> כنیاے یڪ انـωـاטּ چپ כست تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
اگر نمیدانی از من بپرس ، اگر قبول نداری با من بحث کن ، اما هیچ وقت در مورد من یک طرفه قضاوت نکن



سلام 

پیش از مطالعه این پست ، این پست را مطالعه فرمایید 

یه روز از عصرهای زمستونی ۱۲ سالگیم بود که پدرم ، مدرسه دنبالم اومده بود وقتی وارد ماشین شدم از شدت سرما فورأ در ماشین رو بستم ، مسیر کوتاهی تا خونه بود ، پدرم جمله ای رو بهم گفت که واقعأ اون روز درک درستی ازش پیدا نکردم تا امسال که یه اتفاقی افتاد که یاد اون جمله افتادم 

اون جمله این بود : هر وقت هر جایی دیدی کسی داره نگاهت می کنه بدون داره بهت فکر می کنه ، به رفتارت ، کلامت ،... 

من ماه گذشته یه جشن تولد دعوت شدم که توش دو تا مهمون غریبه هم بود

تو اون جشن تولد انواع نوشیدنی و پفک و چیپس و .... وجود داشت یه بار همه وسط مشغول رقصیدن بودیم که یکی از مهمون ها رفت سمت میز پذیرایی و پفک رو برداشت نشست روی مبل و پفک خورد، بعد وقتی همه نشستیم یکی دیگه از مهمون ها به شوخی بهش گفت فلانی بیا باهم بشینیم حرف بزنیم اون هم در حالی دور لب هاشو تمیز می کرد با لبخند گفت ، نه حالا بعد در همین لحظات مدام پیشنهاد می کرد پفک رو با چیپس همراه تست کنیم ، بعد صاحب تولد رفت نوشیدنی ها رو آورد در همین حین دور گردوندن فرد مذکور رفت کاسه ی دوم پفک ها رو برداشت و نشست به خوردن ، صاحب تولد گفت که یادم باشه یه بسته پفک بدم خونه ببری تو خیلی واسه تولد زحمت کشیدی و مثل اینکه از صبح تا اون موقع داشته به صاحب تولد کمک می کرده ، ما نوشیدنی هامونو خوردیم ، صاحب تولد رفت تو یه کاسه پلاستیکی پفک ریخت آورد گردوند که هر کسی به اندازه شعورش پفک برداشت و گذاشت تو پیش دستی ش ، تو همین شلوغ پلوغی ها متوجه شدم که همان پفک ظرف پلاستیکی را برده پیش مادرش که کنار دوتا مهمون غریبه نشسته بود دارند پفک می خورند 

خانواده ی فرد موردنظر در مهمونی ها و عیددیدنی ها دیدم که کاسه های آجیل شون رو کامل می خورند و اگر مهمون رفته ای باشد کاسه ی آن ها را هم زحمتش را تقبل می فرمایند 

من تازه اون روز متوجه اخلاق خودم نسبت به معنی حرف پدرم شدم 

من هم در آن مهمانی مثل یک دوربین عکاسی بودم و تمام کارهای فرد موردنظر رو ثبت کردم و هر موقع حرف از آن ها بشود متوجه نابود شدن شخصیت آن ها توسط اطرافیان می شوم 

درست رفتار کنیم ، چشم ها خیلی چیزها را ثبت می کنند ، امکان بازگشت یا حذف نیست ، دوربین فلش می زند ، چشم مژه 

جدیدأ نوشت : ایرانی ها حساسیت خاصی روی آبرویشان دارند ، بدون تعارف صاحب خانه ، چیزی برنداریم وقتی روی آبرویمان حساسیم 








Maryam ۹۶-۵-۱۸ ۱۵ ۵ ۳۰۶

Maryam ۹۶-۵-۱۸ ۱۵ ۵ ۳۰۶


سلام

 بی شک جامعه ی هر کشوری از کودکان تشکیل میشه ، این یک سلسله است برای بالا رفتن آمار جمعیت 

اگر کودکی نباشد ، پیرمرد نخواهد بود چون همه چی از ریشه است 

اگر کودکی ، کودکی نکند آینده ی خوش بینانه ای در انتظارش نخواهد بود 

اگر دقت کرده باشید برای فیلم های ترسناک هم اصولأ -۱۴ یا -۱۸ قرار می دهند همه ی این ها نشانه احترام گذاشتن به روحیات حساس کودکان است ، اما در جامعه ما گاه روحیات حساس بچه ها نقض می شود و به راحتی نمونه هایی از این موارد را می توانید ببینید ، مثل کودکان کار که مشخص نیست چه اتفاقی برایشان خواهد افتاد نمیشود دید و به فکر فرو نرفت . بسیاری از ایرانی ها اعتقاد دارند که خیلی از افراد نمی توانند به خوبی جک تعریف کنند من این موضوع را برای شفاف سازی این پست به کودکی آن ها که در فضاهای غم آلود مثل قبرستان ها ،‌ مجالس ترحیم گذشته است مرتبط میدانم ، ما همه چیز را از کودکی میاموزیم مثل الفبا ، الفبایی که تا پایان عمر همراه ما خواهند بود ، کودکی که در سن ۴ سالگی مدام با ضجه و شکوه رو به رو بوده است چطور می توان برای او آینده شاد و انرژیک متصور شد ؟ کودکی که لباس تیره تن او می کنند و روسری که تا نافش می آید و به او دستمال کاغذی می دهند که دور بچرخاند و قطعأ کسانی او را در آغوش کشیده و به او بوسه خواهند زد ، در ذهن کودک چه خواهد گذشت ؟ کودک در حالت طبیعی با آن صحنه های غمگین ، غمگین است و با بوسه های اطرافیان فکر می کند همیشه غمگین باشد خوب است ، اگر دقت کنید پس از بوسیدن چشمانشان را پایین می اندازند این یک هشدار برای پذیرش غمگین بودن 

ریشه های افسردگی را در این اماکن در کودکان پرورش ندهیم ، کودک باید بخندد و شاد و انرژیک باشد ، حضور آن ها در اماکن غم آلود پژمرده شان خواهد کرد ، برای حضور در مجالس تدفین یا مسجد کودک را نزد یکی از اعضای درجه یک خود یا افرادی که می شناسید و مطمئن هستید بگذارید . 

بسیاری از والدین را در قبرستان ها می بینم که نوپا را روی سنگ قبر می گذارند !!!! استنباط لحظه ای من در مواجه با چنین صحنه هایی این است که می خواهند ببینند اگر کودک بمیرد و عکسش را روی سنگ قبر بندازند چگونه خواهد شد ؟!!! این استنباط روحی و لحظه ای من است که بسیار بسیار غمگین می شوم . 

همه میدانیم که کودکان فرشته های بدون بال هستند و تا زمانی که گناهی نکنند می توانند ارواح و فرشتگان و.... را ببینند ، بی شک قبرستان ها محل رفت و آمد ارواح است و جیغ کشیدن یا خواب پریشان دیدن آن ها نامرتبط با قبرستان نیست ، منتهی بسیاری از خانم ها را به شخصه دیدم که کودک جیغ می کشد و مادر تو صورت او می زند که ساکت شود ، بی دلیل که گریه نمی کند ، کودکان همه جا را زیرنظر دارند ممکن است در قطعات دیگر در حال کندن قبر باشند و متوجه میتی یا چیزی شود ، ترس را خودمان در وجود کودک می گذاریم و انتظار بی جایی داریم که واکنش منفی نشان ندهد . 

قبرستان به دور از فضای غمگین ، محیطی آلوده دارد وقتی کودک یا نوپا را بر روی سنگ قبر می گذارید دستش را روی قبر می زند و فکر بی جایی نیست که داخل دهانش نبرد یا اگر هم حواس تان باشد هم ناممکن نیست در حین شست و شو دستان ، هنوز ذرات خاک ، میکروب زیر ناخن ها باقی نماند همین دست های آلوده او را بیمار خواهد کرد یا سیستم دفاعی اش را در آینده کاهش خواهد داد ، من که به این سن رسیده م اصولأ خرما و حلوا و میوه برای خیرات تعارف می کنند برنمیدارم و می گویم فاتحه اش را می فرستم ، بسیاری از والدین را دیده ام که به کودک حلوا و خرما می دهند !!!! خرما شیرین و نوچ است و فوری آلودگی را به خود می گیرد و معلوم نیست از کی در آن باز بوده است و چه خاک هایی رویش نشسته ، کمی به سیستم دفاعی کودکان و روحیاتشان اهمیت بدهیم و جاهایی که غمگین است نبریم ، همین چیزها علت مناسبی برای جیغ کشیدن کودک می شوند 

تصور کنید در مکانی اکتیو و شاد نشسته اید به یکباره کسی با چهره ی غمگین و گریان وارد مجلس می شود ، واکنش شما و بقیه چیست ؟ 

همین دنیای یک کودک در مواجه با محیط های غمگین است ، یک زهرخند برای اوست ، کودک تعریفی از مرگ ندارد و تعریف او عاطفی است مثل او رفته پیش خدا ، همین ! نه اینکه میت را ببیند ، عجله ای برای شفاف سازی سلسله عمر نداشته باشید هر چیزی را سر وقت متوجه خواهد شد 

قطعأ کسانی را دیده اید که سن بالایی دارند اما اظهار می کنند از میت می ترسند !!! خوم با کسی صحبت کردم که ۴ تا نوه دارد و به جایی که در آن کفن باشد نزدیک نمی شود !!!! ریشه در خاطرات کودکی او دارد 





Maryam ۹۶-۵-۱۶ ۲۷ ۶ ۳۸۷

Maryam ۹۶-۵-۱۶ ۲۷ ۶ ۳۸۷


سلام 

وقتی یک چیزایی تو جامعه دفع بشه یه چیزی شبیه همین چیزی که می بینید و می شنوید میشه مثلا : 

۱ : خودگذشتگی : یعنی به نفع از دست ندادن یک چیز ارزشمند از یک لذت گذرا یا هر مدلی از خوش گذرانی کنار بکشی که متأسفانه کم همچین چیزی رو می بینم 

۲ : دوست و دشمن پنداری : دوست داریم همه آدما شبیه ما باشند مثل ما راه برن ، حرف بزنند ، نوشیدنی دوست داشته باشند اگر اینطور نباشند انگشت نمای ما میشن و در حین این انگشت نما بودن ها ارزشمندهامون از دست میره 

۱ : با فرزند خردسالشون بیرون تشریف بردند یک خانمی از رو به رو میاد شال خانم رو به رویی می افته ایشون به جای اینکه دست بچه رو بگیره که ندو یهو گمشه داره پیش خودش میگه زمونه آتیش گرفته ، دختره کافر ، در همین حین بچه رسیده سر خیابون !!!! خب عزیز من ، ما همه روی یک نقطه از این کره پهناور زندگی می کنیم دنیا آتیش بگیره با هم می سوزیم ،  کسی تو این اتفاق تنها نیست اما اگر بچه شما گم بشه اون دختره یا بقیه آدما یک لیوان آب قند هم دستت نمیدن تا از هوش نری 

۲ : تعطیلات عید فطر پارک خلیج فارس با خواهرم و دو تا از خاله هام رفته بودیم ، من و خواهرم و دامادمون بلند شدیم بریم دور بزنیم نزدیکای شهر جایزه بودیم که متوجه صدای یک اکیپ خانوادگی پشت سرم شدم صدای یک دختربچه رو شنیدم که ما بین پدرش که پشت سر من بود و مادرش و جمعی از بانوان دیگه کنارش بودند می دوید ، پدر که بی خیال بود و پفیلا می خورد مادر هم که در حال هر و کر بود دختربچه مدام می گفت منو هم سوار کنید قصدشون بود وسیله که شبیه u  بود رو سوار شن آخر سر یه دختر دیگه که دخترعموش می شد به بابا گفت عمو ، فرزانه که نمی تونه سوار شه در همین حین مثانه ش عملیات جاسازی پفیلا رو بر عهده گرفت ، بچه وسیله کناری  مخصوص کودکان بود رو نشون داد و گفت منم اینو سوار میشم دخترعموش گفت : ما که نمیتونیم تو رو تنها سوار وسیله کنیم 

نکته ای که اینجا وجود داره اینکه اگر بچه رو نمیشه تنها سوار وسیله مخصوص کودکان کرد پس موقعی که قرار همه سوار وسیله بزرگسالان بشن قرار بچه ، پیش کی بمونه ؟ 

هیچی سر جای خودش نیست ، کنار هم هستیم اما بی اعتمادیم ، این خیلی بد ، وسیله برای بچه ست ، گولاخ ها سوار می شن ، وقت بلیط خریدن خودشون به تابلوی هشدار وسیله دقت می کنند ، بچه کجای زندگی قرار داره ؟ 

وقت این نرسیده کمی از قید و بند زمان خارج بشیم و بیشتر روی مسئولیت پذیری و از خودگذشتگی هامون پیش از پذیرش مقام مادر و پدر شدن تمرکز کنیم ؟ چرا انقدر هراسان این هستیم سن بچه دار شدن هامون نگذره ؟ چرا وقتی نمی تونیم از یک خوشی ساده بگذریم تا فرزندمون به هوای یک آغوش باز ، یک چشمک ، یک شکلات به هوای دل تنگی مادر و پدرش جیغ نکشه ، گریه نکنه !!!! هر بار که پارک می رم یک مادر با چهره خیس از کنارم می دود و من از فضای لذت بخش غروب آفتاب تا مسیر خانه ذهنم مشغول آن خانوم ، کمی حواسمونو به زندگیامون بدیم ، می خواید کفش بخرید دست بچه رو بگیرید از پله بالا ببرید نه اینکه یک کفش زیبا ببینید وایسید به حفظ کردن کد کفش ، بچه همین جوری برای خودش بره 

جامعه همین طوری گل و بلبل نمیشه ، ذهنیت مردم نسبت به امنیت خراب نمیشه ، پشت هر اتفاق تلخ بی مسئولیتی و سهل انگاری نهفته است 

دنیای پاک یعنی دنیای خوشمزه کودکان ، در دنیای آن ها غریبه ها هم می توانند خاله یا عموی آن ها بشوند به سادگی یک شکلات ، دنیای آن ها را جدی بگیریم 



Maryam ۹۶-۵-۱۳ ۱۳ ۲ ۲۷۱

Maryam ۹۶-۵-۱۳ ۱۳ ۲ ۲۷۱



سلام 

نوشدارو پس از مرگ سهراب 

 برنامه ماه عسل یکی از پر بیننده ترین برنامه است اما داره کاری انجام میده که یه سری چیزها که باید تو انسان باشه از ته می زنه قطع می کنه 

یعنی آهای مردم هر کسی حرف شما رو قبول نکرد یه چاقو تو شکمش فرو کنید ، اینجا کسانی هستند که بیفتند دنبال رضایت گرفتن و کمپین هایی به عنوان به اعدام ، نه !!!! راه بیندازند ، بعد یه سری از مردم هم پای سفره افطار گریه کنند بگن دمت گرم احسان علیخانی چه کار بزرگی کردی و ....

یکی نیست بهشون بگه که آقایون محترم ساخت چنین برنامه هایی جا انداختن " قتل " نیست ؟ به همین راحتی یکی ، یه نفر و بکشه و بعد شما بیاید به بهانه جا انداختن اخلاق و محبت یک قاتل رو از اعدام نجات بدید ؟ 

حتمأ کنار نگاه کردن به آمار قتل در کشور ، آب قند کنارتون هست که متوجه افت فشارتون نمی شید 

مشگل رو ریشه یابی کنید نه برای اینکه چه کنیم اعدام صورت نگیره ، تنها راه حل این معضل اینکه در دوران دبستان تا دانشگاه واحدهایی به نام مهارت های کنترل خشم گذاشته بشه تا اینکه یک سری فرمول های گیج کننده که بچه تا صبح هم بیدار بمونه فقط تو سر خودش می زنه ده تا فحش به دانشمند میده ، چیزهایی آموزش داده بشه که واقعأ در زندگی آدم ها کارآمد باشه ، وقتی انسان ها هر روزشون یک جور نیست باید پیش بینی هایی براش لحاظ بشه تا اینکه بدونیم انیشتین ، کی ؟ چی گفته ؟ 

نوشدارو پس از مرگ سهراب کافی نیست ؟ زدند کشتند یه سایه سر رفت ، یه دختر جوان کشته شد ، یه پسر جوان کشته شد ، فقط لحظات قتل دوربین هامونو در میاریم پس موقع دفن یک جوان از حال خانواده داغدار کی فیلم می گیره ؟ کی می تونه یه لحظه خودشو جای فرزند یا والدین طرف بزاره ؟ یک جوان به مرگ طبیعی یا تصادف فوت می کنه اطرافیان تا یک هفته دپرس هستند چه برسد به درک حال مادر و پدری که بدونند فررندشون وقت داشت اما یه نانجیب داغ عروس یا داماد شدنشو به دلشون گذاشت ، کی تاب میاره صدای ناله های مادری که شیون می کنه امروز عروسی پسرمه بشنوه و کامنت بزاره تو سایت ها اعدام کار غیرانسانیه !!!! تو سایت ها همه اشک ها دم مشکشونه ، ماه عسل افطار مردمو کوفتشون می کنه این اشک هایی که پای این برنامه ریخته میشه ضربه کاری به بدنه جامعه می زنه ، اجازه ندید منطق از چشم هاتون بره ، با این کارها میخوان آب بریزند تو آتیش اما اشتباهه دارند بنزین می ریزند ، یعنی کار انجام بشه بعدددددد براش یه فکری می کنیم نوشدارو پس از مرگ سهراب ، فاز روشن فکری برندارید گاهی عقب ماندگی بد نیست ، دختره احمقو نگاه کن چی میگه ؟  حرف های صدمن یک غاز چیه پای سایت های خبری می نویسند " خون را با خون نمی شویند

از اینجا به بعد مخاطبم اون دسته از روشن فکراست که تو سایت ها اعدام نه !!! می نویسند 

شما که فاز روشن فکری برمیدارید دقیقأ می تونی بگی خون یه جوون رو با چی می شورند ؟ روشن فکر !!!! فقط اون روانی آدم بود ؟ کی آرزوهای نه ماه مادرونه گی های مقتول رو می خره ؟ کی پای شیون های مادرش سر مزار تاب میاره ، کامنتر احمق برو تو فضاش ، بهش مبتلا شو بعد اظهار فضل کن

وای فای رو هم که روشن می کنی اینا میاد که احساسات مردمو به بازی بگیرند که باز هم رویه ماه عسل رو پیش بگیرند ، خوب نقطه ضعف مردمو پیدا کردند 

از اینکه وبلاگ دارم خوشحالم ، آدم می تونه بیاد حرفشو بزنه راحت حتی اگر از نظر بقیه غلط باشه 

جدیدأ نوشت : به دلیل حفظ احترام به تعاریف و نظرات شما ، نظرات بدون پاسخ من تائید میشه ، چون این یه موضوع شخصی 



Maryam ۹۶-۵-۱۱ ۱۳ ۶ ۳۱۲

Maryam ۹۶-۵-۱۱ ۱۳ ۶ ۳۱۲




سلام

اگر انسان ها رو بالاتر از قدشون نگاه کنی شبیه بطری نوشابه هستند 

اول مغز که جایگاه فکر و عقاید ‌و باورهاشونه 

بعد قلبشونه و بعد پاهاشون 

قلب آدم ها مهم ترین عضو بدنشون حساب میشه که مخزن عواطف و احساساتشه که اگر جریحه دار بشه راحت اضافه هاشو به یک دستمال کاغذی می بخشه قلب آدم ها جاسیگاری نیست که از جای دیگه ای ناراحت باشیم ، درشت هایی که نتونستیم به شخص مقابل بگیم بیایم به یه آدم بی ربط ماجرا بگیم که بلکه آرامش اعصاب پیدا کنیم ، قلب آدم ها اگر بشکنه پا فرمان می گیره که رد بشه یا بد شه یا بره 

به پای آدم ها که نگاه کنی متوجه بلند و بزرگ تر بودن اندام های دیگه بدن میشیم ، از عقل به قلب فرمان می رسه برای یک تصمیم بین عقل و منطق و احساس درگیری پیش میاد که ببخشه یا نبخشه ، بره یا بد شه اون آدم سابق نباشه اندازه ی پاها یعنی راه طولانی و کشمکش هایی که گفتم مثل عبور از جوی آب بزرگ یا عکاسی لبه پرتگاه که قلب و احساس آدم میگه عکاسیش بی نظیره اما عقل به پا دستور میده که نرو و هر کاری کنی میگی می ترسم و بیش از حد اصرار کنی خود به خود پاهات قفل میشه و شروع به لرزیدن می کنی و نمی ری ، اما یه وقتایی هم هست که بخوای بری راحت می ری چون یه دستور که قلب و منطق با حرفای هم کنار میان و نتیجه ش میشه تصمیم ، به خاطر همین برای بخشیدن آدم ها باید خوب فکر کرد و اگر مشگل حادی وجود داشته باشه مثلأ در ازدواج بقیه میگن " خوب فکراتو بکن تا بعد پشیمون نشی " 

آدم ها رو تو جمع ضایع نکنیم ، شوخی نکنیم که باب کت هم نتونه خورده غرور و شخصیت های طرف مقابل رو جمع کنه ، هر کسی تو ذهن هر آدمی شخصیت داره ، غرور داره درست نیست خورد و خاکشیر کنیم همدیگه رو ، خدا دستمال کاغذی های خیس و مچاله ی آدم ها رو خریداره و پولش ، تقاص گرفتنه از آدمی که نادیده گرفته ، بد شده . خوب زندگی کنیم ، خوب صحبت کنیم ، خوب برخورد کنیم تا به قلب آدم ها راه پیدا کنیم اگر بخوایم خارج از این گوود بازی کنیم میشیم اشک چشم که اگر اشک چشم کسی بشیم واویلااااااااااا ، خدا بد نیست چرا تو سختیامون تو خلوتمون با خدا دعوا می کنیم ؟ قهر می کنیم ؟ اگر به قول بعضیا که بهش اعتقاد دارند دنیا بد میشه ، روزگار باهاشون بد تا می کنه ، باید یه پل به گذشته بزنند تا ببینند قلب کی رو سوزوندند ، کی رو تو ذهن کسی نابود کردند و.... 

قطعأ یه نفر اسم شما رو تو یه دستمال کاغذی به خدا داده ، منتهی صبر خدا زیاد ، میشه امسال دل شکست و بیست سال دیگه تقاصشو پس بدیم ، گفتم به روزگار و دنیا اعتقاد ندارم ، چون که همین حرف ها میشن یه چشم بند واسه ندیدن حقیقت ها ، دل شکستن حقیقت داره ، خدا دنیا رو در ۶ روز خلق کرد مثل دریا و درخت و خاک و ... خدا نگفت که تقاص ها و آه و فغان انسان را خلق کردیم که ، هر جا کم آوردیم تف تو سر و صورت دنیا کردیم ، دنیا جایی که روش راه می ری ، به یک بچه چشمک می زنی ، دوست پیدا می کنی ، دنیا زیر پای تو ، همین روزگار نامرد برای خواهر و برادرمون هست پس چرا تو حال بد و گرفتاری های ما ، ایام به کام اوناست ؟ کاری که کردیم  خوب یا بدشو قبول کنیم یا انقدر جنم داشته باشیم عذرخواهی کنیم همه چی تموم شه یا انقدر جنم داشته باشیم تو جنگ اعصاب های زندگیمون به خدا باز هم بگیم عاشقتم . ریگ های مسیر زندگی دستمال کاغذی های یک آدم . 

بعضی وقت ها قلب فرمان نرفتن میده اما عقل این فرمان رو پس می زنه و چارچنگولی از کنارت میرن مثل یه بچه ، اون می خنده اما آدم بزرگ ها جون می کنند تا بد بشن مراقب چا چنگولی ها باشیم ، اینا آدمای خاصی هستند بدون به کجا رسیدند که در مقابل دستور عقل تعظیم کردند اونم یه تعظیم اجباری 




Maryam ۹۶-۵-۱۱ ۸ ۳ ۱۶۶

Maryam ۹۶-۵-۱۱ ۸ ۳ ۱۶۶



اجتماعی یعنی پست بدون مخاطب 

ااین متن برشی از سکانس هایی که در خیابان دیدم و بیان احساس من


 .

سلام

از ابتدای پیدایش انسان ، انسان از ساده ترین چیزها نارو خورد ، من و امثال من از خودکاری که جنسیت ما در آن نوشته شد نارو خوردیم 

نارو خوردیم که باید در این ماهی تابه سوخته زندگی کنیم و لای پاهایی که باز می شود و چشمای خماری که در یک ترافیک قلاده سگش را باز کرده و تخت خواب هایی که بار زده شده برای یک هم آغوشی با یک دختر پاکی که در حال عبور از عرض خیابان است ، بوق زدن پیرمردی که چندلحظه پیش عزرائیل آدرس خانه اش را از من پرسید ؟ برای یک دختر ۱۷ ساله !!!! 

بعضی از این صحنه ها رو که می بینم به فکر فرو می روم که چرا مادرشان نخواست پریود بشود تا کاپوت شناسان و خانه خالی یابان کورتاژ شوند ؟  

بعضی از آن ها دنبال جر دادن خشتک های هم جنسانشان هستند که مبادای روزگار به خواهرشان کسی چیزی بگوید ، اما به راحتی پرده دختران شهر را در حال عبور از پیاده رو می درند !!!! برای بعضی از آن ها تفاوتی بین فشن ، معمولی ، ساده یا چادری ندارد ! در فازش که باشند ، الکسیس تگزاس شان می شوی با یک پوزیشن خلسه ای شان !!!! بعضی وقت ها برای فرار از حالت تهوع سرت را بیرون بیاور و چهارراه ها را ببین . 

اگر روزی از من بپرسند که عجیب ترین خلق خدا چیست ؟ بی شک یکی از همان بی ناموس های دم دست ، بوق به دست را نشان خواهم داد و خواهم گفت : چنین موجواتی، چون ک دقیقأ نمی دانند تکلیفشان با خودشان چیست ؟ برای رفاقت سمت دختران چادری نمی روند ، سمت فشن می روند و برای ازدواج سمت دختران چادری می روند !!!! هرزه دل اند ، باور کن . قطعأ آن ها بویی از احساس نبرده اند و باعث خراب شدن تصویر ذهنی  دختران از همه پسران می شوند ، همه پسرها بد نیستند و این متن تعمیمی نیست ، قطعأ هر دختری تو زندگیش با این مدل موجودات برخورد داشته و با خوندن این متن یاد اون دسته از پسرها که تو کاغذهای مچاله شدند تو دستاش میفته نه مجازی ها که هر کسی از یور دنیان 

یه سلامی هم عرض کنیم به کورتاژیان خلقت که زنگ می زنند و میگن جیگرتو بخورم الهی ، چطوری بی ناموس ؟ 

کاش میشد اسپرم ها و تخمک های بعضی ها را از هم تفکیک کرد !!!! خصوصأ پیرمردها رو هضم هنرنمایی پیرمردها مثل تول گیری 


 






Maryam ۹۶-۵-۰۹ ۱۱ ۶ ۲۹۱

Maryam ۹۶-۵-۰۹ ۱۱ ۶ ۲۹۱



اجتماعی یعنی پست بدون مخاطب 

سلام

در عصر حاضر هنوز هم پرینتی از افکار نخ نمای قدیمی دست به دست می چرخه ، این در حالی که صاحب اون افکار یا سبک زندگی سال هاست که در دل تاریخ مدفون شده 

واژه هایی در دهان ها رد و بدل می شود که تا فرسنگ ها بوی تهوع آورش می رود . واژه هایی مثل " عرف " و " رسم و رسوم " پیش از این در تبرئه گفته بودم ، چیزی را می پذیرم که بتوانم در یک خط تعریفش کنم ، چیزی جز این باشد پشت در باورهایم مثل یک کیسه زباله می ماند . وقتی خواستم تعریفی از عرف بنویسم خودکار بود که دل کاغذ را سوراخ می کرد 

وقتی خدا جهان را خلق کرد برای هر چیزی کاربردی را لحاظ کرد ، از اکسیژن تا پشم گوسفند . نمیدونم در کدام محفل خاله زنک بازی ، کی آسمان را محضر عقد دخترعمو ، پسرعمو کرد ؟ همین کلمه " عرف " و " رسم و رسومات " اهرم فشاری کشنده زیر گلوی جوانان ، هیچ کسی نمی تواند ۱۰۰٪ بد باشد یا خوب باشد ، طلاق و بچه های طلاق ، فرزند نامشروع بی عشقی و عرف است ، بچه هایی که بی گناه  برچسب طلاق بر پیشانی اش زده می شود ، کودکی که بعد از تعطیل شدن از پیش دبستانی مابین ماشین پدر و مادرش هنگ می کند 

متاسفانه ملاک های اصلی دختران و پسران الکی و پوشالی شده 

یکی از عمده ملاک های اشتباه " موقعیت " ،"  ثروت " قبلأ می گفتند دختران آهن پرست هستند الان پسرها هم به دنبال ثروت هستند تا یکی را بدون " عشق " عقد کنند تا ببینند کی لنگ پدرزن هوا می رود که چارچنگولی روی پول هایش بیفتد ، همچین موردی در طایفه پدریم هست ، یا یکی از دوستان برادرم ، به واقع به داداشم گفته بود باباش وضعش خوب و زوری گرفتمش تا باباش بمیره چند وقت پیش همسرش او را با دوست دختر ملوسش دید و ازش طلاق گرفت !!!! نمیدونم این واژه ی " عشق " که وقتی به میان می آید قلب های تیر خورده زیر مانتو و تی شرت ها بیرون می زند در کدام قسمت ازدواج ها قرار دارد ؟ عشق را به بهای ثروت و موقعیت در سبد حراجی ها می گذارند ‌، همین جاست که عشق معنی اش گم می شود . 

وقتی یک عده خاله زنک بنشینند و برای ازدواج جوانان سن و سال تعیین کنند معلوم است طلاق کله آسمان می رود 

می گفتند دختر ۱۸ سالش شد باید شوهر کنه چرا ، چون خواستنی های مرد رو داره ، یک دختر هرگز نمی تونه تنهایی مسافرت بره ، خونه مجردی داشته باشد ، بد ، عیبه !!! انقدر این چرت و پرت ها را در نسل امروز خوانده اند که یه دختری سوألی پرسیده بود و جوابی چندش آور از یک زن دریافت کرده بود ،

سوال : چرا مردها علاقه خاصی به دیدن پاهای برهنه زنان دارند ؟ 

جواب آن خانم : برای اینکه خدا ، زن رو برای ارضای نیازهای مرد آفرید !!!! 

وقتی طرز فکر دختر امروز چنین است معلوم است پالان که چه ارزش کنم گاری به او وصل می کنند . پسر به بلوغ جنسی رسید خیلی خوشحال با نیش باز برید برایش خواستگاری ، وقتی سنگ بنای ازدواج را خشتک تعیین کند معلوم است طلاق زیاد می شود ، وقتی عشق برای بچه تعریف نشود چنین طرز فکری پیش می آید وقتی بچه تعریف درستی از جنس مخالف نداشته باشد و وارد حجله شود ، شهوت مرد را خدای عشق می داند و فکر می کند یک مرد را فقط سکس خوشحال میکند 

اختلاف سنی مناسب ۳ تا ۶ سال ، البته این نظر شخصی من می تونه از سوی هر کسی رد بشه ، هر کسی افسار زندگیش دست خودشه 

بعضی وقت ها یه چیزهایی می شنوی که می خواهی گند بزنی به تمام باورهات ، شعر معروفی وجود داره که نمیشه بعضی از والدین رو در حال خوندنش برای دخترانشون تجسم کرد 

در روستاها و بعضی از شهرها ، دختر ۱۸ ساله با مرد ۵۵ ساله یا بالاتر ۶۰ ساله و.... ازدواج می کند ، نمیدونم دختران چه فکری می کنند که با طعمه عزرائیل ازدوج می کنند ، زندگی مشترک یعنی هم زندگی نه همخونه گی !!!! هر روز استرس ، هر شب خواب بیوه شدنی که دیر نیست ، عزرائیلی که یک سطل رنگ دستش می گیرد و تمام طراوت و شادابی که پای همخونه گی با یک پیرمرد ریخته را لگد مال می کند

از نظر من دختر باید تا ۲۲ سالگی تفریح و خوش گذرانی هایش را بکند ، ۲۳ سالگی به ملاک چینی بپردازد 

پسران تا ۲۵ سالگی تفریح و خوش گذرانی کنند ۲۷ سالگی ملاک چینی بکنند 

هیچ وقت اجازه ندید به زور شما رو در قفس باورهای کهنه فشار بدهند 

ازدواج امر زوری نیست ، اگر افسار زندگیتان را خودتان به دست نگیرید می توانید به زنان و مردان مطلقه بگویید در نمودار برای شما هم جا نگهدارند 

خدا نکنه ، وای این چه حرفیه و .... هم صرفأ جهت فروکش کردن طعم تلخ حقیقت ، کسی با این حرف های دلخوش کنک راه به جایی نبرده ، درست فکر کنید . حرفای گل و بلبل تو خواستگاری نزنید اینکه شما عاشق زمستونید ، اوشون هم عاشق زمستون ملاک امر نیست 


Maryam ۹۶-۵-۰۸ ۱۶ ۶ ۳۱۵

Maryam ۹۶-۵-۰۸ ۱۶ ۶ ۳۱۵






سلام 

اجتماعی یعنی پست بدون مخاطب 

در این پست می خوام عوامل فساد در ایران را از پایه بررسی کنم 

۱ : عدم تعریف جنس مخالف برای فرزندان 

۲ : تعاریف اشتباه از ارزش ها 

۳ : عدم تعریف حقوق دیگران 

۱ : متأسفانه والدین برای فرزندان تعریف خوبی از جنس مخالف ارائه نمی دهند ، به کودک خود می گویند با پسر حرف نزن ، یا به پسر می گویند با دخترخاله ات همبازی نشو 

همین نوعی تحریک فکری نسبت به جنس مخالف در کودک ایجاد می شود .

عبارت های از پایه اشتباهی که والدین به پسربچه ها می گویند : 

بلندشو مرد که گریه نمی کند ، زشت 

چه مشگلی دارد پسربچه هم گریه کند ؟ مگر چه می شود ؟ 

الفبای فارسی را در کودکی می آموزیم نه در ۲۰ سالگی !!!! پس حتمأ حکمتی دارد ، وقتی از گریستن کودک ۳ ساله جلوگیری می کنید یعنی احساسات و عواطف آن فرد را می کشید ، نمی خواهم بحث نو شود اما چه کسی می تواند گریه و فریاد کودک ۷ ساله را بشنود و خم به ابرو نیاورد ؟ جز یک دو پای بی احساس !!!! 

اجازه بدهید پسربچه ها برای زمین خوردنشان گریه کنند ، پسربچه یک پسربچه ست ، به این زودی ها او را وارد مرد شدن نکنید ، گریه کردن طبیعی است . 

والدینی که فرزند دختر دارند ، سعی می کنند دختر را در خانه حبس کنند آن هم بدون هیچ پاسخی که مبادای روزگار با جنس مخالفش هم صحبت شود که آن دنیا تکه تکه اش نکنند ، والدین به اشتباه از جنس مخالف کودکشان غول می سازند ، والدینی که فرزند پسر دارند از ابتدای کودکی لخت ظاهر می شوند و حتی بدون هیچ پوششی به شست و شو او در حمام می پردازند و فرزند عادت می کند وقتی ۱۴ ساله هم شد او را مادرش بشوید و دو بنده بپوشد همین جرقه ای است برای رفتن به سوی فیلم های مبتذل ، فیلم های مبتذل منبعی است برای آموزش های نادرست جنسی ، چند سال پیش شنیدم پسر ۱۷ ساله در دستمال کاغذی اتاق خواب والدینش دوربین کارگذاشته بوده و از اتفاقات جنسی تصویر برداری کرده و تماشا کرده تازه آن موقع والدین به آه و فغان می افتند که ای داد !!!! 

مسائل جنسی نیازی است الهی برای چه انقدر زشت و قبیح میدانیم و توضیحی ارائه نمی دهیم ؟ چه پسر ، چه دختر ، والدین خود را دوست و رفیق فرزندان می دانند اما نیستند ، نیستند که آمار فساد و ایدز بالا می رود 

والدین امروزی شده اند مونتاژی های دیروزی 

۲ : در جامعه ما پرده بکارت نوعی ارزش به شمار می رود ، والدین در این خصوص به دخترشان آگاهی نمی دهند ، شرافت شان هم به آن نیم بندی وصل است ، چگونه می توان از یک خانواده بسته ، دخترباکره طلب کرد ؟ آن قدر این جو بسته ادامه پیدا کرد که دوست پسر داشتن نوعی کلاس و عدم باکرگی نوعی روشن فکری شده است ، تعاریف واژه ها به کلی تغییر کرده است توسط افراد سودجوی بی ناموس ، جامعه مانند کیسه ی پر از آب است هر چقدر گره محکم بزنید و فشار بیاورید می ترکد و می شود همین جامعه گل و بلبلی که می بینید 

دیروز دختر ۷ ساله ای را دیدم که بی مهابا ساعت ۳ بعدازظهر در پیاده رو می رفت  مردی پشت سرش بود تا مرا دید فرار کرد !!!! شاید این دختربچه هم می شد یک آتنای دیگر !!!! 

ارزش های دینی را بیش از حد بزرگ نکنید ، حالا چهارتا تارمو بیرون باشد مهم است یا دختری که به ظاهر چادری است و سر کوچه چادر از سر بردارد و چنین و چنان کند !!!! دقیقأ با همچین دختری دوست بودم و همیشه می گفت به اجبار چادر سر می کنم !!!!! 

وقتی بکارت ، ارزش می شود ، پس زن آزاد است ، نه !!!! چون بکارت که ندارد برود دوست پسر پیدا کند ، آن موقع که دوست پسر بگیرد و به خانه خالی اش برود سنگسار می شود !!!! به جای این حرف های صدمن یک غاز به او حریم شخصی اش را بیاموزید اگر تعریف درستی از آن پیدا کند هرگز تحت هیچ شرایطی سمت خیانت نمی رود 

اجازه بدهید قشر دختر نفسی بکشد ، انقدر پسرها را بزرگ نکنید که خودشان را محق برآورده شدن خواسته هایشان بدانند که به راحتی به خاطر سیستم جنسی شان دختری را بلند کنند و ببرند و بکشند ، همین بزرگ کردن ها ، راه به تاریکی مبهم می برد ، پسرها یگویند خب دختر لباسش تحریک کننده بود وخودش را مجاز به تجاوز بداند ، جامعه قطره آب نیست که بتوان یک شب درستش کرد هر کسی هر جوری دلش بخواهد بیرون می رود ، انقدر بنرهای حجاب زده می شود که رنگرزهای ملعون ریشه در جامعه می دوانند !!!! به جای صدبار صدبار اخبار نگاه کردن روش های خودکنترلی را به نوجوان پسرتان بیاموزید که حداقل به پسربچه ۴ ساله رحم کند ، هیچ کسی از هیچ چیزی مبرا نیست و هر اتفاقی ممکن است برایش بیفتد ، عبارات خدا نکند و دور از جون و ... کذب محض ، خدا که برای بنده اش بد نمی خواهد ! منتهی این بنده است که بد راه می رود 

متأسفانه بسیاری از دخترخانم ها از حقوق خودشان اطلاعی ندارند و بسیار بسیار زشت است که زنی سوأل بپرسد که چرا مردها علاقه شدیدی نسبت به پاهای لخت زنان دارند و یک دختر در پاسخ بگوید خدا زن را برای اطفای شهوت مرد آفرید ، چقدر می توان برای چنین والدین و چنین طرز فکری که والدین داشته اند تأسف خورد !!!! جامعه ی امروزی ، طرز فکر چنینی !!!! 

همین دختران قربانی های به ظاهر عشقی فردا می شوند ، چون خودشان را مجاز به رابطه جنسی با دوست پسرشان می دانند در عشق های پوشالی 

کمی فضا را باز بگذارید برای هردو جنس 

جدیدأ نوشت : منظور از باز گذاشتن فضا ، کنایه به خانواده هایی است که دخترشان حتی به پسرعموشان سلام نمی کنند ، خانواده هایی که پسر دارند پسرشونو مهمونی نمی برند 

این آخرین پستی بود که در این خصوص نوشتم




Maryam ۹۶-۵-۰۵ ۱۶ ۶ ۲۸۹

Maryam ۹۶-۵-۰۵ ۱۶ ۶ ۲۸۹




اجتماعی یعنی پست بدون مخاطب 

سلام 

هر کسی باید به اندازه جیبش آرزو کنه بیشتر از اون طمع و قطعأ طمع کردن

 تبعات خاص و گاهأ جبران ناپذیری خواهد داشت . 

پدر و مادرها به دلیل روزمرگی و کسب در آمد و به خیال فراهم کردن آرامش و رفاه برای کودک ، سرویس می گیرند حالا اینکه چقدر راننده را می شناسند مهم نیست ، مهم این است که بزرگ شود و یک مهندس شود ، حالا این کودک هر روز با چگونه انسانی  به سوی تحصیل می شتابد مهم نیست 

از آن جایی که ذره بین جامعه بیشتر روی " تجاوز جنسی دختران  " است کودکان پسر از یاد رفته و رانندگان به سادگی یک شکلات یا ماشین کنترلی آینده کودک را نابود می کنند 

ای کاش به اندازه ای که شرافت و آبرویی که به چهارتا تار مو و بکارت دختران وصله و پینه زده میشه به بحث تجاوز جنسی در پسران اهمیت داده می شد 

به راحتی می توانید با یک سرچ ساده از ارقام صعودی تجاوز به پسران آگاه شوید 

با زوم کردن روی یک مسئله از باقی مسائل دور شده ایم و پسر بچه های  زیادی مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند ، چیزی که از دوران کودکی و نوجوانی والدین در متن ذهنشان حک شده است حساسیت جنسی کودکان دختر بوده که ۴-۵ ساله شد دیگر نگذارید بغل کسی برود ، شلوار بلند تنش کنید که مبادای روزگار حسنعلی بقال شهوتی شود تا حدی که برای اثبات عمومی اش فیلم ساخته شده هیس دخترها فریاد نمی زنند این یک تو دهنی محکمی به  پسربچه هاست که بزنند کنار باد بیاد بابا ، من این فیلم رو هرگز نگاه نکرده و نخواهم کرد فیلمی که به مسائل به صورت تک بعدی نگاه می کند و جنس مخالف را نادیده می گیرد برایم اصلأ جذابیتی ندارد ، پسر هر بلایی سرش آمد مهم نیست ، انقدری که والدین نگران تاکسی و اتوبوسی که  دخترشان سوار می شود هستند نگران پسرشان نیستند ، این زوم بودن بیش از حد دست و پای مردان بی ناموس هوس باز را باز می گذارد ، پسر را هم نمی شود بگذاری خانه ی هر کسی همان طور که دختر را نمی شود .‌

در حق پسربچه ها ظلم می شود وقتی دختربچه پوشکش را خیس کند ۷۷۷ سوراخ او را می برند و می شویند و پوشکش را تعویض می کنند اما پسران چه ؟ همان جا جلو ۷۰ نفر پوشکش را باز کرده صد بار دور خانه طواف داده و سپس می برند می شویند این روشن فکری نیست این ریخته شدن حرمت و حیا در کودکان به خصوص دختربچه ها می شود و حریم خصوصی کودک نادیده گرفته می شود 

حتمأ حتمأ این لینک رو بخونید تا متوجه احساسات پسران و پوشک عوض کردن بشین 






Maryam ۹۶-۵-۰۳ ۱۷ ۸ ۳۴۴

Maryam ۹۶-۵-۰۳ ۱۷ ۸ ۳۴۴



اجتماعی یعنی پست بدون مخاطب 

سلام 

تو کوچه ما یک زوج روشن دل زندگی می کنند ، ۴ فرزند ، ۲ تا دختر ، ۲ تا پسر دارند . سال ۸۰ دختر بزرگش صاحب یک پسر شد ، سال ۸۴ بچه دچار تب ناجوری شد ، درمونگاه خودمون خیلی خوب و دکترش هم الحق و الانصاف حاذق ، براش چند آمپول تجویز کرد و تزریق رو انجام دادند اما زود خبر پیچید که بچه دچار تشنج شد و رفت . شکایت و شکایت کشی کردند و کاشف به عمل اومدند که بله ! داروخونه آمپول ها رو اشتباه داده !!!!! دیگه باقی داستان رو نمیدونم چی شد ! 

یه بار هم مادرم آنفولانزای ساده گرفته بود بردمش دکتر ، براش آمپول تجویز کرد ، وقتی رفتم داروخونه قسمت تحویل دارو همون حین که داشت پلاستیک داروها رو به دستم میداد گرخیدم ، آب مقطرهاش انداره انگشت اشاره با شیشه قرمز بود !!!! داروها رو بردم به دکتر نشون دادم چون از اون سال که این اتفاق افتاد دکتر حواسشو جمع کرده و تأکید مأکد داره بر دیدن داروها پیش از تزریق . وقتی داروها رو دید با تعجب به دفترچه نگاه کرد دید ، درست ! بهم نگاه کرد و گفت داروخانه داروها رو اشتباه داده که ، این داروها رو واسه مادرتون ننوشته بودم اصلأ ، تو دفترچه داروها رو نوشت و فوری تلفن رو برداشت و گفت تشریف ببرید داروخانه . رفتم بیرون برای مادرم قضیه رو گفتم و از پله ها پایین رفتم و داخل داروخانه رفتم از دکترداروخانه تا حسابدار هیچ کاره همه رنگ هاشون گچ بود و دفترچه رو ازم گرفتند و داروها رو درست کردند و میونش دکتر داروخانه ازم معذرت خواهی می کرد ، من هم مدام تو سرم فکرای ناجور میومد اصلأ تو حال خودم نبودم ، تو کف اون آب مقطرهای وحشتناک بودم و می گفتم یعنی اون واسه چه بیماری !!!! عرق سرد رو پیشونیم نشسته بود داروها رو بردم بالا نشون دادم و دکتر تائید کرد و تزریق انجام شد . 

بعضی وقت ها خدا می خواد شفا بده منتهی وسیله ، وسیله نیست . هیچ وقت اون پسربچه رو از یاد نمی برم . وقتی از بیمارستان بیرون میای مسئول جا به جایی بیماران به جای ابراز تأسف از مرگ یک عزیز از دست رفته با نیش تا بناگوش به سمت دکه انتظامات داد می زنه ۳ نفر امروز مردند ، به اتیکت های روپوش ها اعتباری نیست . اینا برای خدمت به خلق نیومدند اینا برای ریشخند زدن به یک عده عزیز از دست رفته اومدند ، اصلأ سنگدل باش ، هر چی هستی واسه خودت باش ، حق نداری از سوگ مردم خنده سر بدی ! 

تو شهرستان ، پدر یکی از مستأجرهای ما هم با آمپول اشتباهی از دنیا رفت 

چند شب پیش دخترخاله م تو خواب یهو نفسش در نمیومده با باباش رفتن درمونگاه نگهبان نشسته بوده با گوشیش بازی می کرده اینا گفتن در و باز کن ، تازه گفته ، چی کار دارین ؟ 


خواهشأ پیش از استفاده از داروهاتون ، به دکتر نشون بدین 


Maryam ۹۶-۴-۳۱ ۲۸ ۷ ۳۴۸

Maryam ۹۶-۴-۳۱ ۲۸ ۷ ۳۴۸


۱ ۲ ۳ ... ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ... ۹ ۱۰ ۱۱

سلام
اینجا می خوانی آنچه که برای خودم نمی پسندم ، میل به پذیرش و تائید ندارم ، می نویسم تا گفته باشم
اینجا نتیجه درگیری های ذهنی منه

style