن یک جوان از حال خانواده داغدار کی فیلم می گیره ؟ کی می تونه یه لحظه خودشو جای فرزند یا والدین طرف بزاره ؟ یک جوان به مرگ طبیعی یا تصادف فوت می کنه اطرافیان تا یک هفته دپرس هستند چه برسد به درک حال مادر و پدری که بدونند فررندشون وقت داشت اما یه نانجیب داغ عروس یا داماد شدنشو به دلشون گذاشت ، کی تاب میاره صدای ناله های مادری که شیون می کنه امروز عروسی پسرمه بشنوه و کامنت بزاره تو سایت ها اعدام کار غیرانسانیه !!!! تو سایت ها همه اشک ها دم مشکشونه ، ماه عسل افطار مردمو کوفتشون می کنه این اشک هایی که پای این برنامه ریخته میشه ضربه کاری به بدنه جامعه می زنه ، اجازه ندید منطق از چشم هاتون بره ، با این کارها میخوان آب بریزند تو آتیش اما اشتباهه دارند بنزین می ریزند ، یعنی کار انجام بشه بعدددددد براش یه فکری می کنیم نوشدارو پس از مرگ سهراب ، فاز روشن فکری برندارید گاهی عقب ماندگی بد نیست ، دختره احمقو نگاه کن چی میگه ؟  حرف های صدمن یک غاز چیه پای سایت های خبری می نویسند " خون را با خون نمی شویند

از اینجا به بعد مخاطبم اون دسته از روشن فکراست که تو سایت ها اعدام نه !!! می نویسند 

شما که فاز روشن فکری برمیدارید دقیقأ می تونی بگی خون یه جوون رو با چی می شورند ؟ روشن فکر !!!! فقط اون روانی آدم بود ؟ کی آرزوهای نه ماه مادرونه گی های مقتول رو می خره ؟ کی پای شیون های مادرش سر مزار تاب میاره ، کامنتر احمق برو تو فضاش ، بهش مبتلا شو بعد اظهار فضل کن

وای فای رو هم که روشن می کنی اینا میاد که احساسات مردمو به بازی بگیرند که باز هم رویه ماه عسل رو پیش بگیرند ، خوب نقطه ضعف مردمو پیدا کردند 

از اینکه وبلاگ دارم خوشحالم ، آدم می تونه بیاد حرفشو بزنه راحت حتی اگر از نظر بقیه غلط باشه 

جدیدأ نوشت : به دلیل حفظ احترام به تعاریف و نظرات شما ، نظرات بدون پاسخ من تائید میشه ، چون این یه موضوع شخصی 



Maryam ۹۶-۵-۱۱ ۱۳ ۶ ۲۴۷

Maryam ۹۶-۵-۱۱ ۱۳ ۶ ۲۴۷




سلام

اگر انسان ها رو بالاتر از قدشون نگاه کنی شبیه بطری نوشابه هستند 

اول مغز که جایگاه فکر و عقاید ‌و باورهاشونه 

بعد قلبشونه و بعد پاهاشون 

قلب آدم ها مهم ترین عضو بدنشون حساب میشه که مخزن عواطف و احساساتشه که اگر جریحه دار بشه راحت اضافه هاشو به یک دستمال کاغذی می بخشه قلب آدم ها جاسیگاری نیست که از جای دیگه ای ناراحت باشیم ، درشت هایی که نتونستیم به شخص مقابل بگیم بیایم به یه آدم بی ربط ماجرا بگیم که بلکه آرامش اعصاب پیدا کنیم ، قلب آدم ها اگر بشکنه پا فرمان می گیره که رد بشه یا بد شه یا بره 

به پای آدم ها که نگاه کنی متوجه بلند و بزرگ تر بودن اندام های دیگه بدن میشیم ، از عقل به قلب فرمان می رسه برای یک تصمیم بین عقل و منطق و احساس درگیری پیش میاد که ببخشه یا نبخشه ، بره یا بد شه اون آدم سابق نباشه اندازه ی پاها یعنی راه طولانی و کشمکش هایی که گفتم مثل عبور از جوی آب بزرگ یا عکاسی لبه پرتگاه که قلب و احساس آدم میگه عکاسیش بی نظیره اما عقل به پا دستور میده که نرو و هر کاری کنی میگی می ترسم و بیش از حد اصرار کنی خود به خود پاهات قفل میشه و شروع به لرزیدن می کنی و نمی ری ، اما یه وقتایی هم هست که بخوای بری راحت می ری چون یه دستور که قلب و منطق با حرفای هم کنار میان و نتیجه ش میشه تصمیم ، به خاطر همین برای بخشیدن آدم ها باید خوب فکر کرد و اگر مشگل حادی وجود داشته باشه مثلأ در ازدواج بقیه میگن " خوب فکراتو بکن تا بعد پشیمون نشی " 

آدم ها رو تو جمع ضایع نکنیم ، شوخی نکنیم که باب کت هم نتونه خورده غرور و شخصیت های طرف مقابل رو جمع کنه ، هر کسی تو ذهن هر آدمی شخصیت داره ، غرور داره درست نیست خورد و خاکشیر کنیم همدیگه رو ، خدا دستمال کاغذی های خیس و مچاله ی آدم ها رو خریداره و پولش ، تقاص گرفتنه از آدمی که نادیده گرفته ، بد شده . خوب زندگی کنیم ، خوب صحبت کنیم ، خوب برخورد کنیم تا به قلب آدم ها راه پیدا کنیم اگر بخوایم خارج از این گوود بازی کنیم میشیم اشک چشم که اگر اشک چشم کسی بشیم واویلااااااااااا ، خدا بد نیست چرا تو سختیامون تو خلوتمون با خدا دعوا می کنیم ؟ قهر می کنیم ؟ اگر به قول بعضیا که بهش اعتقاد دارند دنیا بد میشه ، روزگار باهاشون بد تا می کنه ، باید یه پل به گذشته بزنند تا ببینند قلب کی رو سوزوندند ، کی رو تو ذهن کسی نابود کردند و.... 

قطعأ یه نفر اسم شما رو تو یه دستمال کاغذی به خدا داده ، منتهی صبر خدا زیاد ، میشه امسال دل شکست و بیست سال دیگه تقاصشو پس بدیم ، گفتم به روزگار و دنیا اعتقاد ندارم ، چون که همین حرف ها میشن یه چشم بند واسه ندیدن حقیقت ها ، دل شکستن حقیقت داره ، خدا دنیا رو در ۶ روز خلق کرد مثل دریا و درخت و خاک و ... خدا نگفت که تقاص ها و آه و فغان انسان را خلق کردیم که ، هر جا کم آوردیم تف تو سر و صورت دنیا کردیم ، دنیا جایی که روش راه می ری ، به یک بچه چشمک می زنی ، دوست پیدا می کنی ، دنیا زیر پای تو ، همین روزگار نامرد برای خواهر و برادرمون هست پس چرا تو حال بد و گرفتاری های ما ، ایام به کام اوناست ؟ کاری که کردیم  خوب یا بدشو قبول کنیم یا انقدر جنم داشته باشیم عذرخواهی کنیم همه چی تموم شه یا انقدر جنم داشته باشیم تو جنگ اعصاب های زندگیمون به خدا باز هم بگیم عاشقتم . ریگ های مسیر زندگی دستمال کاغذی های یک آدم . 

بعضی وقت ها قلب فرمان نرفتن میده اما عقل این فرمان رو پس می زنه و چارچنگولی از کنارت میرن مثل یه بچه ، اون می خنده اما آدم بزرگ ها جون می کنند تا بد بشن مراقب چا چنگولی ها باشیم ، اینا آدمای خاصی هستند بدون به کجا رسیدند که در مقابل دستور عقل تعظیم کردند اونم یه تعظیم اجباری 




Maryam ۹۶-۵-۱۱ ۸ ۳ ۱۰۰

Maryam ۹۶-۵-۱۱ ۸ ۳ ۱۰۰


۱ ۲ ۳ ۴ ... ۵ ۶ ۷

سلام
اینجا می خوانی آنچه که برای خودم نمی پسندم ، میل به پذیرش و تائید ندارم ، می نویسم تا گفته باشم
اینجا نتیجه درگیری های ذهنی منه